۱۳۹۹ فروردین ۱۲, سه‌شنبه

شانتاژ جهانی و منطقه ای به بهانه کرونا




 زینت میرهاشمی/ فراسوی خبر ... سه شنبه ۱۲ فروردین منتشرشده در وب سایتهای ایران نبرد و جنگ خبر
این روزها بازار مظلوم نمایی، دغلبازی پایوران رژیم برای شکستن تحریمهای آمریکا داغ است. ادعاهای سران رژیم در ربط دادن گسترش ویروس کرونا با تحریم و وصل کردن سرنوشت آن با رفع تحریمها، دروغ، بی پایه و بی مایه است. زیرا بر همگان روشن است که علت گسترش این ویروس پنهان کاری، عدم قرنطینه و فقدان سیاست مردمی و همچنین عدم اعتماد مردم به حکومت در مقابله با پخش ویروس است.
ادعای بی پول بودن و عدم دسترسی به امکانات مالی برای تهیه دارو و امکانات بهداشتی حرفی پوچ است. ثروت انباشت شده در نهادهای زیر مجموعه ولی فقیه بسیار بیش از میزان نیاز برای مبارزه با بیماری کرونا است. سرمایه و ثروت هُلدینگهای مرتبط با نهاد ولایت فقیه، از آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام، قرارگاه خاتم الانبیا و ... عظیم و چشمگیر است و این شرکتها تاکنون در مبارزه با کرونا اقدام جدی نکرده اند.
تناقض در اینجاست که روحانی از یک طرف همه خرابیها را آباد می خواند و حتا اعلام آمادگی کمک به کشورهای دیگر می کند و از طرف دیگر برای رفع تحریمها کمپین راه می اندازند.
ماله کش ملا اجنه، «توامانی تحریم و کرونا» را «رنج مضاعف» برای مردم ایران اعلام می کند. البته منظورش از مردم، نظام حاکم است. ربیعی، سخنگوی روحانی، از شعار شکستن «اتحاد تحریم و کرونا» حرف می زند در حالی که خود رژیم بزرگترین تحریم کننده مردم ایران است.
این که تحریمها به زندگی مردم فشار می آورد درست است اما این رژیم است که باعث چنین وضعیتی شده است. تلاش رژیم برای برداشتن تحریمها به ویژه در شرایطی که بهای نفت بی اندازه پایین آمده است، به سرنوشت کرونا ربط ندارد بلکه به سرنوشت بود و باش نیروهای جنگ نیابتی رژیم متصل است.
رویدادهای هفته های اخیر در عراق و تشدید فعالیت گروههای نظامی وابسته به سپاه قدس و بازیهای موشکی حوثیهای یمن در هنگامه ای که ویروس کرونا در ایران جان هزاران نفر را می گیرد، معنای شانتاژ جهانی و منطقه ای رژیم به بهانه کرونا را برجسته می کند. رژیم در حال فرصت سازی برای زنده نگاه داشتن جنگ نیابتی به ویژه در عراق برای چینش نیروهایش در حکومت عراق است.
گفته های سرکرده کل سپاه پاسداران در روز شنبه ۹ فروردین (روز پاسدار) تاییدی بر نقش مخرب و دخالتگرانه سپاه پاسداران در منطقه است. پاسدار حسین سلامی برای فعالیتهای سپاه پاسداران مثل همیشه هیچ مرز جغرافیایی قائل نشد. وی فعالیت سپاه تروریستی در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای ایران را برشمرد و گفت: «تهدیدها پیچیده تر و همه جانبه تر شده اند و میادین عمل وسعت یافته، بنابراین قلمروی عملکرد سپاه هم گسترش پیدا کرده است.» رژیم به کرونا متوسل شده تا جغرافیای سیاسی را برای امنیت حاکمیت ترسیم کند و نه منافع مردم ایران.
عکس ‏‎Khosro Khajehnory‎‏

