برای دردهای مردم مظلومم ، بغض گلویم را می فشارد ، ترانه های سربی ، آواز بی کسی ، رنج بی پناهی، و گرسنگی مردم میهن!
۱۳۹۹ فروردین ۲۵, دوشنبه
۱۳۹۹ فروردین ۲۴, یکشنبه
«جهش تولید» یعنی تعرض همه جانبه به معیشت کارگران
زینت میر هاشمی / فراسوی خبر ... یکشنبه ۲۴ فروردین / منبع وب سایت های ایران نبرد و جنگ خبر
پایه مزد کارگران برای سال ۹۹، در نهاد حکومتی شورای عالی کار بدون شرکت نمایندگان واقعی کارگران و مزدبگیران، در توافق دو جانبه بین نمایندگان حکومت و نمایندگان کارفرمایان به سادگی و البته به شکل بی رحمانه برای میلیونها کارگر تعیین شد. خروجی نمایش شورای عالی کار، تعیین دستمزد یک میلیون و ۸۳۵ هزار تومان یعنی ۲۱ درصد افزایش حقوق است.
افزایش ۲۱ درصد حقوق پایه کارگران چندین برابر کمتر از خط فقر، با توجه به نرخ تورم بر اساس آمار حکومتی (۴۰ درصد) و با فاصله زیاد از رقم تعیین شده در کمیته دستمزد که ۴ میلیون و ۹۴۰ هزار تومان اعلام شده بود، آن چنان شوک آور است که پایوران رژیم، رقم را با رنگ و لعاب و اضافه کردن مزایای فرعی دیگر جمع بسته و اعلام کردند. پایین نگاه داشتن دستمزد به بهانه بالا رفتن هزینه تولید و رجوع دادن به رقمهای فرعی و احتمالی، از شیوه های ضد کارگری و چپاولگرانه دولت و کارفرمایان است.
معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی بی شرمانه از افزایش ۳۳ درصدی حرف زده و این میزان را بالاترین افزایش نرخ در طول یک دهه دانسته است. وی با جمع بستن مزایای کناری و احتمالی، پایه دستمزد را ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان اعلام کرد.
خامنه ای در سخنرانی روز پنجشنبه ۲۱ فروردین، استراتژی نظام ولایت فقیه در چالشهای پیش رو از جمله فقر، بیکاری، حقوق کارگران، جنبش مطالبه گری نیروهای کار و.... را به خوبی ترسیم کرد. خلیفه ارتجاع که در افزایش ثروت، در تصاحب اموال مردم و داشتن سرمایه نجومی مشهور است، عدالت برای زحمتکشان و تهیدستان را به صبر و انتظار تا ظهور امام زمان موکول کرد. وی که با همه امکانات دنیای مدرن در مافوق رفاه زندگی می کند، مردم را به زندگی معنوی دعوت کرد.
او با راه اندازی کمپین و هشتک «ظهور امام زمان» و دعوت مردم برای خواندن دعا برای ظهور و بردن زیرشلواری خمینی و غذاهای نذری به میان کادر درمانی و بیماران کرونایی در بیمارستان، جهالت اش برابر علم را به نمایش گذاشت. خامنه ای در سخنرانی به مناسبت نیمه شعبان، ویروس کرونا را کوچک شمرد و مشکل مردم را به ظهور ناجی وصل کرد.
بدیهی است که سخنان ولی فقیه زمینه سازی و تدارک برای مهار شورشهای مردمی و چالشهای پسا کرونا است. خیزشهای پسا کرونا که اقشار و لایه های بیشتر اجتماعی با طبقه کارگر همراه خواهند شد، صف بندی عمیق تری بین ثروتمندان و حاکمان با تهدیدستان و غارت شدگان ایجاد خواهد کرد.
خامنه ای با شیادی و استفاده از دین و دنیای معنوی از هم اکنون تکلیف میلیونها گرسنه را تعیین کرده است. صبر و انتظار بدون عجله در انتظار امام زمان و زیر سایه سنگین دستگاه سرکوب.
