
برای دردهای مردم مظلومم ، بغض گلویم را می فشارد ، ترانه های سربی ، آواز بی کسی ، رنج بی پناهی، و گرسنگی مردم میهن!
۱۳۹۴ مرداد ۲۲, پنجشنبه
زبان مادری تان فراموش نشود ...
این پست را تقدیم میکنم به آنانی که در دستگاه آسیمیلاسیون فارس هضم شده اند و زبان مادری را از یاد برده و زبان اصیل لری را لهجه می دانند
برخی واژگان لری.....
لوچ \ چروک
هوز \ قبیله ، گروه
لووَچ \ دریچه
ژا \ نشخوار
ژیل \ تکان
مِژ \ مکیدن
توچَه \ دیگ
بوکرو \ ته دیگ
هَلوره \ گاهواره
لَلو \ گاهواره
مِرژنگ \ مژه
بِرم \ ابرو
توز \ گرد و خاک
ژِک \ نارس ، کال
گِژِک \ دکمه
کِل \ فرستادن
کِل \ بغل ، اغوش
کَل \ خرابه
کُل \ کوتاه
کَل \ بز کوهی
کَل \ آمیزش
کُل \ کند ، تیز نیست
کُل \ شکارگاه
کِل \ هلهله در عروسی لری
گُل \ خوشه
گُل \ گل
گِل \ برگرداندن
گَل \ دسته ، گروه
گِل \ وسط دوپا ، بینابین پاها
گُل \ لکه
گِل \ بالا
رژول \ زمین سفت
ژریژ \ مفرغ
ژو \ درد زایمان
سِنو \ سرطان
هیزَه \ کوزه
پیز \ ساعد پا
کپو \ سر
کپونی \ تقلید کردن
خِزگال \ ای کاش ، آرزو ( مخصوص چگنی هاست )
کِویژگَه \ شوره سر
شوکَه \ شوره سر
مِل \ گردن
پِت \ بینی
پَرو \ تیکه پارچه
اَنو \ بغض گلو
اَنو \ گل اندود خانه ها
دَشکَه \ نخ
میرَه \ شوهر
زورار \ زن برادر
شیرار \ برادر شوهر
کِچی \ عمه
تاته \ عمو
سوک \ ضربه زدن
مِرک \ آرنج
ژوژ \ رشد ، نمو
انِلات \ معطل
دِوار \ سیاه چادر
پِرچ \ موی بلند
تیشک \ مخالف
تِ ایژه \ آبکش
جِنک \ لباس
چِغِر \ جنگل
گِناس \ خسیس
زوق \ سرما
زووِت \ جسور
زیپو \ جنجال
شَکو \ تکان
رِکو \ لرزش
ژاژ \ بقچه
دول آوه \ صندوقچه
ژیلَه \ تگرگ ریز
چول \ فتنه گری
چوول \ خالی
تَتِک \ باسن
روچِسِه \ انجماد
تُر \ مسیر ، رد
دُر \ دراز ، آویزان
توژ \ سرشیر
توک \ سرشیر
چار \ آرامش
سِتار \ آرامش
بایِنه \ جغد
خِپ \ کمین کردن
دِرک \ رماتیسم
هِکِه \ وقتی که
کُر \ پسر
دآ \ مادر
دالکه \ مادر
دی \ مادر ( کوهگیلویه و بویر احمد )
فِرگ \ فکر
فِرَه \ زیاد ( لکی )
هیرده \ کوچک و ریز ( بختیاری )
ریلاس \ گستاخ
زووِت \ گستاخ
تیه \ چشم
ضج \ پاگرفتن ، رشد کردن
خنازیل \ گلو درد
دول آوه \ صندوق چوبی ، یخدون چوبی
خشخار \ بی جهت ( بختیاری )
چومَت \ مشعل
چوغا \ روپوشی برای مردان
کَپنَِک \ روپوشی برای مردان
زیر سر مار \ حلزون
گِلو \ گربه ( کوهگیلویه بویر احمد )
بِنکو \ گروه ( کهگیلویه بویر احمد )
بِلازه \ رقص آتش ( بختیاری )
پِژاره \ با خویشتن حرف زدن
هَچایه \ گفتگو
آساره \ ستاره
مونگ \ ماه
هِناسه \ نفس _ نفس سرد
اِنَه \ نفس - نفس گرم
کُت کُت \ پاره پاره
کولا \ سایبان
گردآورنده واژگان ... اصغر حاتم وند از اعضای انجمن ستین لر
چاشت \ ناهار (لری بوشهری )
کِلَشیر خدایان \ دارکوب
دارتوکِنَک \ دارکوب
عقاب \ دال
کرکس \ اُلو
زِمگَه \ خانه های سنگی عشایر
هیل \ قهوه ای
رَش \ قهوه ای مایل به زرد
کیو\ آبی
سوز \ سبز
سوُر \ سرخ
هییل hill \ ردیف شخم
کِر \ ردیف ، خط راستا
آسو \ افق ( لکی )
قارَنِه \ فریاد زدن
بونگ \ صدا
هور \ خورشید ( لکی )
کَلگ \ نان بلوط
کِلَشیر \ خروس
وار \ دوشیزه مرغ
وِراز \ گراز
لولَه \ بچه گراز
تاک \ گراز بزرگ
سیپِریسک \ پرستو
دو دیم \ پرستو ( کوهگیلویه بویر احمد)
چلچله \ پرستو ( بختیاری)
په پی \ پروانه ( لری و اوستایی )
پاپریک \ پروانه
پرتک \ پروانه ( کوهگیلویه بویر احمد )
پرپروک \ پروانه ( بختیاری )
اُرسی \ کفش
لیسک \ شعاع نور
شومی \ هندوانه
هِیِرَک \ پشه
پرتوک \ پشه ( بختیاری )
پشخَه \ مگس
مِریژ \ مورچه
چوکِر \ جوانه
توم \ بذر ، تخم ( لری و اوستایی)
مَزگ \ مغز ( لری و اوستایی )
مَجمَه \ سینی بزرگ ( لری و اوستایی )
دِما \ عقب ، پشت سر ( لری و اوستایی )
اِسپی \سفید ( لری و اوستایی)
باؤ \ بنگ و ناله ( لری و اوستایی )
دوخدر \ دختر ( لری و اوستایی )
سوهر \ معده
لَغِرو \ روده
زَلَه \ آپاندیس
هیمَه \ هیزم
کوتِل \ کنده درخت
ویر \ یاد ، حافظه
گالَه \ داد و فریاد
قورنجَه \ نیشگون
چغا \ تپه
شاپلیشک \ پرستو ( مناطق بختیاری )
هول \ فکر و خیال
کولرونی \ شورت
هِنارَس \ ناجی ، فریاد رسان
دویِمو \ خاندان ، خانواده
چَقَل \ شغال
روآ \ روباه
سیفا \ اندیشه
مِرِس \ گمان ، خیال ( چگنی ها )
ایواره \ غروب
پِغِر \ خش و خاشاک
پَرَنغِلا \ خش و خاشاک
لیک \ قطعه ، بخش
لیک لیک \ قطعه قطعه کردن
لَغوم \ افسار اسب
گونج \ زنبور
ماز \ بلندی ، بلندا
وَر \ جلو
نِزگ \ توان ، انرژی
نوفتو \ ولگرد
بِلیز \ روشن ، شعله ور
پِریسکَه \ شراره آتش
کَپَر \نوعی سایه بان
کولَه مرجو \ آدم حسود
مَرژ\ شرط بندی
اِشکَفت \ غار
اَزگِل \ زغال
خورونگ \ زغال ( کوهگیلویه بویر احمد)
کِرتِک \ گیاه زنبق
دِلیمَه \ گیاه گل جالیز
کُلکِنه \ گیاه چای کوهی
ازبوئه \ گیاه آویشن
گوزِرو \ گیاه گل گاوزبان
هِلیت \ گیاه قیاق
ژِه ای \ شیره درخت
ژار \ فقیر
پیا \ مرد
ژَن \ زنگ آهن
گورمی \ جوراب
بِچِک \ چوب تیز
بِه ایی \ عروس
لِلَه \ معیار ، اندازه ( چگنی ها )
پُف \ شش ، ریه
هِلونَه \ آلوی وحشی
چی یِه \ مایه ماست
کَلِلا \ ناقص ، معیوب
گَنَل \ رنگ زرد
کِژاژ سَر \ خسیس
تول \ پیشانی
چِزِنَک \ نوعی نان لری
شلیکنه \ نوعی نان لری
چِرَکی \ نوعی نان لری
تاف \ آبشار
هِناسگِرو \ تنگی نفس گرفتن
گِر \ لحظه
گِر \ حس و احساس
گُر \ شعله ور شدن ، گرم شدن
چوله \ جوجه تیغی
ژِژو \ نوعی خارپشت
گِز \ خیره شدن
گَز \ مسیر کوتاه ( یک گام )
گِزِر \ هویچ
گرداورنده ... اصغر حاتم وند از اعضای انجمن « ستین لر »
ادامه دارد .......
برخی واژگان لری.....
لوچ \ چروک
هوز \ قبیله ، گروه
لووَچ \ دریچه
ژا \ نشخوار
ژیل \ تکان
مِژ \ مکیدن
توچَه \ دیگ
بوکرو \ ته دیگ
هَلوره \ گاهواره
لَلو \ گاهواره
مِرژنگ \ مژه
بِرم \ ابرو
توز \ گرد و خاک
ژِک \ نارس ، کال
گِژِک \ دکمه
کِل \ فرستادن
کِل \ بغل ، اغوش
کَل \ خرابه
کُل \ کوتاه
کَل \ بز کوهی
کَل \ آمیزش
کُل \ کند ، تیز نیست
کُل \ شکارگاه
کِل \ هلهله در عروسی لری
گُل \ خوشه
گُل \ گل
گِل \ برگرداندن
گَل \ دسته ، گروه
گِل \ وسط دوپا ، بینابین پاها
گُل \ لکه
گِل \ بالا
رژول \ زمین سفت
ژریژ \ مفرغ
ژو \ درد زایمان
سِنو \ سرطان
هیزَه \ کوزه
پیز \ ساعد پا
کپو \ سر
کپونی \ تقلید کردن
خِزگال \ ای کاش ، آرزو ( مخصوص چگنی هاست )
کِویژگَه \ شوره سر
شوکَه \ شوره سر
مِل \ گردن
پِت \ بینی
پَرو \ تیکه پارچه
اَنو \ بغض گلو
اَنو \ گل اندود خانه ها
دَشکَه \ نخ
میرَه \ شوهر
زورار \ زن برادر
شیرار \ برادر شوهر
کِچی \ عمه
تاته \ عمو
سوک \ ضربه زدن
مِرک \ آرنج
ژوژ \ رشد ، نمو
انِلات \ معطل
دِوار \ سیاه چادر
پِرچ \ موی بلند
تیشک \ مخالف
تِ ایژه \ آبکش
جِنک \ لباس
چِغِر \ جنگل
گِناس \ خسیس
زوق \ سرما
زووِت \ جسور
زیپو \ جنجال
شَکو \ تکان
رِکو \ لرزش
ژاژ \ بقچه
دول آوه \ صندوقچه
ژیلَه \ تگرگ ریز
چول \ فتنه گری
چوول \ خالی
تَتِک \ باسن
روچِسِه \ انجماد
تُر \ مسیر ، رد
دُر \ دراز ، آویزان
توژ \ سرشیر
توک \ سرشیر
چار \ آرامش
سِتار \ آرامش
بایِنه \ جغد
خِپ \ کمین کردن
دِرک \ رماتیسم
هِکِه \ وقتی که
کُر \ پسر
دآ \ مادر
دالکه \ مادر
دی \ مادر ( کوهگیلویه و بویر احمد )
فِرگ \ فکر
فِرَه \ زیاد ( لکی )
هیرده \ کوچک و ریز ( بختیاری )
ریلاس \ گستاخ
زووِت \ گستاخ
تیه \ چشم
ضج \ پاگرفتن ، رشد کردن
خنازیل \ گلو درد
دول آوه \ صندوق چوبی ، یخدون چوبی
خشخار \ بی جهت ( بختیاری )
چومَت \ مشعل
چوغا \ روپوشی برای مردان
کَپنَِک \ روپوشی برای مردان
زیر سر مار \ حلزون
گِلو \ گربه ( کوهگیلویه بویر احمد )
بِنکو \ گروه ( کهگیلویه بویر احمد )
بِلازه \ رقص آتش ( بختیاری )
پِژاره \ با خویشتن حرف زدن
هَچایه \ گفتگو
آساره \ ستاره
مونگ \ ماه
هِناسه \ نفس _ نفس سرد
اِنَه \ نفس - نفس گرم
کُت کُت \ پاره پاره
کولا \ سایبان
گردآورنده واژگان ... اصغر حاتم وند از اعضای انجمن ستین لر
چاشت \ ناهار (لری بوشهری )
کِلَشیر خدایان \ دارکوب
دارتوکِنَک \ دارکوب
عقاب \ دال
کرکس \ اُلو
زِمگَه \ خانه های سنگی عشایر
هیل \ قهوه ای
رَش \ قهوه ای مایل به زرد
کیو\ آبی
سوز \ سبز
سوُر \ سرخ
هییل hill \ ردیف شخم
کِر \ ردیف ، خط راستا
آسو \ افق ( لکی )
قارَنِه \ فریاد زدن
بونگ \ صدا
هور \ خورشید ( لکی )
کَلگ \ نان بلوط
کِلَشیر \ خروس
وار \ دوشیزه مرغ
وِراز \ گراز
لولَه \ بچه گراز
تاک \ گراز بزرگ
سیپِریسک \ پرستو
دو دیم \ پرستو ( کوهگیلویه بویر احمد)
چلچله \ پرستو ( بختیاری)
په پی \ پروانه ( لری و اوستایی )
پاپریک \ پروانه
پرتک \ پروانه ( کوهگیلویه بویر احمد )
پرپروک \ پروانه ( بختیاری )
اُرسی \ کفش
لیسک \ شعاع نور
شومی \ هندوانه
هِیِرَک \ پشه
پرتوک \ پشه ( بختیاری )
پشخَه \ مگس
مِریژ \ مورچه
چوکِر \ جوانه
توم \ بذر ، تخم ( لری و اوستایی)
مَزگ \ مغز ( لری و اوستایی )
مَجمَه \ سینی بزرگ ( لری و اوستایی )
دِما \ عقب ، پشت سر ( لری و اوستایی )
اِسپی \سفید ( لری و اوستایی)
باؤ \ بنگ و ناله ( لری و اوستایی )
دوخدر \ دختر ( لری و اوستایی )
سوهر \ معده
لَغِرو \ روده
زَلَه \ آپاندیس
هیمَه \ هیزم
کوتِل \ کنده درخت
ویر \ یاد ، حافظه
گالَه \ داد و فریاد
قورنجَه \ نیشگون
چغا \ تپه
شاپلیشک \ پرستو ( مناطق بختیاری )
هول \ فکر و خیال
کولرونی \ شورت
هِنارَس \ ناجی ، فریاد رسان
دویِمو \ خاندان ، خانواده
چَقَل \ شغال
روآ \ روباه
سیفا \ اندیشه
مِرِس \ گمان ، خیال ( چگنی ها )
ایواره \ غروب
پِغِر \ خش و خاشاک
پَرَنغِلا \ خش و خاشاک
لیک \ قطعه ، بخش
لیک لیک \ قطعه قطعه کردن
لَغوم \ افسار اسب
گونج \ زنبور
ماز \ بلندی ، بلندا
وَر \ جلو
نِزگ \ توان ، انرژی
نوفتو \ ولگرد
بِلیز \ روشن ، شعله ور
پِریسکَه \ شراره آتش
کَپَر \نوعی سایه بان
کولَه مرجو \ آدم حسود
مَرژ\ شرط بندی
اِشکَفت \ غار
اَزگِل \ زغال
خورونگ \ زغال ( کوهگیلویه بویر احمد)
کِرتِک \ گیاه زنبق
دِلیمَه \ گیاه گل جالیز
کُلکِنه \ گیاه چای کوهی
ازبوئه \ گیاه آویشن
گوزِرو \ گیاه گل گاوزبان
هِلیت \ گیاه قیاق
ژِه ای \ شیره درخت
ژار \ فقیر
پیا \ مرد
ژَن \ زنگ آهن
گورمی \ جوراب
بِچِک \ چوب تیز
بِه ایی \ عروس
لِلَه \ معیار ، اندازه ( چگنی ها )
پُف \ شش ، ریه
هِلونَه \ آلوی وحشی
چی یِه \ مایه ماست
کَلِلا \ ناقص ، معیوب
گَنَل \ رنگ زرد
کِژاژ سَر \ خسیس
تول \ پیشانی
چِزِنَک \ نوعی نان لری
شلیکنه \ نوعی نان لری
چِرَکی \ نوعی نان لری
تاف \ آبشار
هِناسگِرو \ تنگی نفس گرفتن
گِر \ لحظه
گِر \ حس و احساس
گُر \ شعله ور شدن ، گرم شدن
چوله \ جوجه تیغی
ژِژو \ نوعی خارپشت
گِز \ خیره شدن
گَز \ مسیر کوتاه ( یک گام )
گِزِر \ هویچ
گرداورنده ... اصغر حاتم وند از اعضای انجمن « ستین لر »
ادامه دارد .......
کشتار ............هنوز ادامه دارد...
ایـــــــــــن ۱۷۵ نـــــــــفر
و هزار هزار ۱۷۵نفردیگردر جنگ دست بسته زنده به گور شدند
و هزار هزار ۱۷۵نفردیگر درخاوران دست بسته زنده به گور شدند
وهزار هزار ۱۷۵ نفر دیگر در کردستان دست بسته زنده به گور شدند
وهزار هزار ۱۷۵نویسنده و محقق درخانه هایشان دست بسته زنده به گور شدند
وهزار هزار ۱۷۵ معلم و کارگر و زن و دانشجو در زندانهاو خیابانهادست بسته زنده به گور شدند
و همه کسانی که قلبشان برای هدفی می تپید دست بسته زنده به گور شدند .
اصلا قرارشان همین بود .
هر ایرانی که حاضر است در راه عقیده اش جان بدهد زنده به گور شود.
هدف زنده به گور کردن آرمان خواهی و فداکاری و مقاومت بود !
منتها آن روز ها هم مثل همین حالا داستان (بد و بدتر) داشتیم
بدها در زندانها و خیابانها و خانه ها آدم میکشتند
و بدترها به جنگ دامن می ردند و ادم میکشتند و همه ی این کشتار فجیع و بی سابقه ی تاریخی فقط به یک دلیل بوده است
آماده کردن زمینه برای استقـــــرارِ همه جانبه ی قدرت در دست کسانی که مردم آنها را نمی خواستند !
و هزار هزار ۱۷۵نفردیگردر جنگ دست بسته زنده به گور شدند
و هزار هزار ۱۷۵نفردیگر درخاوران دست بسته زنده به گور شدند
وهزار هزار ۱۷۵ نفر دیگر در کردستان دست بسته زنده به گور شدند
وهزار هزار ۱۷۵نویسنده و محقق درخانه هایشان دست بسته زنده به گور شدند
وهزار هزار ۱۷۵ معلم و کارگر و زن و دانشجو در زندانهاو خیابانهادست بسته زنده به گور شدند
و همه کسانی که قلبشان برای هدفی می تپید دست بسته زنده به گور شدند .
اصلا قرارشان همین بود .
هر ایرانی که حاضر است در راه عقیده اش جان بدهد زنده به گور شود.
هدف زنده به گور کردن آرمان خواهی و فداکاری و مقاومت بود !
منتها آن روز ها هم مثل همین حالا داستان (بد و بدتر) داشتیم
بدها در زندانها و خیابانها و خانه ها آدم میکشتند
و بدترها به جنگ دامن می ردند و ادم میکشتند و همه ی این کشتار فجیع و بی سابقه ی تاریخی فقط به یک دلیل بوده است
آماده کردن زمینه برای استقـــــرارِ همه جانبه ی قدرت در دست کسانی که مردم آنها را نمی خواستند !
اشتراک در:
نظرات (Atom)
واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد
منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...





