
برای دردهای مردم مظلومم ، بغض گلویم را می فشارد ، ترانه های سربی ، آواز بی کسی ، رنج بی پناهی، و گرسنگی مردم میهن!
۱۳۹۴ اسفند ۱, شنبه
حرمتها که شکسته شد . . .

حرمتها که شکسته شد؛
مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا کنی
آنچه در دستت امانتی پنهان بود حراج شد ...
آنچه نباید بگویی گفته شد فاجعه را یک عذر خواهی درست نمیکند!!
حرف حرف ویران کردن دل است نه دیواری که خراب کنی و از نو بسازی...
دلی که ویران کردی قصری بود که خودت ساکن آن بودی ...
راستی حالا که خودت را بی خانه کردی با آوارگیت چه میکنی؟
شاید به خرابه های جا مانده از دیگران پناه میبری ...!
اشتراک در:
پستها (Atom)
واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد
منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...