بدون شک سرنوشت رژیم ولایت فقیه در آینده ای نه چندان دور با دستان پرتوان مردم ایران رقم خواهد خورد. دوران پسا کرونا، دوران خیزشها و گسترش اعتراضهای نیروهای کار خواهد بود.
افزایش ۲۱ درصد حقوق پایه کارگران چندین برابر کمتر از خط فقر، با توجه به نرخ تورم بر اساس آمار حکومتی (۴۰ درصد) و با فاصله زیاد از رقم تعیین شده در کمیته دستمزد که ۴ میلیون و ۹۴۰ هزار تومان اعلام شده بود، آن چنان شوک آور است که پایوران رژیم، رقم را با رنگ و لعاب و اضافه کردن مزایای فرعی دیگر جمع بسته و اعلام کردند. پایین نگاه داشتن دستمزد به بهانه بالا رفتن هزینه تولید و رجوع دادن به رقمهای فرعی و احتمالی، از شیوه های ضد کارگری و چپاولگرانه دولت و کارفرمایان است.
معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی بی شرمانه از افزایش ۳۳ درصدی حرف زده و این میزان را بالاترین افزایش نرخ در طول یک دهه دانسته است. وی با جمع بستن مزایای کناری و احتمالی، پایه دستمزد را ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان اعلام کرد.
خامنه ای در سخنرانی روز پنجشنبه ۲۱ فروردین، استراتژی نظام ولایت فقیه در چالشهای پیش رو از جمله فقر، بیکاری، حقوق کارگران، جنبش مطالبه گری نیروهای کار و.... را به خوبی ترسیم کرد. خلیفه ارتجاع که در افزایش ثروت، در تصاحب اموال مردم و داشتن سرمایه نجومی مشهور است، عدالت برای زحمتکشان و تهیدستان را به صبر و انتظار تا ظهور امام زمان موکول کرد. وی که با همه امکانات دنیای مدرن در مافوق رفاه زندگی می کند، مردم را به زندگی معنوی دعوت کرد.
او با راه اندازی کمپین و هشتک «ظهور امام زمان» و دعوت مردم برای خواندن دعا برای ظهور و بردن زیرشلواری خمینی و غذاهای نذری به میان کادر درمانی و بیماران کرونایی در بیمارستان، جهالت اش برابر علم را به نمایش گذاشت. خامنه ای در سخنرانی به مناسبت نیمه شعبان، ویروس کرونا را کوچک شمرد و مشکل مردم را به ظهور ناجی وصل کرد.
بدیهی است که سخنان ولی فقیه زمینه سازی و تدارک برای مهار شورشهای مردمی و چالشهای پسا کرونا است. خیزشهای پسا کرونا که اقشار و لایه های بیشتر اجتماعی با طبقه کارگر همراه خواهند شد، صف بندی عمیق تری بین ثروتمندان و حاکمان با تهدیدستان و غارت شدگان ایجاد خواهد کرد.
خامنه ای با شیادی و استفاده از دین و دنیای معنوی از هم اکنون تکلیف میلیونها گرسنه را تعیین کرده است. صبر و انتظار بدون عجله در انتظار امام زمان و زیر سایه سنگین دستگاه سرکوب.
بدون شک سرنوشت رژیم ولایت فقیه در آینده ای نه چندان دور با دستان پرتوان مردم ایران رقم خواهد خورد. دوران پسا کرونا، دوران خیزشها و گسترش اعتراضهای نیروهای کار خواهد بود.

۱۳۹۹ فروردین ۲۳, شنبه
نیمه شعبان؛ شبیخون شکست خورده ها
منصور امان / فراسوی خبر... شنبه ۲۳ فروردین / منبع وب سایت های ایران نبرد و جنگ خبر
http:// www.jonge-khabar.com/news/ articled.php?id=5498
http://
جُبران یا کاهش خسارتهای سنگین جانی و مالی مردُم ایران شاید دلمشغولی حاکمان ج.ا نباشد، جُبران خسارتهایی که دستگاه تحت اداره آنها در اثر ویروس کُرونا مُتحمل گردیده، اما در فهرست وظایف فوری شان قرار دارد. این ارزش گذاری را به ویژه کارناوالهای نیمه شعبان چُرتکه انداخت.
در ده ها شهر بُزُرگ و کوچک کشور، دسته های اوباش پاسدار و بسیجی به بهانه تولُد امام دوازدهُم شیعیان هلهله زن و دُهُل کوبان در خیابانها به جولان درآمدند و در برابر چشمان خیره مردُم سوگوار و رنجور به گونه نمایشی به جشن و شادمانی پرداختند. تهران و شهرکهای پیرامون، اصفهان، تبریز، زاهدان، مشهد، زنجان، جهرُم، شیراز و قزوین فقط شُماری از نُقاطی است که این معرکه در فضای بُحرانی آنها برپا گردید.
بیجایی و دافعه اجتماعی ابتکار مزبور آنچنان آشکار است که آمرانش پیشاپیش تلاش کردند از آن فاصله گرفته و رد پای خود را پاک کنند. سازمان تبلیغات اسلامی، یک اُرگان سازماندهنده و تدارُکچی تظاهُرات، مراسم و مجلسهای حُکومتی و نیز "ستاد مُبارزه با کُرونا" که مسوول و مجری "طرح فاصله گیری اجتماعی" است، اعلام کرده بودند که برگُزاری مراسم نیمه شعبان را ممنوع می کنند. ژست مزبور وظیفه داشت خطی صوری بین حاکمیت و آنچه که در پی انجامش بود ترسیم کند و به این ترتیب بدون آنکه در تیررس جامعه خشمگین قرار گیرد، بر گُرده "آتش به اختیارها" و افسار پاره کرده ها طرح خود را به دست اجرا بگذارد.
حاکمیت به این ترتیب قصد واکُنش به فضای مُعینی در جامعه را داشت که "نظام" و ویروس کُرونا را یکی و همان می بیند؛ دید و نظری که ریشه در رفتار غیرانسانی و مردُم ستیز حاکمیت در برخورد به کُرونا دارد. مُهمترین دستور کار حاکمان کشور پس از شیوع ویروس، حفاظت از دُگمهای ایدولوژیک و خُرافات مذهبی بود که پایه فرمانروایی و تسلُط انحصاری آنها بر منابع قُدرت و ثروت را بتون ریزی می کند؛ پنهان کردن شیوع ویروس در پایتخت مذهبی مُلاها، قُم، خودداری از قرنطینه آن و سر باز زدن از تعطیلی مراکز زیارتی که آشکارا سلامت و جان شهروندان را به توپ بازی قُدرت بدل می کرد، بخشی مُهمی از اقدامات آن را تشکیل داد.
آثار دهشت انگیز این برخورد و گستره فاجعه باری که یافت، نه فقط صف بندی موجود در جامعه علیه ایدیولوژی حاکم و باورها، آیینها و تحمیلات آن را تقویت کرد، بلکه بخشهایی را نیز که به دلیل وابستگیهای ذهنی در دایره نُفوذ مذهبی رژیم ولایت فقیه قرار داشتند، به فاصله گرفتن از آن کشاند. کُرونا پوسته نازُک قداست را از بُرج و باروهای ارتجاع مذهبی کنار زد و همه آنچه حوزه ها، آخوندها، مراجع و منبرها در جهدی چند صد ساله به آسمان بر کشیده بودند را روی زمین آورد تا اُسطوره های دست نیافتنی شان را به خاک بکشد و به میدان توده بیاندازد.
خسارتی که بر سرمایه ایدیولوژیک "نظام" وارد آمده، فقط یک زیان سنگین در پهنه عقیده و باور نیست، بلکه فراتر از آن ضربه ای سهمگین به پایه های ثبات استبداد مذهبی است. کارناوال نیمه شعبان شبیخون حاکمیت به قلمرو از دست داده اش توسُط لشکرکشی و عربده کشی خیابانی است و تلاش آن برای قُدرت نمایی و اعلام حُضور بر پُشت یک نماد مذهبی را جلوه گر شده است. از همین رو می توان گفت که رژه مزبور آخرین کوشش دستگاه حاکم برای پس گرفتن زمین نخواهد ماند و در این جهت به گونه مُتمرکزی حرکت خواهد کرد که دو پایه اصلی آن را تشدید تبلیغات و تلقینهای مذهب و فرهنگ ارتجاعی و خرج کلان در این راه از یکسو و راه اندازی دور تازه ای از سرکوب به ویژه علیه زنان و جوانان و فشار پُلیسی برای تحمیل اجبارات خود ساخته اش در سوی دیگر تشکیل می دهد.
