برای دردهای مردم مظلومم ، بغض گلویم را می فشارد ، ترانه های سربی ، آواز بی کسی ، رنج بی پناهی، و گرسنگی مردم میهن!
۱۳۹۴ خرداد ۷, پنجشنبه
طنز سیاسی
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﺭﺍﻣﺸﻲ ﻋﻄﺎ ﻛﻦ،
ﺗﺎ ﺑﭙﺬﻳﺮﻡ ﻧﺮﺥ ﻧﺎن و بنزینی ﺭﺍ ﻛﻪ
ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻢ ....
ﺗﺎ ﺑﭙﺬﻳﺮﻡ ﻧﺮﺥ ﻧﺎن و بنزینی ﺭﺍ ﻛﻪ
ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻢ ....
ﻭ ﺷﻬﺎﻣﺘﻲ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻋﻄﺎ ﻛﻦ،
ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﻓﻴﺶ ﺣﻘﻮﻗﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻢ !!!...
ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﻓﻴﺶ ﺣﻘﻮﻗﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻢ !!!...
ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﺩﻩ ﮐﻪ،
ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺧﺮﯾﺪ ﮔﻮﺟﻪ سبز ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ... !!!
ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺧﺮﯾﺪ ﮔﻮﺟﻪ سبز ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ... !!!
ﻭ ﺑﻴﻨﺸﻲ ﺩﻩ ﺗﺎ،
ﺗﻔﺎﻭﺕ ﮔﺬﺷﺘﻦ ﺍﺯ ﻣﺒﻠﻎ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﻴﻠﻴﺎﺭﺩﯼ
و
ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻧﺼﺮﺍﻑ ﺍﺯ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻳﺎﺭﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭﻙ ﻛﻨﻢ !!!!!....
ﺗﻔﺎﻭﺕ ﮔﺬﺷﺘﻦ ﺍﺯ ﻣﺒﻠﻎ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﻴﻠﻴﺎﺭﺩﯼ
و
ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻧﺼﺮﺍﻑ ﺍﺯ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻳﺎﺭﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭﻙ ﻛﻨﻢ !!!!!....
ﻭ ﻓﻬﻤﯽ ﺩﻩ ﺗﺎ،
ﻣﺘﻮﻗﻊ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﻛﻪ ﺩﻭﻟﺘﻤﺮﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﻦ ﻭ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﻨﺪ ....
ﻣﺘﻮﻗﻊ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﻛﻪ ﺩﻭﻟﺘﻤﺮﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﻦ ﻭ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﻨﺪ ....

۱۳۹۴ خرداد ۶, چهارشنبه
من آن زنم
به یاد مادر معینی
بانو عفت مریدی در سال ۱٣۰٨ در خرم آباد لرستان چشم به این جهان گشود. پدر او شیخ احمد مریدی انسانی با سواد و آشنا به شعر و هنر و کارمند ادارهی دارایی خرم آباد بود که پس از تحصیلات حوزوی لباس روحانیت بر تن نمود و مادرش خانم بتول جباری زنی زحمت کش بود و طبعی شاعرانه داشت. همسرش حجت معینی کارمند اداره غله و فرزند معین السلطنه بود که به دلیل نافرمانی از حکومت مرکزی پهلوی، همراه با ۱۲ تن دیگر از سران عشایر لرستان در ۲٨ شهریور ۱٣۰۴ به دار آویخته شد.
بانو عفت مریدی در روزگار خود، پاره ای محدودیت های فرهنگی در باره کار و فعالیت زنان را بر نتابید و آموزگار شد. در آغاز دهه پنجاه زنی پر تلاش بود و در سالهایی که نخستین تشکلهای زنان در خرم آباد شکل گرفت، به آنها پیوست. به مطالعه علاقه داشت و شوق کتاب و کتابخوانی را در خانه و خانواده برانگیخت. ساعاتی از روز را به مطالعه اجباری برای اعضای خانواده اش اختصاص می داد. او بسیاری از مجلات و روزنامه های آندوره را تهیه می نمود و کتابخانه ای در منزلش برای مطالعه ایجاد کرده بود. علاقه به مطالعه و شعر، که از خانواده پدری به او رسیده بود، همراه با نگاه منفی خانواده همسرش به رژیم شاه، در فرزندانشان اثر کرده و آنها را علاقمند به مطالعه و با روحیه مخالفت با حکومت شاه پرورش داده بود. در چنین فضائی پسر بزرگش، هبت معینی به فعالیت سیاسی با گرایش مذهبی روی آورد. او در سال ۴۶ به دلیل پخش نوار سخنرانی خمینی دستگیر شد. پس از چند ماه آزاد گردید. و در سال ۱۳۵۱ دوباره دستگیر و تا آخرسال ۱۳۵۶ در زندان ماند. فرزند دیگر او، بهروز معینی نیز در سال ۱۳۵۳ دستگیر و تا مقطع انقلاب در زندان بود. در همه این سالها، او همراه و همپای دیگر مادران و خانواده زندانیان، پشت دیوارها و حصارها و میله های اوین و قصر و قزل قلعه، در دفاع از فرزندان زندانی خود کوشش ها کرد و سختی ها کشید.
اشتراک در:
پستها (Atom)
واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد
منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...



