۱۳۹۹ فروردین ۱۰, یکشنبه

از تو گفتن - خواننده نسرین

شبیخون کرونا بر ساختار ویروس حکومتی


زینت میرهاشمی / فراسوی خبر ... یکشنبه ۱۰ فروردین / منتشرشده در وب سایتهای جنگ خبر و ایران نبرد
به نظر می رسد شبیخون کرونا، هوش و حواس را از اهالی بیت ولی فقیه و دلواپسان نظام حسابی ربوده است. زدن سازهای ناهمگون از طرف کارگزاران حکومت، دادن آمارهای متفاوت، پنهانکاری، دروغ بافی، طرح تئوری توطئه و... واکنشی مجرمانه در برابر ویروس هوشمندی است که ساختار فاسد و ویروسی حکومت را نشانه گرفته است. ویروس کرونا تمامی راهکارها و ساز و کارهای حکومت فاسد و دروغپرداز را در کوچه و بازار، در کارخانه و مزرعه و در بیمارستانها و گورهای جمعی به چالش کشید و بی آبرویی پایوران نظام را در همه جا آشکار کرده است.
حسن روحانی، قهرمان پوشاندن واقعیتها با دروغهای بزرگ، به پرت و پلاگویی دچار شده است. داده های آماری، گزارشها، نوشته ها و مستندات تهیه شده از زندگی مردم ایران، پولی کردن بهداشت و... بر حرفهای این آخوند شیاد مهر باطل می زند. حرکتهای اعتراضی پرستاران طی چند سال گذشته دلیل دیگری برای بی پایه بودن حرفهای روحانی است.
حسن روحانی ضمن شکرگزاری از این همه «نعمت»، ار وفور اجناس در فروشگاههای ایران و وارونه نشان دادن قفسه های فروشگاههای کشورهای اروپایی به ویژه بخش دستمال توالت گزافه گویی می کند. او در مورد تختهای اضافی برای پذیرش بیماران و پرداخت هزینه ۹۰ درصد بیماران، پایین آمدن فوتیها در ایران دروغ بافی می کند. روحانی بیماران روی زمین خوابیده در بیمارستانهای کشورهای دیگر و وجود همه امکانات بهداشتی برای کادرهای درمان در ایران و رضایت آنها را به دروغ مطرح می کند.
روحانی روز شنبه ۹ فروردین اوج شیادی خود را نشان داد. وی با بزک کردن ویرانیها و پنهان کردن فجایع مدال افتخار بر سینه خودش زد. اما حسن روحانی نگفت که چرا در ایران پزشکان، پرستاران و کادرهای درمانی نسبت به کشورهای دیگر بیش تر قربانی بی تدبیری نظام شده اند؟ چرا سازمان جهانی بهداشت به داده های آماری رژیم اعتماد ندارد و آن را غیر واقعی دانسته است؟ چرا تناسبی میان آمار مبتلایان و جانباختگان وجود ندارد؟ چرا قرار شده آمار مشخص داده نشود و سرانجام چرا باید برای ۳۱۶ نفر پرونده قضایی به جرم افشاگری در رابطه با همه گیری ویروس کرونا تشکیل شود و ...؟
روحانی با یک حساب ساده می تواند بفهمد که علت خالی شدن فروشگاههای کشورهای مورد نظرش به دلیل قدرت خرید مردم و توانایی آنها در مورد تهیه وسایل بهداشت است. روحانی به پایین بودن قدرت خرید مردم، روزمزد بودن قشر عظیمی از نیروهای کار که در رویارویی با کرونا سفره های شان تهی شده اشاره نکرد. وی به توزیع اجناس در فروشگاهها اشاره کرد اما به جیب خالی کارگران و شکمهای خالی کودکان کار و ... اشاره نکرد. روحانی استاد جَعل ویرانیها به آبادیها است و البته در دنیای کنونی و با انبوه اطلاعات و ارتباطات دروغهای او خریداری ندارد.
در مورد حرفهای مسعود پزشکیان، نایب رئیس مجلس ارتجاع که می گوید: «اعتماد عمومی کاهش پیدا کرده است»، این سوال مطرح می شود که روحانی برای چه کسانی این حرفهای دروغ و بی خریدار را می زند و چرا می زند؟
چرا نام ویروس کرونا در ایران به «بیماریهای تنفسی» تبدیل شده است؟ مجلس نشین مشهد می گوید: «یک بیماری شیوع پیدا کرده که اسم خارجی ‌اش "کرونا ویروس" است و در داخل نامش "بیماری حاد تنفسی" می ‌شود. ... مثلا در خراسان ۴۰۰ نفر بر اثر بیماری حاد تنفسی و ۵۰ نفر بر اثر کرونا فوت کرده ‌اند».
سخنگوی وزارت بهداشت رژیم روز شنبه ۹ فروردین اعلام کرد که: «قرار است سازمان پزشکان بدون مرز در مناطق مرزی ایران یک بیمارستان برای دادن خدمات به «اتباع خارجی» دایر کند.». این اقدام رژیم گفته های مردم مبنی بر این که رژیم کمکهای نهادهای بین المللی برای مبارزه با کرونا در ایران را صرف جاهای دیگر می کند را تقویت می کند.
عکس ‏‎Farangiss Baighareh‎‏