اجبار رژیم ولایت فقیه به ایجاد کانونهای اشاعه و ابتلا زیر نام نیمه شعبان و در اوج قصابی ویروس کُرونا، میزان شدت و تاثیر ضربه ای که ارتجاع مذهبی خورده را آشکار می سازد. فقط ترس از یک بیزاری بُزُرگتر می توانست "نظام" را به تن دادن به خطر تحریک بیزاری جامعه از کارناوال اوباش اش قانع کند.
در ده ها شهر بُزُرگ و کوچک کشور، دسته های اوباش پاسدار و بسیجی به بهانه تولُد امام دوازدهُم شیعیان هلهله زن و دُهُل کوبان در خیابانها به جولان درآمدند و در برابر چشمان خیره مردُم سوگوار و رنجور به گونه نمایشی به جشن و شادمانی پرداختند. تهران و شهرکهای پیرامون، اصفهان، تبریز، زاهدان، مشهد، زنجان، جهرُم، شیراز و قزوین فقط شُماری از نُقاطی است که این معرکه در فضای بُحرانی آنها برپا گردید.
بیجایی و دافعه اجتماعی ابتکار مزبور آنچنان آشکار است که آمرانش پیشاپیش تلاش کردند از آن فاصله گرفته و رد پای خود را پاک کنند. سازمان تبلیغات اسلامی، یک اُرگان سازماندهنده و تدارُکچی تظاهُرات، مراسم و مجلسهای حُکومتی و نیز "ستاد مُبارزه با کُرونا" که مسوول و مجری "طرح فاصله گیری اجتماعی" است، اعلام کرده بودند که برگُزاری مراسم نیمه شعبان را ممنوع می کنند. ژست مزبور وظیفه داشت خطی صوری بین حاکمیت و آنچه که در پی انجامش بود ترسیم کند و به این ترتیب بدون آنکه در تیررس جامعه خشمگین قرار گیرد، بر گُرده "آتش به اختیارها" و افسار پاره کرده ها طرح خود را به دست اجرا بگذارد.
حاکمیت به این ترتیب قصد واکُنش به فضای مُعینی در جامعه را داشت که "نظام" و ویروس کُرونا را یکی و همان می بیند؛ دید و نظری که ریشه در رفتار غیرانسانی و مردُم ستیز حاکمیت در برخورد به کُرونا دارد. مُهمترین دستور کار حاکمان کشور پس از شیوع ویروس، حفاظت از دُگمهای ایدولوژیک و خُرافات مذهبی بود که پایه فرمانروایی و تسلُط انحصاری آنها بر منابع قُدرت و ثروت را بتون ریزی می کند؛ پنهان کردن شیوع ویروس در پایتخت مذهبی مُلاها، قُم، خودداری از قرنطینه آن و سر باز زدن از تعطیلی مراکز زیارتی که آشکارا سلامت و جان شهروندان را به توپ بازی قُدرت بدل می کرد، بخشی مُهمی از اقدامات آن را تشکیل داد.
آثار دهشت انگیز این برخورد و گستره فاجعه باری که یافت، نه فقط صف بندی موجود در جامعه علیه ایدیولوژی حاکم و باورها، آیینها و تحمیلات آن را تقویت کرد، بلکه بخشهایی را نیز که به دلیل وابستگیهای ذهنی در دایره نُفوذ مذهبی رژیم ولایت فقیه قرار داشتند، به فاصله گرفتن از آن کشاند. کُرونا پوسته نازُک قداست را از بُرج و باروهای ارتجاع مذهبی کنار زد و همه آنچه حوزه ها، آخوندها، مراجع و منبرها در جهدی چند صد ساله به آسمان بر کشیده بودند را روی زمین آورد تا اُسطوره های دست نیافتنی شان را به خاک بکشد و به میدان توده بیاندازد.