۱۳۹۹ فروردین ۱۰, یکشنبه

از تو گفتن - خواننده نسرین

شبیخون کرونا بر ساختار ویروس حکومتی


زینت میرهاشمی / فراسوی خبر ... یکشنبه ۱۰ فروردین / منتشرشده در وب سایتهای جنگ خبر و ایران نبرد
به نظر می رسد شبیخون کرونا، هوش و حواس را از اهالی بیت ولی فقیه و دلواپسان نظام حسابی ربوده است. زدن سازهای ناهمگون از طرف کارگزاران حکومت، دادن آمارهای متفاوت، پنهانکاری، دروغ بافی، طرح تئوری توطئه و... واکنشی مجرمانه در برابر ویروس هوشمندی است که ساختار فاسد و ویروسی حکومت را نشانه گرفته است. ویروس کرونا تمامی راهکارها و ساز و کارهای حکومت فاسد و دروغپرداز را در کوچه و بازار، در کارخانه و مزرعه و در بیمارستانها و گورهای جمعی به چالش کشید و بی آبرویی پایوران نظام را در همه جا آشکار کرده است.
حسن روحانی، قهرمان پوشاندن واقعیتها با دروغهای بزرگ، به پرت و پلاگویی دچار شده است. داده های آماری، گزارشها، نوشته ها و مستندات تهیه شده از زندگی مردم ایران، پولی کردن بهداشت و... بر حرفهای این آخوند شیاد مهر باطل می زند. حرکتهای اعتراضی پرستاران طی چند سال گذشته دلیل دیگری برای بی پایه بودن حرفهای روحانی است.
حسن روحانی ضمن شکرگزاری از این همه «نعمت»، ار وفور اجناس در فروشگاههای ایران و وارونه نشان دادن قفسه های فروشگاههای کشورهای اروپایی به ویژه بخش دستمال توالت گزافه گویی می کند. او در مورد تختهای اضافی برای پذیرش بیماران و پرداخت هزینه ۹۰ درصد بیماران، پایین آمدن فوتیها در ایران دروغ بافی می کند. روحانی بیماران روی زمین خوابیده در بیمارستانهای کشورهای دیگر و وجود همه امکانات بهداشتی برای کادرهای درمان در ایران و رضایت آنها را به دروغ مطرح می کند.
روحانی روز شنبه ۹ فروردین اوج شیادی خود را نشان داد. وی با بزک کردن ویرانیها و پنهان کردن فجایع مدال افتخار بر سینه خودش زد. اما حسن روحانی نگفت که چرا در ایران پزشکان، پرستاران و کادرهای درمانی نسبت به کشورهای دیگر بیش تر قربانی بی تدبیری نظام شده اند؟ چرا سازمان جهانی بهداشت به داده های آماری رژیم اعتماد ندارد و آن را غیر واقعی دانسته است؟ چرا تناسبی میان آمار مبتلایان و جانباختگان وجود ندارد؟ چرا قرار شده آمار مشخص داده نشود و سرانجام چرا باید برای ۳۱۶ نفر پرونده قضایی به جرم افشاگری در رابطه با همه گیری ویروس کرونا تشکیل شود و ...؟
روحانی با یک حساب ساده می تواند بفهمد که علت خالی شدن فروشگاههای کشورهای مورد نظرش به دلیل قدرت خرید مردم و توانایی آنها در مورد تهیه وسایل بهداشت است. روحانی به پایین بودن قدرت خرید مردم، روزمزد بودن قشر عظیمی از نیروهای کار که در رویارویی با کرونا سفره های شان تهی شده اشاره نکرد. وی به توزیع اجناس در فروشگاهها اشاره کرد اما به جیب خالی کارگران و شکمهای خالی کودکان کار و ... اشاره نکرد. روحانی استاد جَعل ویرانیها به آبادیها است و البته در دنیای کنونی و با انبوه اطلاعات و ارتباطات دروغهای او خریداری ندارد.
در مورد حرفهای مسعود پزشکیان، نایب رئیس مجلس ارتجاع که می گوید: «اعتماد عمومی کاهش پیدا کرده است»، این سوال مطرح می شود که روحانی برای چه کسانی این حرفهای دروغ و بی خریدار را می زند و چرا می زند؟
چرا نام ویروس کرونا در ایران به «بیماریهای تنفسی» تبدیل شده است؟ مجلس نشین مشهد می گوید: «یک بیماری شیوع پیدا کرده که اسم خارجی ‌اش "کرونا ویروس" است و در داخل نامش "بیماری حاد تنفسی" می ‌شود. ... مثلا در خراسان ۴۰۰ نفر بر اثر بیماری حاد تنفسی و ۵۰ نفر بر اثر کرونا فوت کرده ‌اند».
سخنگوی وزارت بهداشت رژیم روز شنبه ۹ فروردین اعلام کرد که: «قرار است سازمان پزشکان بدون مرز در مناطق مرزی ایران یک بیمارستان برای دادن خدمات به «اتباع خارجی» دایر کند.». این اقدام رژیم گفته های مردم مبنی بر این که رژیم کمکهای نهادهای بین المللی برای مبارزه با کرونا در ایران را صرف جاهای دیگر می کند را تقویت می کند.
عکس ‏‎Farangiss Baighareh‎‏

۱۳۹۹ فروردین ۹, شنبه

CORONA (Parody LLORONA, Angélica Vale & Marco Antonio Solís)

شورش در زندانها فریاد مدد خواهی است



 منصور امان / فراسوی خبر... شنبه ۹ فروردین
منبع وبسایت های ایران نبرد و جنگ خبر
سیاهچالهای رژیم ولایت فقیه آرام نمی گیرد. در ادامه شورشهای پیاپی زندانیان در شهرهای مُختلف، اینک زندانهای تبریز و سقز هم به صحنه تلاش نااُمیدانه حبس شدگان برای زنده ماندن تبدیل شد.

