
جواناني كه بعد از انقلاب ۵۷ به دنيا آمده اند مي پرسند انقلاب بهمن چه بود؟
انقلاب بهمن، ارادة يك ملت براي تغيير بود. شور و قيام براي آزادي بود،
انقلاب بهمن، آرزوهاي سركوب شدة ملتي بود كه خميني به اعتمادشان خيانت كرد و انقلابشان را ربود.
قيام مردمي بود كه تشنة آزادي بودند. و بنابراين؛ سر به پاي آزادي نهادند، براي آزادي دست از جان شستند و روز سركوبي استبداد را نويد دادند.
با عزم آنها بود كه هوا دلپذير شد، گل از خاك بر دميد.
آنها كه ميسرودند:
همپاييم، همراهيم، همرزميم
جان بر کف برخيزيم، برخيزيم، پيروزيم.
اما ببينيم انقلاب بهمن چه شد؟
آيا شهيد شد؟
بله ۱۲۰ هزار بار شهيد شد، ميليونها بار شلاق خورد و شكنجه شد سپس شرحه شرحهاش كردند
بر سرش ريختند و سنگسارش كردند.
اما انقلاب مردم، تسليم نشد گرد پريشاني و ذلت و ندامت را نپذيرفت. برخاست و قيام كرد ۳۰خرداد شد، ارتش آزادي شد فروغ جاويدان شد، قيام دانشجويان در ۱۸ تير شد قيام مشهد و قزوين و اسلامشهر شد، قيام۸۸شد، ۳۵۰ در اوين شد و اشرف و ليبرتي شد.
و حالا همان نواها با صداي رساتر بهگوش ميرسد كه
«و اين بند بندگي، و اين بار فقر و جهل، به سرتاسر جهان، به هر صورتي كه هست، نگون و گسسته باد، نگون و گسسته باد».
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر