۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

‫#‏ايران‬ -فراخوان تجمع اعتراضي شاگردان ‫#‏محمدعلی‬ ‫#‏طاهری‬ مقابل ساختمان لاستيك دنا ‫#‏تهران‬


دوره محکومیت ظالمانه استاد محمدعلی_طاهری در تاریخ ۱۸بهمن ۹۴ به پایان رسیده است. از آن تاریخ بازجوهای قرارگاه_ثارالله مرتبا با فشار به قوه قضاییه بازداشت موقت معلم بی گناه ما را تمدید کرده اند. یک بار با فشار به حمدزاده و بار دیگر با امضا گرفتن از صلواتی هر بار به حیله ای و نیرنگی، این دانشمند مظلوم را رها نکرده اند.امروز هم که وکلای پرونده، در چهارمین ماه بازداشت غیرقانونی، به مصاحبه های ضد و نقیض بسنده کرده اند و تمام تلاش آنها به این محدود است که یکی بگوید پرونده اعدام دوباره به جریان افتاده و دیگری تکذیب کند.ما شاگردان محمدعلی طاهری از این ظلم و جور و بی انصافی خسته ایم و تا روشن شدن تکلیف پرونده و آزادی_بی_قید_و_شرط این معلم آزاده دست از مطالبه حقوق قانونی، شهروندی و انسانی استاد محمدعلی طاهری بر نخواهیم داشت.
نخستین قرار گردهمایی ما:
پنجشنبه، ۲۳ اردیبهشت ۹۵
ساعت ۱۰ صبح
میدان ونک - روبروی ساختمان لاستیک دنا

ترانه شاطر علي اكبر


شعر و صدای حمید مصدق: چه کسی می‌خواهد من و تو ما نشویم خانه‌اش ویران باد


نمایشگاه کتاب تهران / مانا نيستاني

حافظ (غزلیات) (کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد)


شرح و قضاوت با شما!!!


من درد ِ مشترکم مرا فرياد کن

شاملو - عشق عمومی / من درد ِ مشترکم مرا فرياد کن - دفتر هوای تازه
اشک رازي‌ست
لب‌خند رازي‌ست
عشق رازي‌ست

اشک ِ آن شب لب‌خند ِ عشق‌ام بود.

قصه نيستم که بگوئي
نغمه نيستم که بخواني
صدا نيستم که بشنوي
يا چيزي چنان که ببيني
يا چيزي چنان که بداني...

من درد ِ مشترک‌ام
مرا فرياد کن.


درخت با جنگل سخن مي‌گويد
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن مي‌گويم

نام‌ات را به من بگو
دست‌ات را به من بده
حرف‌ات را به من بگو
قلب‌ات را به من بده
من ريشه‌هاي ِ تو را دريافته‌ام
با لبان‌ات براي ِ همه لب‌ها سخن گفته‌ام
و دست‌هاي‌ات با دستان ِ من آشناست.

در خلوت ِ روشن با تو گريسته‌ام
براي ِ خاطر ِ زنده‌گان،
و در گورستان ِ تاريک با تو خوانده‌ام
زيباترين ِ سرودها را
زيرا که مرده‌گان ِ اين سال
عاشق‌ترين ِ زنده‌گان بوده‌اند.


دست‌ات را به من بده
دست‌هاي ِ تو با من آشناست
اي ديريافته با تو سخن مي‌گويم
به‌سان ِ ابر که با توفان
به‌سان ِ علف که با صحرا
به‌سان ِ باران که با دريا
به‌سان ِ پرنده که با بهار
به‌سان ِ درخت که با جنگل سخن مي‌گويد

زيرا که من
ريشه‌هاي ِ تو را دريافته‌ام
زيرا که صداي ِ من
با صداي ِ تو آشناست.

واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد

منصور امان /  فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد  منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...