خسارتی که بر سرمایه ایدیولوژیک "نظام" وارد آمده، فقط یک زیان سنگین در پهنه عقیده و باور نیست، بلکه فراتر از آن ضربه ای سهمگین به پایه های ثبات استبداد مذهبی است. کارناوال نیمه شعبان شبیخون حاکمیت به قلمرو از دست داده اش توسُط لشکرکشی و عربده کشی خیابانی است و تلاش آن برای قُدرت نمایی و اعلام حُضور بر پُشت یک نماد مذهبی را جلوه گر شده است. از همین رو می توان گفت که رژه مزبور آخرین کوشش دستگاه حاکم برای پس گرفتن زمین نخواهد ماند و در این جهت به گونه مُتمرکزی حرکت خواهد کرد که دو پایه اصلی آن را تشدید تبلیغات و تلقینهای مذهب و فرهنگ ارتجاعی و خرج کلان در این راه از یکسو و راه اندازی دور تازه ای از سرکوب به ویژه علیه زنان و جوانان و فشار پُلیسی برای تحمیل اجبارات خود ساخته اش در سوی دیگر تشکیل می دهد.
اجبار رژیم ولایت فقیه به ایجاد کانونهای اشاعه و ابتلا زیر نام نیمه شعبان و در اوج قصابی ویروس کُرونا، میزان شدت و تاثیر ضربه ای که ارتجاع مذهبی خورده را آشکار می سازد. فقط ترس از یک بیزاری بُزُرگتر می توانست "نظام" را به تن دادن به خطر تحریک بیزاری جامعه از کارناوال اوباش اش قانع کند.
۱۳۹۹ فروردین ۲۱, پنجشنبه
پرده برداری از مُناسبات ج.ا و چین با یک "شوخی" نابجا
منصور امان / فراسوی خبر پنجشنبه ۲۱ فروردین منتشر شده در سایتهای ایران نبرد و جنگ خبر / حرکت غیر دیپلُماتیک سفر چین در ایران و واکُنش سراسیمه و عجز آلود دستگاه حاکم بدان، نور تازه ای از یک زاویه دیگر بر واقعیت سیاست خارجی رژیم ولایت فقیه افکند. گردانندگان ج.ا در همان حال که سیاستهای ماجراجویانه و تنش آفرینی خارجی خویش را با علاقه به "استقلال" و "عزت" توجیه می کنند، در برابر چین و روسیه، دو شریک تجاری خود، از اصولی جُز تسلیم و کُرنش پیروی نمی کنند.
سُخنگوی وزارت بهداشت با انتقاد از آمار کُرونایی چین، به گونه ناخواسته موجب شفافیت بیشتر از نوع تنظیم رابطه "نظام" با نادر حامیان خارجی اش گردید. وی داده های آماری پکن و ادعای آن پیرامون مهار اپیدمی را "شوخی تلخ" خواند تا خشم "چانگ هوا"، سفیر این کشور، را برانگیزد و او را وادار سازد تا به میدان آمده و این "آقای عزیز" را سر جای خود بنشاند.
چنین می نماید که آقای کیانوش جهانپور، سُخنگوی یاد شده، به کمی بالاتر از هدف شلیک کرده است. او با ابراز تردید نسبت به اطلاعات رسمی از چین، در حقیقت قصد اثبات دُرُستی سیاست رسمی ج.ا مبنی بر خودداری از قرنطینه مردُم را داشت. آقای جهانپور یک ماه پیش به شیوه دیگری از رویکرد اربابانش دفاع کرده بود. او که بنا به کارکرد مقام سُخنگویی در ج.ا، وظیفه اصلی اش تکذیب، دُروغگویی و فعالیت ضد اطلاعاتی است، در آن تاریخ گفت "نتایج قرنطینه ووهان رضایتبخش نیست" و این ادعا را به دُروغ به "خود چین" نسبت داد. وی اما شُهرت خود را بیشتر مدیون آن است که همانجا مُدعی شد "قرنطینه در پروتُکُلهای بین المللی جایی ندارد" و فراتر از آن، در استدلال برای اینکه "هیچ شهر تعطیل نخواهد شد"، کوشید سر مُخاطبانش را اینگونه کُلاه بگذارد: "چنین چیزی در مُدیریت و کُنترُل بیماریها در دُنیا مطرح نیست."