۱۳۹۹ فروردین ۹, شنبه

CORONA (Parody LLORONA, Angélica Vale & Marco Antonio Solís)

شورش در زندانها فریاد مدد خواهی است



 منصور امان / فراسوی خبر... شنبه ۹ فروردین
منبع وبسایت های ایران نبرد و جنگ خبر
سیاهچالهای رژیم ولایت فقیه آرام نمی گیرد. در ادامه شورشهای پیاپی زندانیان در شهرهای مُختلف، اینک زندانهای تبریز و سقز هم به صحنه تلاش نااُمیدانه حبس شدگان برای زنده ماندن تبدیل شد.

شیوع افسارگُسیخته ویروس کُرونا در کشور، زندانها را نیز که به ظاهر مُحیطهای دربسته و ایزوله از اجتماع به شمار می رود، ایمن نگذاشته است. اسارتگاه های زیر مُدیریت رژیم مُلاها بدون کُرونا هم به دلیل شرایط وخیم بهداشتی و شیوه غیرانسانی اداره، کانونهایی برای نشر انواع بیماریهای واگیردار و مُنفرد بوده است. از این زاویه، تاخت و تاز ویروس کُرونا در این مراکز را می توان ارتقای شرایط موجود از وخیم به خطرناک دانست.

آنچه که مردُم ایران در ابعاد سراسری از رویکرد حاکمیت به بُحران کُرونا تجربه می کنند، در ابعاد کوچک تر در زندانها در حال تکرار است، با این تفاوُت که زندانیان حتی به طور شخصی و به خرج و همت خویش نیز امکان حفاظت از خود در برابر آن را ندارند. آنها نه می توانند خود را قرنطینه کنند و نه از دیگران فاصله بگیرند. سلامت و امنیت بهداشتی آنان به گونه مُطلق وابسته به رفتار و اقدامات زندانبان است.

این مسوولیتی است که رژیم ولایت فقیه نه فقط آن را به رسمیت نمی شناسد، بلکه خود سهم به سزایی در بدتر کردن شرایط زندانیان از هر نظر دارد. سیستم زندانهای ج.ا با مُراقبت بهداشتی، بهداری، دارو و درمان بیگانه است، تامین آب و غذای زندانیان را بار اضافی می داند، فضای کافی برای خواب، خوراک و نشستن زندانیان را لوکس می شمارد و زندان به را منبع درآمدی برای مُدیران و مسوولانش بدل کرده که از فروش مواد مُخدر تا باجگیری از زندانیان و خانواده ها برای عرضه خدمات و وسایل ابتدایی را در بساط دارند.

همینجا باید یادآور شد که شرایط زندانیان سیاسی و عقیدتی و دسته دیگری که مُتهم به "جاسوسی" و "ارتباط با بیگانگان" هستند، حتی از این نیز وخیم تر است. حاکمیت افزون بر حُکم بیدادگاه هایش، علیه آنها شمشیر انتقام جویی، اعتراف گیری، مُنفعل سازی سر آخر قتل سفید را هم به کمر بسته است. در همان حال که اشاعه انواع بیماریها و نبود درمان بین این دسته از زندانیان یک سیاست آگاهانه و به قصد است، در مورد زندانیان عادی این امر یک نقص ساختاری و محصول اجتناب ناپذیر دیدگاه غیرانسانی نسبت به زندانیان و شیوه قُرون وسطایی اداره زندانهاست.

زندانیان عادی تاکُنون با خطراتی روبرو بوده اند که تاثیری تدریجی و خزنده بر سلامتی و زندگی آنها داشته؛ ویروس کُرونا اما تهدیدی با پیامدهای فوری و بی واسطه است که احتمال انتقال و ابتلا به آن با هیچیک از بیماریهای آشنا و رایج در زندان مُقایسه پذیر نیست. فشار این واقعیت هراسناک، پرتُوی دیگر به نارساییهای سیستم فاسد زندان می افکند و آن را در مرکز توجُه و در گام بعد، اعتراض زندانیان قرار می دهد.

آنها نسبت به جان خود بیمناک هستند، زیرا شاهد بی اعتنایی کامل زندانبان به خطری که تهدیدشان می کند، هستند: مواد ضدعُفونی کننده در اختیارشان قرار نمی گیرد، در مواردی حتی از دادن جیره مواد شُستُشو نیز خودداری می شود، افراد مشکوک به ابتلا، قرنطینه نمی شوند، از زندانیان جدید تست گرفته نمی شود، آب ساعاتی از روز قطع می شود، از تراکُم بالا در بند و اُتاقها کاسته نمی شود، زندانها ضدعُفونی نمی شود و جُز آن.

