برای دردهای مردم مظلومم ، بغض گلویم را می فشارد ، ترانه های سربی ، آواز بی کسی ، رنج بی پناهی، و گرسنگی مردم میهن!
۱۳۹۴ فروردین ۲۴, دوشنبه
به یاد زندهیادان ِ شهید؛ رفیق بیژن جزنی و ۸ تن مبارز دیگرِ جانباخته در زندانهای پهلوی
علی محمد ساکی
''علی محمد ساکی'' ................
**هنگام امضا صورتجلسه تحویل اسناد و مدارک شهرداری ,خودنویس طلایی را که ظاهرا یک شرکت راه سازی- در زمان مسئولیتش به وی هدیه کرده است روی میز جا می گذارد. کارمندی که اسناد را تحویل می گیرد به وی می گوید: «آقای شهردار خودنویستان جا مانده است» او در پاسخ می گوید: « می دانم!خودنویس مال شهردار خورموه است، نه علی محمد ساکی**
وی در سال 1314 در شهر خورموه (خرم آباد) متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر به پایان رساند. در سال 1335 به شغل معلمی روی آورد و همزمان ادامه تحصیل داد تا اینکه در سال 1338 موفق به دریافت دانشنامه لیسانس شد. متعاقب آن در سال 1342 مدرک فوق لیسانس خود را در رشته جامعه شناسی در یافت کرد و در همین سال به عنوان مدیر دبیرستان ملک الشعرای بهار مشغول به کار شد.
**هنگام امضا صورتجلسه تحویل اسناد و مدارک شهرداری ,خودنویس طلایی را که ظاهرا یک شرکت راه سازی- در زمان مسئولیتش به وی هدیه کرده است روی میز جا می گذارد. کارمندی که اسناد را تحویل می گیرد به وی می گوید: «آقای شهردار خودنویستان جا مانده است» او در پاسخ می گوید: « می دانم!خودنویس مال شهردار خورموه است، نه علی محمد ساکی**
وی در سال 1314 در شهر خورموه (خرم آباد) متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر به پایان رساند. در سال 1335 به شغل معلمی روی آورد و همزمان ادامه تحصیل داد تا اینکه در سال 1338 موفق به دریافت دانشنامه لیسانس شد. متعاقب آن در سال 1342 مدرک فوق لیسانس خود را در رشته جامعه شناسی در یافت کرد و در همین سال به عنوان مدیر دبیرستان ملک الشعرای بهار مشغول به کار شد.
در همین دوره و تحت نظر وی چهره های مستعد و نخبه بسیاری به دانشگاه راه پیدا کرده و بعضی از این افراد تحت حمایت مالی و معنوی مرحوم ساکی قرار گرفتند و پس از پایان تحصیل همگی مصدر خدمات قابل توجهی در سطح استان و دیگر نقاط کشور شدند. شادروان ساکی سپس در سال 1348 به عنوان رئیس آموزش و پرورش ایذه به این شهر عزیمت کرد و پس از یکسال مسئول آموزش و پرورش شوشتر شد و در همین سال به عنوان بهترین مدیر آموزش و پرورش کشور شناخته شد.
بعد از آن در سال 1350 از سوی انجمن شهر خورموه به سمت شهردار انتخاب و همانطوری که ذکر شد در این شهر منشا خدمات پرشماری در عرصه های گوناگون عمرانی، فرهنگی و اجتماعی شد. وی سرانجام در سال 1356 از کار اداری فراغت پیدا کرد و بعد از انقلاب نیز هیچ سمت اداری را نپذیرفت و به کارهای تحقیقی و پژوهشی روی آورد.
از بدو تشکیل شهرداری خورموه در سال 1305 تا به حال حدود تعداد 65 نفر شهردار، سرپرست و وکیل برای شهرداری خرم آباد تعیین شده و بر سرکار آمده اند، اما بدون آن که بخواهیم خدمات و زحمات شهرداران پیش و پس از زنده یاد علی محمد ساکی را نادیده بگیریم، باید گفت که این شهر تا پیش از قبول مسئولیتِ ایشان در شمار شهرهای حاشیه ای و کم اهمیت کشور قرار داشت.
در آن هنگام کسی که وارد شهر خورموه می شد، به دلیل مبادی ورودی تنگ و پر پیچ و خم این شهر هیچ نمی دانست که چگونه به یکباره وارد یک دره محصور، با تعدادی ساختمان تجاری و مسکونی که نام شهر بر آن گذاشته اند شده است.
