۱۳۹۵ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

هم رنج / در نبرد ما گرسنه را گرسنه یاور است - شعر و صدای ایرج جنتی عطایی هر برادری که خواب می­ کند تو را ... و نان خویش می­خورد,... یار دشمنان توست ... در نبرد ما گرسنه را گرسنه یاور است

در شام سبز یک بهار
از سفره­ های خالی دهقانان گسترده بر اسارت دلگیر روستا،
از قلب خوشه گندم در مطلع تغزّل باران طلوع خواهی کرد
و دهکده آواز خشم را با تو دوباره خواهد خواند
در صبح زرد یک زمستان
از بغض پرصلابت انبوه کارگر گُل­ کرده در حماسه چرخ و بُراده و آهن در کارخانه­ ها،
از دست­ های ماهر انسان در خلق سربلندی دنیا،
طلوع خواهی کرد و
کارخانه آواز خشم را،
با تو دوباره خواهد خواند

در ظهر سرخ یک تابستان
از سنگر شریف شکفتن،
در شطّ داس ­ها و حکم ­ها,
کتاب­ ها و دست­ ها,
تفنگ­ ها طلوع خواهی کرد،
طلوع خواهی کرد
و شهر آواز خشم را با تو دوباره خواهد خواند
در عصر خونی یک پاییز طلوع خواهی کرد
از دهکده­ ها و کارخانه­ ها,
از خانه ­ها طلوع خواهی کرد,
طلوع خواهی کرد
هر برادر تنی, اگر گرسنه نیست
با تو که گرسنه ای,
با تو که گرسنه ی
خصم خانگی است،
هر غریبة گرسنه با گرسنه­ ها ولی برادر است
هر برادری که خواب می­ کند تو را
و نان خویش می­خورد,
یار دشمنان توست
در نبرد ما گرسنه را گرسنه یاور است
.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد

منصور امان /  فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد  منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...