آنچه که در زندانهای رژیم ولایت فقیه در جریان است، لگدمالی جان و سلامت کسانی است که بدون دسترسی به هرگونه امکانی، زیر چتر حاکمیت و به بیان دقیق تر، در چنگ آن قرار دارند. آنها سر به شورش برمی دارند، زیرا در هنگامه کُرونا نیاز به کُمکی دارند که از آنها بیرحمانه دریغ می شود.
عکس ‏‎Farangiss Baighareh‎‏

۱۳۹۹ فروردین ۷, پنجشنبه

ج.ا به تحریم مردُم ایران خاتمه دهد، همین امروز!

 منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۷ فروردین / منبع وبسایت های ایران نبرد و جنگ خبر
گُسترش بی توقف ویروس کُرونا و گرداب مرگباری که در حال فرو بردن مردُم سراسر ایران در خود است، جای تردید باقی نمی گذارد که باید قاطعانه از رفع تحریم دفاع کرد.

امروز که کشور با یک پا از آستانه یک فاجعه انسانی گذر کرده و می رود که تا به تمامی بدان گام بگذارد، وظیفه ای فوری تر و میهنی تر از خواست پایان دادن به مُحاصره ای که برای جلوگیری از کُمک رسانی به مردُم مُصیبت زده ایران بر پا شده، وجود ندارد. اخراج پزشکان بدون مرز، فقط نوک کوه یخ این سیاست تبهکارانه است که ارتباط ایران با جهان خارج را قیچی کرده و جامعه را در یکی از سخت ترین دوران حیاتش از دریافت کُمکهای موثر و حیاتی محروم ساخته است.

بیرون راندن تیم پزشکان بدون مرز علامت بدون سووتفاهُمی است که ج.ا به جامعه بین المللی می دهد: بدون رفع تحریمهای نفتی یا دستکم دسترسی به بخشی از درآمدهای آن، مرزهای ایران به روی کُمکهای خارجی بسته و به روی ویروس کُرونا باز است.

اُلگوی رژیم ولایت فقیه در این رابطه بازی موش و گربه ای است که در دوره بُحران هسته ای با طرفهای خارجی اش پیش می برد. به این صورت که از یکطرف پیامهای اُمیدوار کننده در شکل تن دادن به مُذاکره و بازرسی می فرستاد و از طرف دیگر، از مُذاکره هدفمند و بازرسی هم جانبه سر باز می زد. امروز نیز در همان حال که از اتحادیه اُروپا کُمک مالی و کالایی می گیرد، گروه پزشکان بدون مرز فرانسوی را هم اخراج می کند.

در همین حال رژیم مُلاها مایل نیست کُمکهایی که از کشورهای مُختلف دریافت می کند، به محور اخبار و مسائل شیوع کُرونا در ایران و جنبه های انسانی آن تبدیل شود. سازمان پزشکان بدون مرز که یک نهاد شناخته شده و مُعتبر بین المللی در زمینه کُمک رسانی داوطلبانه به نُقاط بُحران زده است، از نظر بُرد خبری - تبلیغی می توانست دارای چنین کیفیتی باشد. این امر به ویژه هنگامی که "نظام" یک کمپین پُر خرج را در آمریکا با پُشتیبانی شماری از پایوران و کارمندان دولت آقای اوباما علیه تحریمهای نفتی و مالی به راه انداخته، اتفاق مطلوبی به شمار نمی رفت. حاکمیت از آن بیم دارد که ابتکارهایی اینچنین، کمپین مزبور را کمرنگ کرده و از آن بدتر، آن را دفاع ناپذیر و خُنثی سازد.

برای آقایان علی خامنه ای و حسن روحانی کُمکهای تخصُصی، تجهیزاتی و کالایی شفابخش نیست؛ آنها می خواهند با "چشمه زُلال" پالتهای پول درمان شوند. این شُهود غیبی آنها از فواید ویروس کُرونا است که در ابتدا به انکارش پرداختند و اینک دریافته اند که با باز گذاشتن دریچه سیل آن به روی جامعه، شاید بتوانند همدردی و شوک بین المللی را به وجه نقد تبدیل کنند.

حاکمان کشور مردُم را از کُمکهایی که به شدت بدان نیاز دارند محروم کرده اند تا برچیدن آن را با رفع محرومیت خود از درآمدهای بادآورده نفتی مُعامله کنند. سلامت، امنیت و زندگی فردی و اجتماعی مردُم در نگاه آنها مقوله ای مُجرد و بی اهمیت است که گاه می توان آن را لگدمال کرد و گاه به گروگان گرفت. برای آنکه رشته تحریم زندگی، شادی، آزادی و خوشبختی گُسسته شود، باید همین امروز بند از بند رژیم استبدادی – مذهبی ولایت فقیه جُدا کرد.

واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد

منصور امان /  فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد  منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...