
برای دردهای مردم مظلومم ، بغض گلویم را می فشارد ، ترانه های سربی ، آواز بی کسی ، رنج بی پناهی، و گرسنگی مردم میهن!
۱۳۹۴ بهمن ۲۱, چهارشنبه
در کـــــوچـــــــه هـــــــای بــــــــرفــــــیِ بــــــهـــــــمــــــــن / استاد «جمشید پیمان»
در باغ خاطرِ پاییز ما که عشق،مثل حریر سبز،دامن خود را گشاده بود،
هرکس به جست و جوی تو چشمی گشوده بود،
آوای سبز بهاران شنیده شد،
اما تو نا رسیده گذشتی
یعنی که این بهار چه غمگین زما گذشت.
نام تو بر سرِ هر شاخه ای نشست.
نام تو،خلوت شب را ز هم گسست.
درکوچه ها برفی بهمن
بر بام های ظلمت دیرین شهر ما،
ــ آن جا که معبر همیشگی دیدگان ماست ــ
در انتظار روی تو بودیم و دیدنت
شاید ستاره ای بدهد از سحر نوید
شاید که دست عاطفه آغوش وا کند
اما صدایِ "هـــیـــچ" ــ یعنی که جمله پوچ ــ
از بامدادِ کاذبِ این شهر بی فروغ،
بر روی و مویِ خلقِ هراسان، فرو نشست
در کوچه های برفی بهمن
وقتی که "هیچ" از لبِ هیچی برون پرید
گفتم که شب دوباره گره مي خورد به شب
گفتم دریغ، تیر رها گشته از کمان
گم گشت و باز نیاید دگر به شست.
در کوچه های برفی بهمن
هرچند تارو پودِ عاطفه از هم گسسته شد،
نام خجسته ات از دل ولی نرفت
ما همچنان به جست و جوی بهاران روان شدیم.
این کاروان سبز
از معبر ضخیم زمستان گذر نمود.
دراین گذارصعب،
هرماشه ای که رو به شبِ تازه مي چکید
نامِ تو را به سینه ی تاریخ مي نوشت
یعنی که باز هم،
آوای سبز بهاران نمرده است.
در کوچه های برفی بهمن
بر هر صلیب، پیکری از عشق مي گداخت،
از قطره قطره خونِ مسیحان روزگار،
نام تو مي چکید:
یعنی به باغ خاطر پا ییز ما که عشق
مثل حریر سبزدامن خود را گشاده بود،
نام خجسته ات،
بر سینه یِ شکفته یِ هر شاخه ای نشست.
استاد حمید ایزدپناه (صفای لرستانی) پژوهشگر، نویسنده و شاعر بزرگ لرستان درگذشت (پدر مجاهد خلق کامیار ایزد پناه )

قلب پر مهر حمید ایزدپناه، استاد بزرگ فرهنگ لرستان دیشب در سن ٨٢ سالگی در پاریس از تپش باز ایستاد.
لرستان، تاریخشناسی، موسیقی، زبانشناسی و حفظ آثار باستانی خود را از تلاشهای مستمر این بزرگ مرد تاریخ خود دارد. استاد ایزدپناه آموزگار فرهنگآموز چندین نسل لرستان بود؛ چه زمانی که در دبیرستانهای خرمآباد تدریس میکرد و چه زمانی که رئیس اداره فرهنگ و هنر لرستان بود. به همت او بود که برای نخستین بار موسیقی لرستان در سالهای نخستین دهه چهل، گردآوری و نت نویسی شد، آموزشگاه موسیقی تاسیس و گروههای موسیقی تشکیل شد. با حمایت او بود، که چندین گروه تاتر در لرستان فعالیت میکردند. فستیوال های مختلف تاتر و فیلم برگزار میشد. عشق عمیق استاد ایزدپناه به تاریخ کشورش بستر پژوهشهای جدی ایشان در باره لرستان شد. تلاش این محقق شهیر آغازگر لرستانشناسی و نگاه مدرن و نوانگارانه به باورها و آیینهای آن دیار شد.
استاد ایزدپناه شاعر و ترانهسرا به راستی « صفا» ی لرستان بود، آموزگار باورندهی زندگی پر تلاش و پرثمر، بودنش همارهی شعر و شادابی و نغمه و شور بود. تا واپیسن لحظه نیز قلم در دستش بود و میسرود.
او درگذشت، اما میراث ارزشمند فرهنگی و هنریاش به سان زاگرس پایدار با لرستان خواهد ماند. خواست استاد ایزدپناه خاکسپاری پیکرش در شهر زادگاهش خرم آباد بود. پیکر استاد روز جمعه ٢٤ بهمن ماه به ایراناش خواهد رفت .
۱۳۹۴ بهمن ۲۰, سهشنبه
۱۳۹۴ بهمن ۱۹, دوشنبه
«سیاهکل 49»
(«کتاب جمعه»، احمد شاملو، سال اول، شمارۀ27، ص143)
«سیاهکل 49»
(دوپاره از شعر «ضیافت»، از مجموعۀ «دشنه در دیس»، دربارۀ «حماسۀ سیاهکل»، بهار1350)
«مردان از راهکورههای سبز/ بهزیر میآیند.
عشق را چونان خزه یی/ که بر صخره / ناگزیر است
بر پیکره های خویش می آرند / و زخم را بر سینه هایشان.
چشمانشان عاطفه و نفرت است/ و دندانهای ارادهٔ خندانشان
دشنهٔ معلّقِ ماه است / در شبِ راهزن.
از انبوهیِ عبوس / بهسیاهی / نقبی سرد می بُرند
(دوپاره از شعر «ضیافت»، از مجموعۀ «دشنه در دیس»، دربارۀ «حماسۀ سیاهکل»، بهار1350)
«مردان از راهکورههای سبز/ بهزیر میآیند.
عشق را چونان خزه یی/ که بر صخره / ناگزیر است
بر پیکره های خویش می آرند / و زخم را بر سینه هایشان.
چشمانشان عاطفه و نفرت است/ و دندانهای ارادهٔ خندانشان
دشنهٔ معلّقِ ماه است / در شبِ راهزن.
از انبوهیِ عبوس / بهسیاهی / نقبی سرد می بُرند
(آنجا که آلش و اَفرا (=نام دو درخت جنگلی) بیهوده رُسته است / و رُستن / وظیفه ییست/ که خاک / خمیازه کشان انجام میدهد/
اگرچند آفتاب / با تیغِ برّاقش/ هر صبح / بندِ نافِ گیاهی نو رُسته را قطع میکند؛
و بهروزگاری / که شرف / نُدرتیست / بُهتانگیز / که نه آسایشِ خفتگان
که سکون مردگان را / آشفته میکند.)
...
تو می باید خامُشی بگزینی / بهجز دروغت اگر پیامی / نمیتواند بود
امّا اگرت مجال آن هست /که بهآزادی / ناله یی کنی
فریادی درافکن / و جانت را به تمامی / پشتوانهی پرتاب آن کن!
احمد شاملو ـ بهار50»
اشتراک در:
پستها (Atom)
واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد
منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...

