۱۳۹۵ خرداد ۱۶, یکشنبه

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی / دست خود ز جان شستم از برای آزادی

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی
دست خود ز جان شستم از برای آزادی
تا مگر به دست آرم دامن وصالش را
می دوم به پای سر در قفای آزادی

در محیط طوفانزای،ماهرانه در جنگ است
نا خدای استبداد با خدای آزادی
دامن محبت را گر کنی ز خون رنگین
می توان تو را گفتن پیشوای آزادی
فرخی ز جان و دل می کند در این محفل
دل نثار استقلال جان فدای آزادی
سرود . جان فدای آزادی - فرخی یزدی

۱۷خرداد پرواز تاریخساز، صلح و آزادی مسعود رجوی به جوار خاک میهن / اگر بپرسند برای چه میروی، در یک کلام می گویم که برفروزم آتشها بر کوهستانها

برای آزادی جعفر عظیم زاده بکوشیم

تنها کلمه مقدس و‌ جاو‌دانه تاریخ همانا، آزادی است

شاملو . شکاف. دفتر دشنه در دیس / با صدای شاعر

آه، از که سخن می‌گویم؟.... ما بی‌چرا زندگانیم .... آنان به چِرامرگِ خود آگاهانند.
________________
زاده شدن
بر نیزه‌ی تاریک
همچون میلادِ گشاده‌ی زخمی.
سِفْرِ یگانه‌ی فرصت را سراسر
در سلسله پیمودن.
بر شعله‌ی خویش سوختن
تا جرقّه‌ی واپسین،
بر شعله‌ی حُرمتی
که در خاکِ راهش یافته‌اند
بردگان این‌چنین.
اینچنین سُرخ و لوند
بر خاربوته‌ی خون شکفتن
وینچنین گردن‌فراز
بر تازیانه‌زارِ تحقیر گذشتن
و راه را تا غایتِ نفرت بریدن. ــ
آه، از که سخن می‌گویم؟
ما بی‌چرازندگانیم
آنان به چِرامرگِ خود آگاهانند.

حقوق بشر در ایران آخوند زده . . .

واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد

منصور امان /  فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد  منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...