در پی انتصاب مرحوم ساکی به عنوان شهردار خورموه در سال 1350، وی از همان ابتدا عوامل انسانی و ماشین آلات و تجهیزات راهسازی و شهرسازی مورد نیاز خود را در سطحی وسیع و گسترده به کار گرفت و همزمان در همه جای شهر طرح های عمرانی و شهرسازی بسیاری را با پشتکار و جدیت فراوان به اجرا گذارد.
بنابراین مبادی ورودیِ سنگی و صخره ای شهر تعریض و سامان بخشیده شدند. گرداگر شهر کمربند و فضای سبز کشیده شد. دریاچه و پارک معروف کیو و پارک ها ی متعدد طراحی و ساخته شدند. مهمانسرا، هتل، کتابخانه، مراکز فرهنگی، رفاهی، تربیتی و ورزشی بسیاری تاسیس شدند. میدان ها و خیابان های جدید احداث شدند، یک حمام قدیمی به یک باب چایخانه سنتی بسیار زیبا تبدیل شد. کاروانسرای متروک شهر به صورت یک بازار خریدِ با نشاط و فعال درآمد. غسالخانه قدیمی و گِلی شهر تخریب و تجدید بنا شد.
و به این ترتیب شهر محروم، کوچک و کم اهمیت خورموه در پایان دوره مسئولیت شادروان علی محمد ساکی در سال 1356 به هیئت یک شهر مدرن، زیبا و سرسبز درآمد و یک بار نیز به عنوان شهر نمونه در سطح کشور شناخته شد. از آن زمان این انسان والا و سخت کوش و خودساخته در نزد مردم شهر عزیز و محبوب دانسته شد و تا امروز همچنان و با عزت و احترام از او یاد می شود.
در آن هنگام کسی که وارد شهر خورموه می شد، به دلیل مبادی ورودی تنگ و پر پیچ و خم این شهر هیچ نمی دانست که چگونه به یکباره وارد یک دره محصور، با تعدادی ساختمان تجاری و مسکونی که نام شهر بر آن گذاشته اند شده است.
در پی انتصاب مرحوم ساکی به عنوان شهردار خورموه در سال 1350، وی از همان ابتدا عوامل انسانی و ماشین آلات و تجهیزات راهسازی و شهرسازی مورد نیاز خود را در سطحی وسیع و گسترده به کار گرفت و همزمان در همه جای شهر طرح های عمرانی و شهرسازی بسیاری را با پشتکار و جدیت فراوان به اجرا گذارد.
بنابراین مبادی ورودیِ سنگی و صخره ای شهر تعریض و سامان بخشیده شدند. گرداگر شهر کمربند و فضای سبز کشیده شد. دریاچه و پارک معروف کیو و پارک ها ی متعدد طراحی و ساخته شدند. مهمانسرا، هتل، کتابخانه، مراکز فرهنگی، رفاهی، تربیتی و ورزشی بسیاری تاسیس شدند. میدان ها و خیابان های جدید احداث شدند، یک حمام قدیمی به یک باب چایخانه سنتی بسیار زیبا تبدیل شد. کاروانسرای متروک شهر به صورت یک بازار خریدِ با نشاط و فعال درآمد. غسالخانه قدیمی و گِلی شهر تخریب و تجدید بنا شد.
و به این ترتیب شهر محروم، کوچک و کم اهمیت خورموه در پایان دوره مسئولیت شادروان علی محمد ساکی در سال 1356 به هیئت یک شهر مدرن، زیبا و سرسبز درآمد و یک بار نیز به عنوان شهر نمونه در سطح کشور شناخته شد. از آن زمان این انسان والا و سخت کوش و خودساخته در نزد مردم شهر عزیز و محبوب دانسته شد و تا امروز همچنان و با عزت و احترام از او یاد می شود.
زنده یاد ساکی در طول دوران پربار و درخشان خدمت خود به فکر اندوختن مال و سوءاستفاده از موقعیت های شغلی نبود. وی در گزارشی تحت عنوان « هفت سال خدمت در شهر خورموه » با سربلندی و شجاعت بسیار اعلام می کند: «اگر روزی بمیرم برای من و فرزندانم این افتخار بسنده است که دیناری مدیون افراد و بیت المال نبوده ام».
نقل است که مرحوم ساکی در پایان دوران مسئولیت خود در شهرداری ، هنگامی که صورتجلسه تحویل اسناد و مدارک مربوط به شهرداری را امضا می کند، در انتها خودنویس طلایی خود را که ظاهرا یک شرکت راه سازی- در زمان مسئولیتش در شهرداری- به وی هدیه کرده است روی میز جا می گذارد. در این موقع کارمندی که اسناد مورد نظر را تحویل می گیرد خطاب به وی می گوید: «آقای شهردار خودنویستان جا مانده است»، و او در پاسخ می گوید: « می دانم! خودنویس مال شهردار خورموه است، نه علی محمد ساکی ».
