
برای دردهای مردم مظلومم ، بغض گلویم را می فشارد ، ترانه های سربی ، آواز بی کسی ، رنج بی پناهی، و گرسنگی مردم میهن!
۱۳۹۵ اردیبهشت ۴, شنبه
یک نقاشی از دوست عزیزم آقای قلندری تحت عنوان : عصر زنان آشفته با قسمتی از یک شعر ازشاعر زنده یاد " نسرین جافری "

وقتی با هفت سرنشین شاتل
در شهری آنسوی ترانزیت اندیشههای ناآگاه
پیاده شدم
مثل پیامبری آماتور
میان کانالهای انتقالیحشراتیکه
از مادهی خود جدا شده بودند
آنقدر محو شدم و انتظار کشیدم
تا «یک بیضیی نارنجی بهروی یک ساقه» بروید
و باور کنم که در متروهای رمزدار
دیگر چیزی منفجر نمیشود و
زنی که مرده است
به شیوهی خودش جیغ میکشد……
در شهری آنسوی ترانزیت اندیشههای ناآگاه
پیاده شدم
مثل پیامبری آماتور
میان کانالهای انتقالیحشراتیکه
از مادهی خود جدا شده بودند
آنقدر محو شدم و انتظار کشیدم
تا «یک بیضیی نارنجی بهروی یک ساقه» بروید
و باور کنم که در متروهای رمزدار
دیگر چیزی منفجر نمیشود و
زنی که مرده است
به شیوهی خودش جیغ میکشد……
۱۳۹۵ اردیبهشت ۳, جمعه
اشتراک در:
نظرات (Atom)
واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد
منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...



