۱۳۹۸ دی ۲۸, شنبه

سُخنرانی خامنه ای؛ بوی نای، بوی الرحمان

منصور امان / فراسوی خبر... شنبه ۲۸ دی / منبع وبسایت های ایران نبرد و جنگ خبر
در مُحاصره خشم و نفرت مردُم و در حالی که جُز طوق "قاتل" و "الدنگ" چیزی برای او به جا نمانده، رهبر جمهوری اسلامی پُشت تریبون حُکومتی نماز جمعه قرار گرفت تا یکی از آخرین تلاشهای خود برای بند زدن رژیم درهم شکسته اش و نمایش انسجام آن در برابر جامعه ی "دُشمن" را ناآزموده باقی نگذارد.

آقای علی خامنه ای که به شدت از سخن گفتن به طور زنده و بدون آرایش گفته هایش طفره می رود، برخلاف تمایُل خویش پشت این بُلندگوی رسمی قرار گرفت و سُخنان او نیز تردیدی به جا نگذاشت که "رهبر" فعلی را نه اراده خود، بلکه شلاق سوزناک تحولات دو هفته گذشته در مُصلای "رهبر" قبلی حاضر کرده است.

سُخنرانی در گورستان شاید یک انتخاب به جا تر از سوی آقای خامنه ای بود، چرا که او جُز مرثیه سرایی برای چند مُرده سیاسی که در امواج خروشان اعتراضهای توده ای و زیر سیل بی توقُف رویدادها دفن شدند، حرف دیگری برای گُفتن نداشت. تماشاچیان او در اشاره ها، حمله ها و گزافه گوییهایش شاهد کفن و دفن رسمی دو پروژه شکست خورده حاکمیت گردیدند که یکی در سیرک سیار سُلیمانی و دیگری در تئاتر "انتقام سخت" از آمریکا بسته بندی شده بود.

دست خالی آقای خامنه ای را به ویژه از آنجا می توان دریافت که سُخنانش چه در فُرم و چه در مضمون به طور عُمده واگویی تبلیغاتی بود که زیردستانش و رسانه های بدنام حُکومتی در خلال دو هفته گذشته مشغول تکرار آن هستند و همانها نیز خود با نگرانی به بی تاثیری و باور نداشتن جامعه به این تولیدات اقرار می کنند.

از این زاویه، آقای خامنه ای همه انتظاراتی که از او می رفت را برآورده کرد و از خط خود که روی توهُم، کژپنداری و کوته بینی ریل گذاری شده و تابلوهای راهنمایش را دُروغ، مُبالغه، فرافکنی و لاف و گزاف تشکیل می دهد، خارج نشد.

همین وفاداری آلوده را می توان در برخورد او به تازه ترین رُسوایی رژیم اش، سرنگون ساختن هواپیمای مُسافربری، مُشاهده کرد. او که عُنوان مُجلل و دهان پُرکن "فرمانده کُل قُوا" را به خود عطا کرده و با ادا و اطوار مُتکبرانه از رژه های نظامی سان می بیند، نه تنها حاضر به پذیرفتن مسوولیت و پوزش از خانواده های سوگوار و مردُم شوکه شده به خاطر جنایت نیروی تحت امرش نشد، بلکه گُستاخانه اعتراض آنها به این تبهکاری را "توطئه دُشمن" مُعرفی کرد و خودشان را "تابع رسانه های خارجی" دانست.

رهبر جمهوری اسلامی بر نوک دستگاه تبلیغاتی قرار گرفت تا به تهدیدهای هراسناک داخلی و بُحران از پایش خارج شده خارجی واکُنش نشان دهد و بگوید که می تواند آنها را مُدیریت کند. آنچه که او به زبان آورد اما سُخن از واقعیت دیگری دارد؛ "رهبر" هیچ راه حلی برای برون رفت رژیم به تله افتاده اش ندارد، از اُتاق فکر حاکمیت فقط نم و کپک چهل ساله بیرون می آید و او تن شویان در این نازایی و پوسیدگی، خود را تکرار می کند. آنچه که روز جُمعه آقای خامنه ای از خود پراکند، بوی نای، بوی الرحمان بود.

۱۳۹۸ دی ۲۶, پنجشنبه

براندازان ! بپا خیزید وبنیادش براندازید !


کــــار مسکن آزادی


مکانیسم ماشه؛ چرا اکنون؟


منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۶ دی
منبع وبسایت های ایران نبرد و جنگ خبر
عکس ‏‎Mehdi Samee‎‏
اُروپا سرانجام به بی تحرُکی در برابر باجگیری هسته ای رژیم مُلاها پایان داده و یک گام بیشتر از سیاست مُماشات گرانه خود که محور اصلی کُنش آن در برخورد با حاکمان ایران بوده، فاصله گرفته است.

"سه تُفنگدار" اُروپایی با فعال کردن مکانیسم حل اختلاف، به پاره کردن صفحه به صفحه توافُق وین توسُط رژیم مُلاها واکُنش نشان داده اند. این حرکت در همان حال که علامتی از کاهش پُشتیبانی سیاسی اُروپا از ج.ا ارسال می کند، دارای پتانسیل برگرداندن تحریمهای همه جانبه شورای امنیت سازمان ملل نیز هست.

تا پیش از این واکُنش اُروپا نسبت به پایمالی تعهُدات هسته ای از سوی رژیم ماجراجوی ولایت فقیه به هُشدار لفظی و صُدور بیانیه های بی اثر محدود می شده است. اگرچه در پایتختهای اُروپایی کمتر کسی به اثر بخشی سیاست اخم و مُلایمت باور داشته، با این حال در نظر به استراتژی باقی ماندن در مُعامله و دیالوگ با مُلاها این یک هزینه اجتناب ناپذیر انگاشته می شده است.

لازم به گُفتن نیست که بُنیاد سیاست مُماشات تاجران اُروپایی بر یک مُحاسبه پراگماتیستی پیرامون ثبات و پابرجایی طرف مُعامله قرار گرفته است. بر این پایه، تا زمانی که اسب دُزد مُحکم بر زین نشسته باشد و چشم اندازی برای سرنگون شدن اش از اسب وجود نداشته باشد، طرف داد و ستد نیز همو خواهد بود. اینک اما چنین می نماید که دو فاکتور نادیده نگرفتنی، فرش را از زیر رویکرد اُروپا کشیده باشد.

نخُست، خیزشهای مُسلسل وار مردُم ایران در دو سال گذشته و فشُرده شدن صف بندی اجتماعی علیه صاحبان قُدرت در ایران، تصویر آینده آنها را در چشم شُرکایشان تیره و تر کرده است. آنها با بُهت و شگفتی شاهد گردیده اند که حاکمیت با وجود به میدان آوردن تمامی ابزارهای سرکوبی و توسُل به وحشیانه و غیرانسانی ترین روشها، توانایی پایان دادن به اعتراضها را ندارد و نیروی تغییر، گُستره و توان بیشتری می گیرد.

سپس، حرکت نظامی آمریکا بر صفحه شطرنج منطقه و خارج کردن پاسدار سُلیمانی، یک شاه مُهره رژیم ج.ا از بازی، شرایط تازه ای را پدید آورده که در یکطرف آن عزم آمریکا به استفاده همزمان قُدرت نرم و قُدرت سخت برای حل بُحران رژیم مُلاها و در طرف دیگر، لرزان بودن پایه های قُدرت نظامی و امنیتی حاکمان ایران قرار دارد. واکُنش صحنه پردازی شده موشکی مُلاها به یک پایگاه آمریکایی و سرنگون ساختن یک هواپیمای مُسافربری، بی فاصله از ضربه فرودگاه بغداد، زیر قطعیت فاکتور اخیر خط تاکید کشید.

اجبار اُروپا به موضعگیری علیه شریک دیرینه اش هنوز به معنای فاصله گرفتن نهایی از آن نیست، اما آن را می توان نیمه باز شدن درب یک سیاست تازه به حساب آورد که مشروط به روندی که تحوُلات خواهد یافت، می تواند بسته یا تمام باز شود.

در هر حال این رویکرد به خوبی رابطه مُتقابل شرایط داخلی و شرایط خارجی و تاثیر تعیین کننده مُبارزه و جبهه بندی در داخل بر آرایش بین المللی را به اثبات رسانده و نشان می دهد که کُنش جامعه و مُداخله گری رزمنده آن است که می تواند در انتها سیاست طرفهای خارجی حاکمیت را در برابر نیروی سرنگونی تعیین کند و نه برعکس!

واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد

منصور امان /  فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد  منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...