البته مرحوم ساکی در طول دوران خدمت خود از سوی تعدادی افراد زیاده خواه و سودجو و به تعبیر امروزی ها رانت خوار اذیت و آزار فراوان دیده بود، اما نتوانسته بودند در عزم و اراده وی در راه انجام ماموریت ها وظایف محوله خلل چندانی به وجود بیاورند، با این حال وی در ایام بازنشستگی ودر اواخر عمر به خاطر بعضی ناسپاسی ها و قدرناشناسی ها قدری دلگیر و آزرده خاطر شده بود.
لازم به ذکر است که تلاش ها و فعالیت های آن مرحوم به هیچ وجه محدود و منحصر به امور اجرایی و عمرانی نبود، بلکه وی به گواهی آثاری که چاپ و منتشر کرده است، در زمره اصحاب فرهنگ و اهل قلم قرار داشته و شخصیتی آگاه و فرزانه به شمار می رفته، که در کار تالیف، ترجمه و تصحیح متون قدیمه آثار و مکتوبات وزین و در خورتوجهی از خود به جا گذاشته است، به طوری که این آثار هم اکنون از سوی پژوهشگران و نویسندگان جوان لرستانی و سایر مناطق کشور به عنوان منابع و مآخذ معتبر مورد استفاده قرار می گیرند.
استاد ایرج کاظمی، نویسنده، استاد دانشگاه و محقق برجسته لرستانی که مدت ها همکار فرهنگی و یار گرمابه و گلستان شادروان علی محمد ساکی بوده، در باره شان فرهنگی و وجهه علمی وی می گوید: « حقیقت داشت که او دریایی از معرفت و آگاهی را با خود همراه ساخته و اعتبار و خلاقیت ها و تداوم اندیشه اش جایگاهی رفیع در حوزه علم و تحقیق برایش به وجود آورده بود».
آثار مکتوب علی محمد ساکی به طور عمده از این قرار هستند:
1- جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان (تالیف)
2- سالنامه دبیرستان بهار(تالیف)
3- سفرنامه سر بی دوراند (ترجمه)
4- سفرنامه ویلسن (ترجمه)
5- سفرنامه فریا استارک (ترجمه)
6- زندگی کریمخان زند (ترجمه)
7- گلشن مراد (تصحیح)
8- مقالات تحقیقی و انتقادی.
لازم به ذکر است که تلاش ها و فعالیت های آن مرحوم به هیچ وجه محدود و منحصر به امور اجرایی و عمرانی نبود، بلکه وی به گواهی آثاری که چاپ و منتشر کرده است، در زمره اصحاب فرهنگ و اهل قلم قرار داشته و شخصیتی آگاه و فرزانه به شمار می رفته، که در کار تالیف، ترجمه و تصحیح متون قدیمه آثار و مکتوبات وزین و در خورتوجهی از خود به جا گذاشته است، به طوری که این آثار هم اکنون از سوی پژوهشگران و نویسندگان جوان لرستانی و سایر مناطق کشور به عنوان منابع و مآخذ معتبر مورد استفاده قرار می گیرند.
استاد ایرج کاظمی، نویسنده، استاد دانشگاه و محقق برجسته لرستانی که مدت ها همکار فرهنگی و یار گرمابه و گلستان شادروان علی محمد ساکی بوده، در باره شان فرهنگی و وجهه علمی وی می گوید: « حقیقت داشت که او دریایی از معرفت و آگاهی را با خود همراه ساخته و اعتبار و خلاقیت ها و تداوم اندیشه اش جایگاهی رفیع در حوزه علم و تحقیق برایش به وجود آورده بود».
آثار مکتوب علی محمد ساکی به طور عمده از این قرار هستند:
1- جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان (تالیف)
2- سالنامه دبیرستان بهار(تالیف)
3- سفرنامه سر بی دوراند (ترجمه)
4- سفرنامه ویلسن (ترجمه)
5- سفرنامه فریا استارک (ترجمه)
6- زندگی کریمخان زند (ترجمه)
7- گلشن مراد (تصحیح)
8- مقالات تحقیقی و انتقادی.
در حاشیه شهر خورموه و در قسمت جنوبی دریاچه کیو(آبی)، میدان کوچکی قرار دارد که به نام زنده یاد ''علی محمد ساکی'' نامگذاری شده است.