شیوع افسارگُسیخته ویروس کُرونا در کشور، زندانها را نیز که به ظاهر مُحیطهای دربسته و ایزوله از اجتماع به شمار می رود، ایمن نگذاشته است. اسارتگاه های زیر مُدیریت رژیم مُلاها بدون کُرونا هم به دلیل شرایط وخیم بهداشتی و شیوه غیرانسانی اداره، کانونهایی برای نشر انواع بیماریهای واگیردار و مُنفرد بوده است. از این زاویه، تاخت و تاز ویروس کُرونا در این مراکز را می توان ارتقای شرایط موجود از وخیم به خطرناک دانست.

آنچه که مردُم ایران در ابعاد سراسری از رویکرد حاکمیت به بُحران کُرونا تجربه می کنند، در ابعاد کوچک تر در زندانها در حال تکرار است، با این تفاوُت که زندانیان حتی به طور شخصی و به خرج و همت خویش نیز امکان حفاظت از خود در برابر آن را ندارند. آنها نه می توانند خود را قرنطینه کنند و نه از دیگران فاصله بگیرند. سلامت و امنیت بهداشتی آنان به گونه مُطلق وابسته به رفتار و اقدامات زندانبان است.

این مسوولیتی است که رژیم ولایت فقیه نه فقط آن را به رسمیت نمی شناسد، بلکه خود سهم به سزایی در بدتر کردن شرایط زندانیان از هر نظر دارد. سیستم زندانهای ج.ا با مُراقبت بهداشتی، بهداری، دارو و درمان بیگانه است، تامین آب و غذای زندانیان را بار اضافی می داند، فضای کافی برای خواب، خوراک و نشستن زندانیان را لوکس می شمارد و زندان به را منبع درآمدی برای مُدیران و مسوولانش بدل کرده که از فروش مواد مُخدر تا باجگیری از زندانیان و خانواده ها برای عرضه خدمات و وسایل ابتدایی را در بساط دارند.

همینجا باید یادآور شد که شرایط زندانیان سیاسی و عقیدتی و دسته دیگری که مُتهم به "جاسوسی" و "ارتباط با بیگانگان" هستند، حتی از این نیز وخیم تر است. حاکمیت افزون بر حُکم بیدادگاه هایش، علیه آنها شمشیر انتقام جویی، اعتراف گیری، مُنفعل سازی سر آخر قتل سفید را هم به کمر بسته است. در همان حال که اشاعه انواع بیماریها و نبود درمان بین این دسته از زندانیان یک سیاست آگاهانه و به قصد است، در مورد زندانیان عادی این امر یک نقص ساختاری و محصول اجتناب ناپذیر دیدگاه غیرانسانی نسبت به زندانیان و شیوه قُرون وسطایی اداره زندانهاست.

زندانیان عادی تاکُنون با خطراتی روبرو بوده اند که تاثیری تدریجی و خزنده بر سلامتی و زندگی آنها داشته؛ ویروس کُرونا اما تهدیدی با پیامدهای فوری و بی واسطه است که احتمال انتقال و ابتلا به آن با هیچیک از بیماریهای آشنا و رایج در زندان مُقایسه پذیر نیست. فشار این واقعیت هراسناک، پرتُوی دیگر به نارساییهای سیستم فاسد زندان می افکند و آن را در مرکز توجُه و در گام بعد، اعتراض زندانیان قرار می دهد.

آنها نسبت به جان خود بیمناک هستند، زیرا شاهد بی اعتنایی کامل زندانبان به خطری که تهدیدشان می کند، هستند: مواد ضدعُفونی کننده در اختیارشان قرار نمی گیرد، در مواردی حتی از دادن جیره مواد شُستُشو نیز خودداری می شود، افراد مشکوک به ابتلا، قرنطینه نمی شوند، از زندانیان جدید تست گرفته نمی شود، آب ساعاتی از روز قطع می شود، از تراکُم بالا در بند و اُتاقها کاسته نمی شود، زندانها ضدعُفونی نمی شود و جُز آن.

آنچه که در زندانهای رژیم ولایت فقیه در جریان است، لگدمالی جان و سلامت کسانی است که بدون دسترسی به هرگونه امکانی، زیر چتر حاکمیت و به بیان دقیق تر، در چنگ آن قرار دارند. آنها سر به شورش برمی دارند، زیرا در هنگامه کُرونا نیاز به کُمکی دارند که از آنها بیرحمانه دریغ می شود.
عکس ‏‎Farangiss Baighareh‎‏

واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد

منصور امان /  فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد  منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...