برای دردهای مردم مظلومم ، بغض گلویم را می فشارد ، ترانه های سربی ، آواز بی کسی ، رنج بی پناهی، و گرسنگی مردم میهن!
۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۱, سهشنبه
من درد ِ مشترکم مرا فرياد کن
شاملو - عشق عمومی / من درد ِ مشترکم مرا فرياد کن - دفتر هوای تازه
اشک رازيست
لبخند رازيست
عشق رازيست
اشک ِ آن شب لبخند ِ عشقام بود.
□
قصه نيستم که بگوئي
نغمه نيستم که بخواني
صدا نيستم که بشنوي
يا چيزي چنان که ببيني
يا چيزي چنان که بداني...
من درد ِ مشترکام
مرا فرياد کن.
□
درخت با جنگل سخن ميگويد
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن ميگويم
نامات را به من بگو
دستات را به من بده
حرفات را به من بگو
قلبات را به من بده
من ريشههاي ِ تو را دريافتهام
با لبانات براي ِ همه لبها سخن گفتهام
و دستهايات با دستان ِ من آشناست.
در خلوت ِ روشن با تو گريستهام
براي ِ خاطر ِ زندهگان،
و در گورستان ِ تاريک با تو خواندهام
زيباترين ِ سرودها را
زيرا که مردهگان ِ اين سال
عاشقترين ِ زندهگان بودهاند.
□
دستات را به من بده
دستهاي ِ تو با من آشناست
اي ديريافته با تو سخن ميگويم
بهسان ِ ابر که با توفان
بهسان ِ علف که با صحرا
بهسان ِ باران که با دريا
بهسان ِ پرنده که با بهار
بهسان ِ درخت که با جنگل سخن ميگويد
زيرا که من
ريشههاي ِ تو را دريافتهام
زيرا که صداي ِ من
با صداي ِ تو آشناست.
اشک رازيست
لبخند رازيست
عشق رازيست
□
قصه نيستم که بگوئي
نغمه نيستم که بخواني
صدا نيستم که بشنوي
يا چيزي چنان که ببيني
يا چيزي چنان که بداني...
من درد ِ مشترکام
مرا فرياد کن.
□
درخت با جنگل سخن ميگويد
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن ميگويم
نامات را به من بگو
دستات را به من بده
حرفات را به من بگو
قلبات را به من بده
من ريشههاي ِ تو را دريافتهام
با لبانات براي ِ همه لبها سخن گفتهام
و دستهايات با دستان ِ من آشناست.
در خلوت ِ روشن با تو گريستهام
براي ِ خاطر ِ زندهگان،
و در گورستان ِ تاريک با تو خواندهام
زيباترين ِ سرودها را
زيرا که مردهگان ِ اين سال
عاشقترين ِ زندهگان بودهاند.
□
دستات را به من بده
دستهاي ِ تو با من آشناست
اي ديريافته با تو سخن ميگويم
بهسان ِ ابر که با توفان
بهسان ِ علف که با صحرا
بهسان ِ باران که با دريا
بهسان ِ پرنده که با بهار
بهسان ِ درخت که با جنگل سخن ميگويد
زيرا که من
ريشههاي ِ تو را دريافتهام
زيرا که صداي ِ من
با صداي ِ تو آشناست.
۲۱ اردیبهشت۱۳۳۷ – ۱۱مه۱۹۵۸: خسرو روزبه، مبارز فراموشیناپذیر راه آزادی به شهادت رسید
دراین روز(۲۱ اردیبهشت۱۳۳۷ – ۱۱مه۱۹۵۸)، خسرو روزبه افسرمبارز و میهنپرست، به دست دژخیمان رژیمشاه بهجوخه تیرباران سپرده شد.خسرو روزبه در شهر ملایر بهدنیا آمد. او در سال ۱۳۱۶، دوره دانشکده افسری را بهپایان رساند و وارد هنگ توپخانه ضدهوایی مرکز شد. روزبه در زمینههای علمی و فنی از استعداد فراوانی برخوردار بود و چندینکتاب در زمینههای مختلف ریاضیات ـ تکنیک نظامی و سایرعلوم نوشت.
خسرو روزبه از اعضای سازمان مخفی افسران حزب توده بود. پساز کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ که اینسازمان با خیانت رهبران حزب، تماماً لو رفت، روزبه نیز مورد شناسایی قرار گرفته و تحتتعقیب قرار گرفت. اما او توانست با زیرکی بهمدت ۴سال از چنگ ساواک و ضداطلاعات ارتش که بهشدت بهدنبال او بودند، بگریزد و بهمبارزه مخفی علیه حکومت کودتا ادامه دهد.
خسرو روزبه در ۱۵تیرماه ۱۳۳۶ پساز یک درگیری نابرابر با مزدوران شاه خائن بهچنگ آنان افتاد و ازآنپس، شکنجهها و فشارهای فراوانی را تا لحظه شهادت تحمل کرد. رژیمشاه تلاش داشت تا او را نیز مانند رهبران خائن حزب توده بهسازش و تسلیم بکشاند، اما روزبه با مقاومت قهرمانانه دربرابر شکنجهها و با دفاعیات پرشور خود در بیدادگاه نظامی، وفاداری خود بهخلق را بهاثبات رساند و مرگ سرخ را بر ننگ تسلیم ترجیح داد.
اشتراک در:
نظرات (Atom)
واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد
منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...

