
برای دردهای مردم مظلومم ، بغض گلویم را می فشارد ، ترانه های سربی ، آواز بی کسی ، رنج بی پناهی، و گرسنگی مردم میهن!
۱۳۹۵ خرداد ۱۶, یکشنبه
شاملو . شکاف. دفتر دشنه در دیس / با صدای شاعر
آه، از که سخن میگویم؟.... ما بیچرا زندگانیم .... آنان به چِرامرگِ خود آگاهانند.
________________
بر نیزهی تاریک
همچون میلادِ گشادهی زخمی.
سِفْرِ یگانهی فرصت را سراسر
در سلسله پیمودن.
بر شعلهی خویش سوختن
تا جرقّهی واپسین،
بر شعلهی حُرمتی
که در خاکِ راهش یافتهاند
بردگان اینچنین.
در سلسله پیمودن.
بر شعلهی خویش سوختن
تا جرقّهی واپسین،
بر شعلهی حُرمتی
که در خاکِ راهش یافتهاند
بردگان اینچنین.
اینچنین سُرخ و لوند
بر خاربوتهی خون شکفتن
وینچنین گردنفراز
بر تازیانهزارِ تحقیر گذشتن
و راه را تا غایتِ نفرت بریدن. ــ
بر خاربوتهی خون شکفتن
وینچنین گردنفراز
بر تازیانهزارِ تحقیر گذشتن
و راه را تا غایتِ نفرت بریدن. ــ
آه، از که سخن میگویم؟
ما بیچرازندگانیم
آنان به چِرامرگِ خود آگاهانند.
ما بیچرازندگانیم
آنان به چِرامرگِ خود آگاهانند.
یادمان مجاهد شهید ناهید گودرزی #ايران #تهران #لرستان #tehran #مقاومت #iran #مجاهدین #بروجرد #کرمانشاه #جوانان #دانشجو
مشخصات مجاهد شهید ناهید گودرزیمحل تولد: بروجرد
سن: 21
تحصيل: دیپلم
محل شهادت: کرمانشاه
زمان شهادت: 1367
ناهید گودرزی از فرزندان دلاور مردم بروجرد بود. بعد از انقلاب ضدسلطنتی با مجاهدین آشنا شد و فعالیت خود را در کارهای تبلیغی آغاز کرد. در سال65 خود را به منطقهٌ مرزی و پایگاههای مجاهدین رساند. پس از تشکیل ارتش آزادیبخش در تیپهای رزمی سازماندهی شد. مجاهدی مصمم، جدی و مسئول بود. همواره از سختیها استقبال میکرد و در پذیرش هر مسئولیتی درنگ نمیکرد. در عملیات آفتاب آر.پی.جیزن یک دستهٌ رزمی بود. در عملیات چلچراغ با شجاعتی چشمگیر جنگید و شماری از مزدوران را بههلاکت رساند. در عملیات فروغ جاویدان ناهید در یک رزم بیامان با پاسداران خمینی، هنگامیکه در محاصرهٌ مزدوران قرار گرفت، با نارنجک به میان آنان رفت و پس از بههلاکت رساندن شماری از مزدوران، خود نیز در اوج شرف و افتخار بهشهادت رسید و برگی دیگر از عزم و رزم بیامان زن مجاهد خلق را علیه خمینی دجال بر تاریخچهٌ مقاومت سراسر افتخار مجاهدین افزود. یکی از برادران ناهید بهنام پرویز گودرزی معلم راهنمایی در کرمانشاه بود که در سال62 دستگیر شده و تحت شکنجه قرار گرفت. پرویز بعد از آتشبس در جریان قتلعام زندانیان مجاهد به شهادت رسید.
«با تمام وجودم از شما تقاضامندم مرا به جبهه اعزام کنید و این شایستگی را به من عطا کنید تا در کنار برادران و خواهرانم یعنی خانوادهٌ اصلیم، تحت رهبری مسعود و مریم بتوانم تمامی دژخیمان و شغالان را نابود کرده و ایران عزیز را به صلح و آزادی برسانیم». تقاضانامه ـ 12بهمن65
۱۳۹۵ خرداد ۱۵, شنبه
اشتراک در:
نظرات (Atom)
واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد
منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...


