۱۳۹۴ مرداد ۱۵, پنجشنبه

خفتار- سعيد سلطانپور – از مجموعۀ آوازهای بند




جادوی مهتاب شب مرداد می‌تابد
روی فلات خواب
در بستر مرموز این مرداب
سرگرم رؤیاهای خفتارند، بسياران
مهتاب می‌گردد
مهتاب روی جوشن مرداب می‌گردد
تا از نگاه پاسداران راه بگشاید
بر دیده‌ی خواب گرفتاران
در قلب این آرامش مرموز
حتی اگر خرناسه‌ای خيزد
چشم و زبان پاسداران می‌تپد از هول:
این خفته شاید خنجری در آستين دارد
شاید خيال آفتابی می‌پزد در سر
شاید در این خفتار ناموزون اشاراتی ست
از روزگار خون و آن هنگامه‌ی دیگر
و چشمه‌های خون مرد خفته می‌جوشد
از چشم و از چنگال خونخواران
گاهی ز چشم پاسداران دور
پشت جگن‌ها شعله‌ی نيلوفری پرشور
در پرده‌های شب می‌آویزد
و می‌دمد شوریده در شيپور خونالود
و در نهاد خستگان خفته شوری برمی‌انگيزد
از قلب دوزخ می‌شکافد نعره‌ای در شب
دیگر تن نيلوفر است و تيغ شبکاران
و باز می‌تابد چراغ جادوی مهتاب
بر خستگان خواب
انبوه با شب مانده ناچاران
اما، من این مرغ اشارت خوان پنهانگوی
آرام و پنهان، پرپرک، پر بسته با هر سوی
روی درخت درهم شبگير می‌خوانم:
خوابانده انگشت اشارت جانب کهسار
هر خفته‌این‌جا کولباری زیر سر دارد
و لحظه‌ای درکار این خفتار می‌مانم
و باز می‌دانم
رؤیای خونينی گذر دارد
در پشت پلک بسته‌ی این نيمه هشياران
و همچنان مهتاب جادو، جادوی مهتاب
روی سکوت و مرگ و خون و خواب، می‌راند
مرغی درخشان از کدامين گوشه‌ی مرداب، می‌خواند
نيلوفری، آشفته، روی دشت شب کاکل می‌افشاند
و می‌دمد پرشور، در شيپور خونالود
و باغهای قرمز شيپور می‌روید
آنگاه دریای درشت پلک‌های خفته می‌جنبد
ومی‌گشاید صد هزاران چشم هول‌انگيز
و در نگاه پاسداران خيره می‌ماند:
ناگاه می‌توفند از اعماق «تابستان خون» شوریدگان خشم
ناگاه می‌جوشند از قلب زمين و آسمان، این خفته بيداران
روی فلات زنده‌ی بيدار
گل‌مشت خونالوده‌ی خورشيد
بر فرق خونين شب خونخوار
می‌کوبد

من فریاد سرخ رهایی ام

داعش ما نامش امام دجالان بود ...


یادمان افسر السادات حسینی


ساعت اعدام ، با صدای زنده یاد احمد شاملو

جان انسان ‌های شریف بسیاری در سیاه چال ‌های رژیم فاشیستی آخوندی در 
معرض خطر اعدام قرار دارد. فعالیت ‌های حقوق بشری ایرانیان در سراسر جهان 
باید صد چندان شود تا بلکه جان بسیاری از این عزیزان حفظ شود و سقوط این 
رژیم قرون وسطأیی تسریع گردد .

نکته هائی برای اندیشیدن (جمشید پیمان)

گذشته را فقط می توان بایگانی کرد، نه فراموش!
"اندیشه" ،
بیگانه ترین همراهِ انسان است.
برای " گفتن " ، چون ابرهای کویر باش .
برای " شنیدن " ، چون دریـا .
اندیشیدن ، همـزاد تو است .
درست اندیشیدن ، آفریده ی تو .
آن مدعی که همه ی حقیقت را با خود دارد،
با " حقیقت " بیگانه ترین است.

۱۳۹۴ مرداد ۱۴, چهارشنبه

بر علیه فراموشی تابستان 1367

بیست سال قبل از آن , سالهای وحشت دهه شصت , هفده سال هم بعد از آن , عزیزانمان را تیر باران کردند و یا بر دار کشیدند.آنها را به جرم آزادی خواهی , عدالتخواهی , روشنگری و تسلیم نا پذیری برای دفاع از حرمت انسانیت کشتند ما برای آنها مرثیه نمیخوانیم ما آرمان و پایداری آنها را ارج مینهیم و دادخواه عزیزانمان هستیم. , دو سال پیش به مناسبت یادبود بیست و پنخمین سال قتل عام 67 و بزرگداشت یاد و راه عزیزانمان در شهر کلن , ویدئو یی تهیه شده با گلچینی ازتصاویر عزیزان جانباخته ، تا جایی که امکان دسترسی داشته ایم .
با آن ، یاد و خاطره همه جانباختگان این 37 سال را گرامی‌ می‌داریم .

واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد

منصور امان /  فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد  منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...