برای دردهای مردم مظلومم ، بغض گلویم را می فشارد ، ترانه های سربی ، آواز بی کسی ، رنج بی پناهی، و گرسنگی مردم میهن!
۱۳۹۵ اردیبهشت ۳, جمعه
... شکری مفهومی از چپ را در جنبش ما معنا می داد که به آینده تعلق داشت ...

«....
بعد از اینکه شاه در مصاحبه تلویزیونی سال پنجاه ، با ذکر صریح نام شکری ،
او را تهدید کرد ، دکتر حسین زاده رهبر بازجویان گفته بود : « لچک به سر
خواهد زد اگر شکری را به روی صفحه تلویزیون نیاورد » ..... نشنیدم و به
خاطر ندارم که سازمان امنیت ، روی آدمی این همه فشار وارد آورده باشد و این
همه انرژی صرف کرده باشد . من حالا این غول عظیم مقاوت را که بغل گوش ما
زیسته است می شناسم ولی بسیاری از روی این
موضوع پریده اند ، چرا ؟ .... حالا به جز حسین زاده ، دیگرانی هم هستند که
باید لچک ها را به سر کنند ! .... شکری دشتستانی زیبایی می خواند و رقص
محلی ظریف و قشنگی می کرد . او قلب اش قوی تر از کلام اش بود ... شکری با
شعر پیوند غریبی داشت و به کرات می گفت : « آی عشق ، آی عشق ، رنگ آبی ات
پیدا نیست ... » ... شکری مفهومی از چپ را در جنبش ما معنا می داد که به
آینده تعلق داشت .......... ( از خاطرات همرزم و همگروه شکری ، ناصر کاخساز
)
۱۳۹۵ اردیبهشت ۲, پنجشنبه
هم رنج / در نبرد ما گرسنه را گرسنه یاور است - شعر و صدای ایرج جنتی عطایی هر برادری که خواب می کند تو را ... و نان خویش میخورد,... یار دشمنان توست ... در نبرد ما گرسنه را گرسنه یاور است
در شام سبز یک بهار
از سفره های خالی دهقانان گسترده بر اسارت دلگیر روستا،
از قلب خوشه گندم در مطلع تغزّل باران طلوع خواهی کرد
و دهکده آواز خشم را با تو دوباره خواهد خواند
در صبح زرد یک زمستان
از بغض پرصلابت انبوه کارگر گُل کرده در حماسه چرخ و بُراده و آهن در کارخانه ها،
از دست های ماهر انسان در خلق سربلندی دنیا،
طلوع خواهی کرد و
کارخانه آواز خشم را،
با تو دوباره خواهد خواند
از سفره های خالی دهقانان گسترده بر اسارت دلگیر روستا،
از قلب خوشه گندم در مطلع تغزّل باران طلوع خواهی کرد
و دهکده آواز خشم را با تو دوباره خواهد خواند
در صبح زرد یک زمستان
از بغض پرصلابت انبوه کارگر گُل کرده در حماسه چرخ و بُراده و آهن در کارخانه ها،
از دست های ماهر انسان در خلق سربلندی دنیا،
طلوع خواهی کرد و
کارخانه آواز خشم را،
با تو دوباره خواهد خواند
در ظهر سرخ یک تابستان
از سنگر شریف شکفتن،
در شطّ داس ها و حکم ها,
کتاب ها و دست ها,
تفنگ ها طلوع خواهی کرد،
طلوع خواهی کرد
و شهر آواز خشم را با تو دوباره خواهد خواند
در عصر خونی یک پاییز طلوع خواهی کرد
از دهکده ها و کارخانه ها,
از خانه ها طلوع خواهی کرد,
طلوع خواهی کرد
هر برادر تنی, اگر گرسنه نیست
با تو که گرسنه ای,
با تو که گرسنه ی
خصم خانگی است،
هر غریبة گرسنه با گرسنه ها ولی برادر است
هر برادری که خواب می کند تو را
و نان خویش میخورد,
یار دشمنان توست
در نبرد ما گرسنه را گرسنه یاور است
از سنگر شریف شکفتن،
در شطّ داس ها و حکم ها,
کتاب ها و دست ها,
تفنگ ها طلوع خواهی کرد،
طلوع خواهی کرد
و شهر آواز خشم را با تو دوباره خواهد خواند
در عصر خونی یک پاییز طلوع خواهی کرد
از دهکده ها و کارخانه ها,
از خانه ها طلوع خواهی کرد,
طلوع خواهی کرد
هر برادر تنی, اگر گرسنه نیست
با تو که گرسنه ای,
با تو که گرسنه ی
خصم خانگی است،
هر غریبة گرسنه با گرسنه ها ولی برادر است
هر برادری که خواب می کند تو را
و نان خویش میخورد,
یار دشمنان توست
در نبرد ما گرسنه را گرسنه یاور است
.
اشتراک در:
نظرات (Atom)
واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد
منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...




