
برای دردهای مردم مظلومم ، بغض گلویم را می فشارد ، ترانه های سربی ، آواز بی کسی ، رنج بی پناهی، و گرسنگی مردم میهن!
۱۳۹۴ دی ۲۱, دوشنبه
یادمان مجاهد شهید سعید خورده چی

«... من سعید خورده چی همزمان با انقلاب مردم ایران علیه دیكتاتوری شاه در سال 57 در قیام شركت كردم. بعد از پیروزی قیام با مجاهدین آشنا شدم در مهرماه 59 فعالیتهای تشكیلاتی خودم را در بخش دانش آموزی آغاز كردم. پس از سرفصل 30خرداد همراه با تیم، به انجام عملیات و تدارك امكانات نظامی پرداختم. در شهریور 60 رابطه ما قطع شد و در 30دی 60دستگیر شدم و در آذر 63 آزاد شدم. پس از خلاصی از زندان در آبان 65 مرا به زور به سربازی بردند تا این كه پس از 4ماه و نیم فرار كردم». مجاهد خلق سعید خرده چی فرزند دلیر مردم لرستان پس از وصل به سازمان در منطقه با شور و علاقه فراوان به انجام مسئولیتهای انقلابی خود پرداخت در بالاترین فراز آنها در عملیات كبیر فروغ جاویدان شركت نمود و دلیرانه جنگید و در حالی كه مجروح شده بود، به اسارت دشمن در آمد. دستگیری سعید صحنه پرشورتری از رزم و فدا را در برابر او گشود. او در حالی كه زخمهای عمیقی بر پیكر داشت و پای خود را از دست داده بود، به زیر شدیدترین شكنجه ها در زندان اطلاعات خرم آباد رفت. با خون خود بر روی دیوار سلولش نوشت: «مجاهدین زندانند یا كشته در میدانند». شكنجه گران عاقبات با شقاوت هر چه تمامتر او را در سلولش به طرز فجیعی به دار آویختند. «احساسی كه سراسر وجودم را فراگرفته، احساسی عمیق و نشأت گرفته از عشق پاك به سازمانی است كه محصول درد و شكنجه چندین ساله هزاران مجاهد خلق است كه عاشقانه و آگاهانه در میدانهای رزم جنگیدند یا بر سر دار رقص رهایی كردند. تقاضانامه ـ 18اردیبهشت 66
اشتراک در:
نظرات (Atom)
واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد
منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...



