۱۳۹۹ فروردین ۲۱, پنجشنبه

پرده برداری از مُناسبات ج.ا و چین با یک "شوخی" نابجا



منصور امان / فراسوی خبر پنجشنبه ۲۱ فروردین منتشر شده در سایتهای ایران نبرد و جنگ خبر / حرکت غیر دیپلُماتیک سفر چین در ایران و واکُنش سراسیمه و عجز آلود دستگاه حاکم بدان، نور تازه ای از یک زاویه دیگر بر واقعیت سیاست خارجی رژیم ولایت فقیه افکند. گردانندگان ج.ا در همان حال که سیاستهای ماجراجویانه و تنش آفرینی خارجی خویش را با علاقه به "استقلال" و "عزت" توجیه می کنند، در برابر چین و روسیه، دو شریک تجاری خود، از اصولی جُز تسلیم و کُرنش پیروی نمی کنند.
سُخنگوی وزارت بهداشت با انتقاد از آمار کُرونایی چین، به گونه ناخواسته موجب شفافیت بیشتر از نوع تنظیم رابطه "نظام" با نادر حامیان خارجی اش گردید. وی داده های آماری پکن و ادعای آن پیرامون مهار اپیدمی را "شوخی تلخ" خواند تا خشم "چانگ هوا"، سفیر این کشور، را برانگیزد و او را وادار سازد تا به میدان آمده و این "آقای عزیز" را سر جای خود بنشاند.
چنین می نماید که آقای کیانوش جهانپور، سُخنگوی یاد شده، به کمی بالاتر از هدف شلیک کرده است. او با ابراز تردید نسبت به اطلاعات رسمی از چین، در حقیقت قصد اثبات دُرُستی سیاست رسمی ج.ا مبنی بر خودداری از قرنطینه مردُم را داشت. آقای جهانپور یک ماه پیش به شیوه دیگری از رویکرد اربابانش دفاع کرده بود. او که بنا به کارکرد مقام سُخنگویی در ج.ا، وظیفه اصلی اش تکذیب، دُروغگویی و فعالیت ضد اطلاعاتی است، در آن تاریخ گفت "نتایج قرنطینه ووهان رضایتبخش نیست" و این ادعا را به دُروغ به "خود چین" نسبت داد. وی اما شُهرت خود را بیشتر مدیون آن است که همانجا مُدعی شد "قرنطینه در پروتُکُلهای بین المللی جایی ندارد" و فراتر از آن، در استدلال برای اینکه "هیچ شهر تعطیل نخواهد شد"، کوشید سر مُخاطبانش را اینگونه کُلاه بگذارد: "چنین چیزی در مُدیریت و کُنترُل بیماریها در دُنیا مطرح نیست."
برخورد تُند و غیرمُتعارف سفیر چین به گفته های یک کارمند درجه دو ج.ا که بنا به وظیفه شُغلی اش حرافی می کند، بازتاب مُشاجره ای است که در سطحی بالاتر بین چین و آمریکا ابتدا بر سر منشاء ویروس و اینک پیرامون اطلاعات و داده های آماری پکن جریان دارد. ناگُفته پیداست که این درگیری خود در چارچوب رقابت جهانی آمریکا و چین پیش می رود، از همین رو پکن به سختی می تواند اجازه دهد در کشورهایی که در حُوزه نُفوذش قرار دارند، جبهه ای با این مضمون علیه آن گشوده شود.
بسیج دستپاچه پایوران و نهادهای ج.ا برای عُذرخواهی و جُبران مافات نشان می دهد که دستگاه حاکم نه فقط بر جایگاه فرودست خود در مُناسبات با چین صحه می گذارد، بلکه آماده است مُتناسب با ریتم حساسیتهای آن به گردش و چرخش درآید. در همین راستا سُخنگوی وزارت خارجه مُلاها چاپلوسانه "شُجاعت، تعهُد، پیشتازی و حرفه ای گری" پکن در "مُقابله با ویروس کُرونا" را ستود و سُخنگوی بخت برگشته وزارت بهداشت نیز مراتب پشیمانی خود را با "قدردانی از حمایتهای فراموش نشدنی چین" به اطلاع سفارتخانه رساند. این اما مانع نشد که سپاه پاسداران برای دوقبضه کردن پوزش و خاکساری "نظام" به میدان بیاید و خواستار "بررسی ابعاد پُشت پرده" سُخنان آقای جهانپور بگردد. بازوی نظامی حاکمیت بدین وسیله به چینیها پیام می داد که تردید افکنی در آمار دولت فخیمه توطئه دُشمنان بوده و ساحت "نظام" از چنین جسارتی بدور است.
اما این هنوز انتهای فرمانبرداری نیست. هرکس که مایل است بداند رژیم استبدادی – مذهبی ولایت فقیه در حراج منافع مردُم ایران چه مرزهایی را پشت سر می گذارد، می تواند رُسوایی واردات ویروس کرونا توسُط شرکت هواپیمایی سپاه پاسداران (ماهان) و ادامه بدون مانع رفت و آمد و سفرهای توریستی به چین و درخواست صریح سفارتخانه آن در این زمینه را مُرور کند.
عکس ‏‎Leila Jadidi‎‏

۱۳۹۹ فروردین ۱۹, سه‌شنبه

کرونا رکورد بی سابقە و وحشتناکی را بە ثبت رساند

وعده های توخالی به بیکاران و گرسنگان



زینت میرهاشمی / فراسوی خبر ... سه شنبه ۱۹ فروردین / منتشر شده در سایتهای ایران نبرد و جنگ خبر
با شیوه مدیریت جمهوری اسلامی بدون شک کرونا جان هزاران نفر از مردم ایران را خواهد گرفت و به عنوان فاجعه ای تلخ اثرات خود را بر زندگی مردم خواهد گذاشت. بی گمان ابعاد سهمگین این فاجعه، از نظر میزان تلفات و مجرم بودن رژیم در همه گیری آن، در آینده ای نزدیک روشن خواهد شد و دادخواهی خانواده های قربانیان این فاجعه به دادخواهی بازماندگان قربانیان جنایتهای دیگر رژیم اضافه خواهد شد.
کرونا خواهد رفت. اما نگرانی و بیم از بیکاری و فقر میلیونها نفر از مردم ایران، بر کرونایی که حَی و حاضر در کمین جان آنها نشسته سنگینی می کند. صحبت این که «از کرونا نمی میریم اما از گرسنگی می میریم»، «از کرونا زنده موندیم با گرسنگی بعد از آن چه کنیم» و .... به طور جدی گویا نبردی بین مردم با کرونا و گرسنگی است. روحانی این نبرد را در شکل معیشت کنار سلامت مطرح کرد و بر همین مبنا شیوه آتش به اختیاری در خروج از قرنطینه را که تاکنون هم جریان داشته را مطرح کرد. این نوع مدیریت بحران کرونا، بی ارزش دانستن جان انسانها است.
با وجود اخطارهای کارشناسان اقتصادی در رابطه با دوره پسا کرونا، تناقض گوئیهای روحانی و وعده های پوچ او هیچ چشم اندازی برای حل ابربحران کنونی را نشان نمی دهد. ساختار فاسد حکومت فاقد ظرفیت و توانایی برای مهار بحران در جهت منافع مردم است.
در حالی که هُلدینگهای تحت اختیار خامنه ای همچون آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام  و... حاضر به قبول کمترین هزینه برای غلبه بر کرونا نشده اند، خامنه ای بعد از دو هفته با اکراه اجازه برداشت یک میلیارد یورو از «صندوق توسعه ملی» را به روحانی داد. چگونگی تقسیم و خرج این مقدار پول را می توان از پیش حدس زد.
روحانی دستور داده تا یک میلیارد یورو برداشت شده از صندوق توسعه به «نیازهای وزارت بهداشت» اختصاص یابد و برای این کار از «تولیدات داخلی و شرکتهای دانش بنیان» استفاده شود. وی در این تقسیم بندی ناروشن گفته است بخشی از این پول به صندوق بیمه بیکاری تعلق خواهد گرفت. 
با توجه به وضعیت تولیدات داخلی و فلج شدن آنها در برابر مافیای واردات دارو و قاچاق، این که به تولید داخلی کمک خواهد شد تا به بیکار کردن کارگران منجر نشود، ادعایی پوچ و دروغ آشکار است. خصولتی کردن و واگذاری کارخانه ها به رانت خواران با توجه به شبکه اقتصاد فامیلی سرنوشت این وامها را نیز روشن می سازد. سرنوشت این وامها هم به سرنوشت وامهای داده شده قبلی که برای راه اندازی کارخانه ها به دانه درشتها و اختلاس گران واگذار شد، دچار خواهد شد.
با توجه به تولید در کارگاههای زیر ۱۰نفر شاغل که شامل قانون کار نمی شوند، دستفروشان، ۵ میلیون کودکان کار (به قول کامیل احمدی پژوهشگر آسیبهای اجتماعی و مردم شناس)، کارکران ساختمانی، کارگران روزمزد، حدود ۳ میلیون کارگر بدون بیمه، و ۱۹ میلیون حاشیه نشین شهرها، بی خانمانها و ... کسانی که حتا جزو یارانه بگیرها هم حساب نمی شوند، می توان برآورد کرد که از این یک میلیارد چیزی نصیب این بخش نمی شود. حتا قول شفاهی بسته های حمایتی ۲۰۰ هزار تومانی هم فقط به سه میلیون خانوار داده شده  است.
از جمله وعده های شفاهی روحانی این است که به ۲۳ میلیون خانوار اعتبار یک میلیون تومان داده می شود و این مقدار به تدریج از یارانه ماهانه آنها در طول ۲۴ ماه کسر می شود.
اما ثروت مردم ایران در کجا خرج می شود. یکی از مفت خوران ملا اجنه به نام پرویز فتاح رئیس بنیاد مستضعفان از پرداخت حقوق ماهیانه لشکر فاطمیون در سوریه به دستور قاسم سلیمانی از دارائیهای این بنیاد در یک برنامه تلویزیونی رژیم پرده برداشت.
بنابراین سرنوشت کمکهای مالی برای مبارزه با کرونا چه بین المللی و چه نهادهای حقوق بشری و چه برداشت از صندوق ذخیره تا هنگامی که در دستان حکومت دزد است، برای مردم مشکلی حل نخواهد کرد.


 عکس ‏‎Farangiss Baighareh‎‏

۱۳۹۹ فروردین ۱۷, یکشنبه

قتل عام زندانیان به بهانه کرونا

 زینت میرهاشمی / فراسوی خبر ... یکشنبه ۱۷ فروردین / منتشر شده در وب سایتهای ایران نبرد و جنگ خبر
http://www.iran-nabard.com/ 
فرار و شورش از زندانهای جمهوری اسلامی که از زندان پارسیلون خرم آباد در ۲۹ اسفند آغاز و به زندانهای دیگر در شهرهای تهران، شیراز، همدان، الیگودرز، همدان و دو زندان سپیدار و شیبان اهواز کشیده شد، شورشی مشروع برای زنده ماندن در برابر شیوع گسترده ویروس کرونا است.
شورش زندانیان بعد از عفو تعدادی از زندانیان توسط خلیفه ارتجاع آغاز شد. عفو تبعیض آمیز زندانیان تبدیل به موجی از تنفر در میان زندانیان و تصمیم آنان به شورش شد.
خبر همه گیری گسترده ویروس کوید ۱۹، پنهانکاری و بی کفایتی رژیم در مدیریت بحران ناشی از این بیماری، زندانیان را در دو راهی فرار یا مرگ قرار داده است. به ویژه این که وضعیت غیر بهداشتی در زندانها، فقدان امکانات بهداشتی و پزشکی، عدم شرایط در جلوگیری از نفوذ ویروس، کمبود جا و شمار بالای جمعیت در مکانهایی بسته و بی اهمیت بودن جان یک زندانی برای رژیم از عواملی است که یک زندانی با تمامی خطرات احتمالی را با تصمیم فرار روبرو می کند.
سرکوب و کشتار زندانیان در هنگام فرار، دستگیری و کشتن زیر شکنجه زندانیان محکوم است. کشتار زندانیان توسط رژیم زخم خورده همچنان ادامه دارد. تعدادی از زندانیان در زندانهای سپیدار و شیبان در اهواز، از جمله محرومترین زندانیان توسط شلیک مستقیم مزدوران رژیم جانشان را از دست دادند. کشتن زندانیان بی دفاع با شلیک مستقیم یعنی قتل عمد زندانی. در سرکوب شورش زندانیان، تا کنون ۱۲ نفر زخمی و ۷ زندانی به قتل رسیده و یک نوجوان زندانی به نام دانیال زین العابدینی زیر شکنجه به قتل رسیده است.
خودداری رژیم از آزاد کردن زندانیان سیاسی، یا حداقل دادن مرخصی، با توجه به شیوع گسترده ویروس کوید ۱۹ ، تبدیل زندان به قتلگاه زندانیان بی دفاع است. وضعیت غیر بهداشتی و عدم دسترسی به پزشک و دارو یکی از مشکلات زندانیان سیاسی قبل از ویروس مرگبار کرونا همواره بوده است. رژیم زندانیان سیاسی بیمار را از دسترسی به پزشک و درمان تحریم کرده است. بارها زندانیان در اعتراض به این تحریم دست به اعتصاب غذا زده اند. مخلوط کردن زندانیان سیاسی با زندانیان عادی، به عنوان شکنجه زندانی سیاسی محسوب شده و جان زندانی را در برابر خطر مرگ قرار می دهند. در شرایط قبل از کرونا، حذف یک زندانی سیاسی با اعتصاب، خودکش کردن، کشتن زیر شکنجه، اعدام و... برای رژیم امری عادی و فرصت بود. حال می توان حدس زد که کرونا می تواند بهانه ای برای کشتار زندانیان باشد. اما این کرونا نیست که مسئول مرگ زندانیان است بلکه این قتل عمد و سازمان یافته از طرف رژیم در زندانها است.
عبدالله طباطبایی بی دادستان کل استان اردبیل در دیدار از زندان اردبیل خطاب به زندانی سیاسی گفت: «نفس کشیدن زندانیان امنیتی و سیاسی نیز حرام است چه برسد به مرخصی آنها». حرف این جنایتکار تاییدی بر قصد رژیم برای کشتن زندانیان سیاسی به بهانه کرونا است.

عکس ‏‎Khosro Khajehnory‎‏

واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد

منصور امان /  فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد  منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...