برخورد تُند و غیرمُتعارف سفیر چین به گفته های یک کارمند درجه دو ج.ا که بنا به وظیفه شُغلی اش حرافی می کند، بازتاب مُشاجره ای است که در سطحی بالاتر بین چین و آمریکا ابتدا بر سر منشاء ویروس و اینک پیرامون اطلاعات و داده های آماری پکن جریان دارد. ناگُفته پیداست که این درگیری خود در چارچوب رقابت جهانی آمریکا و چین پیش می رود، از همین رو پکن به سختی می تواند اجازه دهد در کشورهایی که در حُوزه نُفوذش قرار دارند، جبهه ای با این مضمون علیه آن گشوده شود.
بسیج دستپاچه پایوران و نهادهای ج.ا برای عُذرخواهی و جُبران مافات نشان می دهد که دستگاه حاکم نه فقط بر جایگاه فرودست خود در مُناسبات با چین صحه می گذارد، بلکه آماده است مُتناسب با ریتم حساسیتهای آن به گردش و چرخش درآید. در همین راستا سُخنگوی وزارت خارجه مُلاها چاپلوسانه "شُجاعت، تعهُد، پیشتازی و حرفه ای گری" پکن در "مُقابله با ویروس کُرونا" را ستود و سُخنگوی بخت برگشته وزارت بهداشت نیز مراتب پشیمانی خود را با "قدردانی از حمایتهای فراموش نشدنی چین" به اطلاع سفارتخانه رساند. این اما مانع نشد که سپاه پاسداران برای دوقبضه کردن پوزش و خاکساری "نظام" به میدان بیاید و خواستار "بررسی ابعاد پُشت پرده" سُخنان آقای جهانپور بگردد. بازوی نظامی حاکمیت بدین وسیله به چینیها پیام می داد که تردید افکنی در آمار دولت فخیمه توطئه دُشمنان بوده و ساحت "نظام" از چنین جسارتی بدور است.
اما این هنوز انتهای فرمانبرداری نیست. هرکس که مایل است بداند رژیم استبدادی – مذهبی ولایت فقیه در حراج منافع مردُم ایران چه مرزهایی را پشت سر می گذارد، می تواند رُسوایی واردات ویروس کرونا توسُط شرکت هواپیمایی سپاه پاسداران (ماهان) و ادامه بدون مانع رفت و آمد و سفرهای توریستی به چین و درخواست صریح سفارتخانه آن در این زمینه را مُرور کند.
سُخنگوی وزارت بهداشت با انتقاد از آمار کُرونایی چین، به گونه ناخواسته موجب شفافیت بیشتر از نوع تنظیم رابطه "نظام" با نادر حامیان خارجی اش گردید. وی داده های آماری پکن و ادعای آن پیرامون مهار اپیدمی را "شوخی تلخ" خواند تا خشم "چانگ هوا"، سفیر این کشور، را برانگیزد و او را وادار سازد تا به میدان آمده و این "آقای عزیز" را سر جای خود بنشاند.
چنین می نماید که آقای کیانوش جهانپور، سُخنگوی یاد شده، به کمی بالاتر از هدف شلیک کرده است. او با ابراز تردید نسبت به اطلاعات رسمی از چین، در حقیقت قصد اثبات دُرُستی سیاست رسمی ج.ا مبنی بر خودداری از قرنطینه مردُم را داشت. آقای جهانپور یک ماه پیش به شیوه دیگری از رویکرد اربابانش دفاع کرده بود. او که بنا به کارکرد مقام سُخنگویی در ج.ا، وظیفه اصلی اش تکذیب، دُروغگویی و فعالیت ضد اطلاعاتی است، در آن تاریخ گفت "نتایج قرنطینه ووهان رضایتبخش نیست" و این ادعا را به دُروغ به "خود چین" نسبت داد. وی اما شُهرت خود را بیشتر مدیون آن است که همانجا مُدعی شد "قرنطینه در پروتُکُلهای بین المللی جایی ندارد" و فراتر از آن، در استدلال برای اینکه "هیچ شهر تعطیل نخواهد شد"، کوشید سر مُخاطبانش را اینگونه کُلاه بگذارد: "چنین چیزی در مُدیریت و کُنترُل بیماریها در دُنیا مطرح نیست."
برخورد تُند و غیرمُتعارف سفیر چین به گفته های یک کارمند درجه دو ج.ا که بنا به وظیفه شُغلی اش حرافی می کند، بازتاب مُشاجره ای است که در سطحی بالاتر بین چین و آمریکا ابتدا بر سر منشاء ویروس و اینک پیرامون اطلاعات و داده های آماری پکن جریان دارد. ناگُفته پیداست که این درگیری خود در چارچوب رقابت جهانی آمریکا و چین پیش می رود، از همین رو پکن به سختی می تواند اجازه دهد در کشورهایی که در حُوزه نُفوذش قرار دارند، جبهه ای با این مضمون علیه آن گشوده شود.
بسیج دستپاچه پایوران و نهادهای ج.ا برای عُذرخواهی و جُبران مافات نشان می دهد که دستگاه حاکم نه فقط بر جایگاه فرودست خود در مُناسبات با چین صحه می گذارد، بلکه آماده است مُتناسب با ریتم حساسیتهای آن به گردش و چرخش درآید. در همین راستا سُخنگوی وزارت خارجه مُلاها چاپلوسانه "شُجاعت، تعهُد، پیشتازی و حرفه ای گری" پکن در "مُقابله با ویروس کُرونا" را ستود و سُخنگوی بخت برگشته وزارت بهداشت نیز مراتب پشیمانی خود را با "قدردانی از حمایتهای فراموش نشدنی چین" به اطلاع سفارتخانه رساند. این اما مانع نشد که سپاه پاسداران برای دوقبضه کردن پوزش و خاکساری "نظام" به میدان بیاید و خواستار "بررسی ابعاد پُشت پرده" سُخنان آقای جهانپور بگردد. بازوی نظامی حاکمیت بدین وسیله به چینیها پیام می داد که تردید افکنی در آمار دولت فخیمه توطئه دُشمنان بوده و ساحت "نظام" از چنین جسارتی بدور است.
اما این هنوز انتهای فرمانبرداری نیست. هرکس که مایل است بداند رژیم استبدادی – مذهبی ولایت فقیه در حراج منافع مردُم ایران چه مرزهایی را پشت سر می گذارد، می تواند رُسوایی واردات ویروس کرونا توسُط شرکت هواپیمایی سپاه پاسداران (ماهان) و ادامه بدون مانع رفت و آمد و سفرهای توریستی به چین و درخواست صریح سفارتخانه آن در این زمینه را مُرور کند.

۱۳۹۹ فروردین ۲۰, چهارشنبه
۱۳۹۹ فروردین ۱۹, سهشنبه
وعده های توخالی به بیکاران و گرسنگان
زینت میرهاشمی / فراسوی خبر ... سه شنبه ۱۹ فروردین / منتشر شده در سایتهای ایران نبرد و جنگ خبر
با شیوه مدیریت جمهوری اسلامی بدون شک کرونا جان هزاران نفر از مردم ایران را خواهد گرفت و به عنوان فاجعه ای تلخ اثرات خود را بر زندگی مردم خواهد گذاشت. بی گمان ابعاد سهمگین این فاجعه، از نظر میزان تلفات و مجرم بودن رژیم در همه گیری آن، در آینده ای نزدیک روشن خواهد شد و دادخواهی خانواده های قربانیان این فاجعه به دادخواهی بازماندگان قربانیان جنایتهای دیگر رژیم اضافه خواهد شد.
کرونا خواهد رفت. اما نگرانی و بیم از بیکاری و فقر میلیونها نفر از مردم ایران، بر کرونایی که حَی و حاضر در کمین جان آنها نشسته سنگینی می کند. صحبت این که «از کرونا نمی میریم اما از گرسنگی می میریم»، «از کرونا زنده موندیم با گرسنگی بعد از آن چه کنیم» و .... به طور جدی گویا نبردی بین مردم با کرونا و گرسنگی است. روحانی این نبرد را در شکل معیشت کنار سلامت مطرح کرد و بر همین مبنا شیوه آتش به اختیاری در خروج از قرنطینه را که تاکنون هم جریان داشته را مطرح کرد. این نوع مدیریت بحران کرونا، بی ارزش دانستن جان انسانها است.
با وجود اخطارهای کارشناسان اقتصادی در رابطه با دوره پسا کرونا، تناقض گوئیهای روحانی و وعده های پوچ او هیچ چشم اندازی برای حل ابربحران کنونی را نشان نمی دهد. ساختار فاسد حکومت فاقد ظرفیت و توانایی برای مهار بحران در جهت منافع مردم است.
در حالی که هُلدینگهای تحت اختیار خامنه ای همچون آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام و... حاضر به قبول کمترین هزینه برای غلبه بر کرونا نشده اند، خامنه ای بعد از دو هفته با اکراه اجازه برداشت یک میلیارد یورو از «صندوق توسعه ملی» را به روحانی داد. چگونگی تقسیم و خرج این مقدار پول را می توان از پیش حدس زد.
روحانی دستور داده تا یک میلیارد یورو برداشت شده از صندوق توسعه به «نیازهای وزارت بهداشت» اختصاص یابد و برای این کار از «تولیدات داخلی و شرکتهای دانش بنیان» استفاده شود. وی در این تقسیم بندی ناروشن گفته است بخشی از این پول به صندوق بیمه بیکاری تعلق خواهد گرفت.
با توجه به وضعیت تولیدات داخلی و فلج شدن آنها در برابر مافیای واردات دارو و قاچاق، این که به تولید داخلی کمک خواهد شد تا به بیکار کردن کارگران منجر نشود، ادعایی پوچ و دروغ آشکار است. خصولتی کردن و واگذاری کارخانه ها به رانت خواران با توجه به شبکه اقتصاد فامیلی سرنوشت این وامها را نیز روشن می سازد. سرنوشت این وامها هم به سرنوشت وامهای داده شده قبلی که برای راه اندازی کارخانه ها به دانه درشتها و اختلاس گران واگذار شد، دچار خواهد شد.
با توجه به تولید در کارگاههای زیر ۱۰نفر شاغل که شامل قانون کار نمی شوند، دستفروشان، ۵ میلیون کودکان کار (به قول کامیل احمدی پژوهشگر آسیبهای اجتماعی و مردم شناس)، کارکران ساختمانی، کارگران روزمزد، حدود ۳ میلیون کارگر بدون بیمه، و ۱۹ میلیون حاشیه نشین شهرها، بی خانمانها و ... کسانی که حتا جزو یارانه بگیرها هم حساب نمی شوند، می توان برآورد کرد که از این یک میلیارد چیزی نصیب این بخش نمی شود. حتا قول شفاهی بسته های حمایتی ۲۰۰ هزار تومانی هم فقط به سه میلیون خانوار داده شده است.
از جمله وعده های شفاهی روحانی این است که به ۲۳ میلیون خانوار اعتبار یک میلیون تومان داده می شود و این مقدار به تدریج از یارانه ماهانه آنها در طول ۲۴ ماه کسر می شود.
اما ثروت مردم ایران در کجا خرج می شود. یکی از مفت خوران ملا اجنه به نام پرویز فتاح رئیس بنیاد مستضعفان از پرداخت حقوق ماهیانه لشکر فاطمیون در سوریه به دستور قاسم سلیمانی از دارائیهای این بنیاد در یک برنامه تلویزیونی رژیم پرده برداشت.
بنابراین سرنوشت کمکهای مالی برای مبارزه با کرونا چه بین المللی و چه نهادهای حقوق بشری و چه برداشت از صندوق ذخیره تا هنگامی که در دستان حکومت دزد است، برای مردم مشکلی حل نخواهد کرد.

اشتراک در:
پستها (Atom)
واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد
منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...