علی محمد ساکی در 22 خرداد سال 1373، به دلیل بیماری ناشی از فشار کار زیاد و سکته مغزی چشم از جهان فروبست. روحش شاد و یادش گرامی باد.
علی محمد ساکی در 22 خرداد سال 1373، به دلیل بیماری ناشی از فشار کار زیاد و سکته مغزی چشم از جهان فروبست. روحش شاد و یادش گرامی باد.
۱۳۹۴ فروردین ۲۳, یکشنبه
''رضا سقایی'' خواننده موسیقی لری
''رضا
سقایی'' خواننده موسیقی لری
وی در ۲۰ فروردین ۱۳۱۸در محله پشت بازار ''خورموه'' (خرمآباد) به دنیا آمد.به علت شرایط ویژه در همان دوره ی ابتدایی درس و مشق را رها کرد و خیاط شد .
نخستین تصنیف او با زبان لری آن نگاه مست تو نام داشت. ترانه دایه دایه معروفترین اثر او بود.
در دهه ی 40 ترانه های «گنم خر» (خریدار گندم) و «کؤش طلا» (کفش طلا) را خواند و موسیقی لری را با شکوهی بی نظیر به عرصه ی ملی کشاند.'' آبادان شهر یارم '' ''عجب ماهی'' ''او سیل خمار تو '' ''قدم خیر '' ''تفنگ'' ''بزران'' ''زین و برگ '' ''جنگ لورو '' ''وقت نمازه '' ''دسمه بیر '' ''هیفه او گله باغی '' ''موتورچی'' از جمله آثار وی میباشند.
وی در ۲۰ فروردین ۱۳۱۸در محله پشت بازار ''خورموه'' (خرمآباد) به دنیا آمد.به علت شرایط ویژه در همان دوره ی ابتدایی درس و مشق را رها کرد و خیاط شد .
نخستین تصنیف او با زبان لری آن نگاه مست تو نام داشت. ترانه دایه دایه معروفترین اثر او بود.
در دهه ی 40 ترانه های «گنم خر» (خریدار گندم) و «کؤش طلا» (کفش طلا) را خواند و موسیقی لری را با شکوهی بی نظیر به عرصه ی ملی کشاند.'' آبادان شهر یارم '' ''عجب ماهی'' ''او سیل خمار تو '' ''قدم خیر '' ''تفنگ'' ''بزران'' ''زین و برگ '' ''جنگ لورو '' ''وقت نمازه '' ''دسمه بیر '' ''هیفه او گله باغی '' ''موتورچی'' از جمله آثار وی میباشند.
در طول
زندگی هنری خود با علی اکبر شکارچی، مجتبی میرزاده و فرج علیپور همکاری داشت. با
همکاری شادروان مجتبی میرزاده ترانه های«دالکه(مادر)»، «تفنگ»، «زندگی»، «قدم
خیر»، «دایه دایه»، «موتورچی» و ... بازسازی شد.
سقایی در
سال 57 به علت عمل لوزه و محاسبات غلط پزشک جراح، آن حنجره و صوت اساطیری را به
خاطره ها سپرد ولی گهگاه بی تابی او را وا می داشت در محافل دوستانه چیزی زمزمه
کند تا در اواخر جنگ ایران و عراق در شهر ازنا لرستان بر اثر اصابت ترکش یک بمب
مجروح شد و تا پایان عمر به خاطر عوارض آن بیمار بود.
از جمله
کارهای معروف او ترانه لری «زندگی بیچشم تو درد و عذابه» است که بعدها عبدالوهاب
شهیدی و زند وکیل هم این کار را به فارسی خواندند.
در سال ۱۳۸۶، ترانه "موتورچی (دایه دایه)" با تنظیم مجتبی میرزاده و با صدای سقایی جزو آثار فاخر و ماندگار ۱۰۰ سال اخیر موسیقی ایران به ثبت رسید.
در سال ۱۳۸۶، ترانه "موتورچی (دایه دایه)" با تنظیم مجتبی میرزاده و با صدای سقایی جزو آثار فاخر و ماندگار ۱۰۰ سال اخیر موسیقی ایران به ثبت رسید.
سقایی در
تمام عمر مجرد بود و در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۹ به دلیل نارسایی
تنفسی در پی سکته مغزی در بیمارستان ساسان تهران درگذشت. پیکر وی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ در تهران تشیع و
به شهر زادگاهش خرمآباد منتقل شد، در این مراسم هنرمندان و اهالی لرستان و
دوستداران این هنرمند شرکت داشتند ..
Top of Form
اشتراک در:
نظرات (Atom)
واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد
منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...





