
«....
بعد از اینکه شاه در مصاحبه تلویزیونی سال پنجاه ، با ذکر صریح نام شکری ،
او را تهدید کرد ، دکتر حسین زاده رهبر بازجویان گفته بود : « لچک به سر
خواهد زد اگر شکری را به روی صفحه تلویزیون نیاورد » ..... نشنیدم و به
خاطر ندارم که سازمان امنیت ، روی آدمی این همه فشار وارد آورده باشد و این
همه انرژی صرف کرده باشد . من حالا این غول عظیم مقاوت را که بغل گوش ما
زیسته است می شناسم ولی بسیاری از روی این
موضوع پریده اند ، چرا ؟ .... حالا به جز حسین زاده ، دیگرانی هم هستند که
باید لچک ها را به سر کنند ! .... شکری دشتستانی زیبایی می خواند و رقص
محلی ظریف و قشنگی می کرد . او قلب اش قوی تر از کلام اش بود ... شکری با
شعر پیوند غریبی داشت و به کرات می گفت : « آی عشق ، آی عشق ، رنگ آبی ات
پیدا نیست ... » ... شکری مفهومی از چپ را در جنبش ما معنا می داد که به
آینده تعلق داشت .......... ( از خاطرات همرزم و همگروه شکری ، ناصر کاخساز
)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر