برای دردهای مردم مظلومم ، بغض گلویم را می فشارد ، ترانه های سربی ، آواز بی کسی ، رنج بی پناهی، و گرسنگی مردم میهن!
۱۳۹۵ اردیبهشت ۴, شنبه
یک نقاشی از دوست عزیزم آقای قلندری تحت عنوان : عصر زنان آشفته با قسمتی از یک شعر ازشاعر زنده یاد " نسرین جافری "

وقتی با هفت سرنشین شاتل
در شهری آنسوی ترانزیت اندیشههای ناآگاه
پیاده شدم
مثل پیامبری آماتور
میان کانالهای انتقالیحشراتیکه
از مادهی خود جدا شده بودند
آنقدر محو شدم و انتظار کشیدم
تا «یک بیضیی نارنجی بهروی یک ساقه» بروید
و باور کنم که در متروهای رمزدار
دیگر چیزی منفجر نمیشود و
زنی که مرده است
به شیوهی خودش جیغ میکشد……
در شهری آنسوی ترانزیت اندیشههای ناآگاه
پیاده شدم
مثل پیامبری آماتور
میان کانالهای انتقالیحشراتیکه
از مادهی خود جدا شده بودند
آنقدر محو شدم و انتظار کشیدم
تا «یک بیضیی نارنجی بهروی یک ساقه» بروید
و باور کنم که در متروهای رمزدار
دیگر چیزی منفجر نمیشود و
زنی که مرده است
به شیوهی خودش جیغ میکشد……
۱۳۹۵ اردیبهشت ۳, جمعه
... شکری مفهومی از چپ را در جنبش ما معنا می داد که به آینده تعلق داشت ...

«....
بعد از اینکه شاه در مصاحبه تلویزیونی سال پنجاه ، با ذکر صریح نام شکری ،
او را تهدید کرد ، دکتر حسین زاده رهبر بازجویان گفته بود : « لچک به سر
خواهد زد اگر شکری را به روی صفحه تلویزیون نیاورد » ..... نشنیدم و به
خاطر ندارم که سازمان امنیت ، روی آدمی این همه فشار وارد آورده باشد و این
همه انرژی صرف کرده باشد . من حالا این غول عظیم مقاوت را که بغل گوش ما
زیسته است می شناسم ولی بسیاری از روی این
موضوع پریده اند ، چرا ؟ .... حالا به جز حسین زاده ، دیگرانی هم هستند که
باید لچک ها را به سر کنند ! .... شکری دشتستانی زیبایی می خواند و رقص
محلی ظریف و قشنگی می کرد . او قلب اش قوی تر از کلام اش بود ... شکری با
شعر پیوند غریبی داشت و به کرات می گفت : « آی عشق ، آی عشق ، رنگ آبی ات
پیدا نیست ... » ... شکری مفهومی از چپ را در جنبش ما معنا می داد که به
آینده تعلق داشت .......... ( از خاطرات همرزم و همگروه شکری ، ناصر کاخساز
)
اشتراک در:
پستها (Atom)
واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد
منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...



