۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۲, جمعه

قدیم به زنان و مردان عزیز کارگر

✊✌️#تقدیم به زنان و مردان عزیز کارگر
🔥⚡️آیا صدای آواز مردم را می‌شنوی؟ 
🔥آیا صدای آواز مردم را می‌شنوی؟ که آواز مردان خشمگین را می‌خوانند؟
این آواز مردمانی است که دیگر برده نخواهند شد. 
هنگامی که تپش قلبت، صدای طبل‌ها را پژواک می‌کند،
این آغاز یک زندگی است وقتی که فردا در راه است. 
آیا به جنبش ما خواهی پیوست؟ چه کسی دلیرانه کنارم خواهد ایستاد؟
آن سوی سنگر، دنیایی است که آرزوی دیدنش را داشته باشی؟
پس به مبارزه بپیوندید. مبارزه‌ای که به تو حق آزاد زیستن می‌دهد.
آیا می‌توانی همه چیزت را نثار کنی؟ تا بدین ترتیب بیرق ما به‌پیش بتازد؟
تو بر خواهی خاست و نقش خود را ایفا خواهی کرد.
🔥آیا صدای آواز مردم را می‌شنوی؟
زنده باد کارگران و زحمتکشان

۱۳۹۹ اردیبهشت ۹, سه‌شنبه

چالش کارگران با کرونای ولایت فقیه

زینت میر هاشمی/ فراسوی خبر ... سه شنبه ۹ اردیبهشت منتشرشده در وب سایتهای ایران نبرد و جنگ خبر

لرزه های کرونا هنوز آثار خود را به طور کامل بر زندگی کارگران و مزدبگیران نشان نداده است، اعتراضهای کارگری آغاز و هر روز زیر سایه هولناک کرونا گسترش می یابد. اعتراضها و اعتصابهایی که از هفته پیش کلید خورد و در نقاط مختلف ایران جریان پیدا کرده، مطالباتی چون عدم دریافت حقوق های عقب افتاده، اعتراض به خصوصی سازی، اعتراض به بیکاری و .... روی میز رژیم و کارفرمایان گذاشته است.
در هفته پایانی فروردین و هفته اول اردیبهشت، حرکتهای وسیع کارگری آغاز شد. برجسته ترین آن اعتصاب، راهپیمایی و تجمع کارگران شرکت معادن زغال سنگ کرمان بود. در این حرکت اعتراضی، کارگران معادن زغال سنگ کرمان با اعتصاب و راهپیمایی در شهرهای زرند، کوه بنان و راور، به واگذاری این معادن به بخش خصوصی اعتراض کردند.
اعتصاب کارگران نی بر نیشکر هفت تپه در روزهای یکشنبه ۷ اردیبهشت و دوشنبه ۸ اردیبهشت، تجمع اعتراضی کارکنان بازنشسته بیمارستان خمینی کرج در روز یکشنبه 7 اردیبهشت، تجمع بزرگ کشاورزان اصفهان در روز شنبه ۶ اردیبهشت و ... از دیگر حرکتهای اعتراضی در روزهای گذشته بود.
در حالی که درد فقر به دردی روزانه تبدیل شده است، عدم پرداخت حقوق های معوقه، به معنای واقعی چیزی در سفره های کارگران نگذاشته است که نگران از دست دادن شان باشند.
حرفهای پایوران رژیم بعد از سناریوی مضحک شورای عالی کار و تعیین حقوق پایه ناهمخوان با تورم و سبد معیشت کارگران و زیر پا گذاشتن قانون کار در این رابطه و دعوت کارگران به شکایت، بخشی از فریبکاری رژیم است. تاکنون هیچگاه شکایت کارگران در شکلهای مختلف از نامه نگاری تا جمع کردن طومار بیش از هزار کارگر برای افزایش حقوق عادلانه راه به جایی نبرده است. انتظار رفتار قانونی (قانون دست ساز رژیم) و رعایت قانون کار بیهوده است و در قاموس رژیم رعایت قانون در مورد حقوق کارگران جایی ندارد.
سرکوبهای روزانه، بازداشت و حبس، آزار و تهدید فعالان اجتماعی، فعالان کارگری و معلمان، در هنگامه کشتار ویروس کرونا، نشان دهنده از ترس رژیم از شکل گیری حرکتهای جمعی و برپایی همایشهای مستقل به مناسبت اول ماه مه روز کارگر و ... است. دیکتاتوری ولایت فقیه در مواجه با بحران کرونا و ادامه اقدامات سرکوبگری اش نشان داد که ترس از مردم، محور سیاستهایش را تعیین می کند، تا ترس از همه گیری ویروس کرونا. بر همین منظر امنیت نظام را بر امنیت شهروندان مانند همیشه ترجیح داده و دمیدن در بوغ های تبلیغاتی به نام مبارزه با کرونا یک دروغ بزرگ است.
فلاکت موجود کارگران، دست پخت حکومت ضد کارگری است که باید با قدرت و همبستگی و اعتراضهای سراسری کارگری، تشکیل سندیکاهای کارگری مستقل، رعایت حقوق کارگران را به رژیم تحمیل کرد.

۱۳۹۹ اردیبهشت ۷, یکشنبه

ولخرجی «مومنانه» همراه با قتل عام سازمان یافته

زینت میر هاشمی/ فراسوی خبر ... یکشنبه ۷ اردیبهشت منتشر شده در وب سایتهای ایران نبرد و جنگ خبر

گسترش چالش در مورد انباشت سرمایه در نهادها و شرکتهای بزرگ تحت کنترل خامنه ای که از چپاولگری سودهای سرشار می برند و مالیاتی هم به خزان دولت نمی ریزند، سبب آن شده که سپاه پاسداران با ایجاد یک نهاد جدید موسوم به «قرارگاه امام حسن»، نمایش کمک رسانی «مومنانه» به راه اندازد. از آن جا که هُلدینگهای تحت کنترل ولی فقیه پول نقد را برای پیشبرد تروریسم هزینه می کنند، نیاز دارند که زیر پرسشگری مردم، وعده پخش بسته های مواد غذایی بین نیازمندان را رسانه ای کنند.
جهانگیری معاون اول روحانی روز شنبه ۶ اردیبهشت، از به صحنه آمدن «سپاه و بسیج، بنیاد مستضعفان، آستان قدس رضوی و ستاد فرمان اجرایی» برای ارسال بسته های غذایی به آسیب دیدگان کرونا یک سری آمار و ارقام ردیف کرد. ارسال بسته های غذایی که مشکلی از بحران فقر و معیشت مردم حل نخواهد کرد و بهتر است نام گداپروری بر آن بگذاریم، در رژیم ولایت فقیه سابقه دارد. ارسال این بسته ها از طرف نهادهای منفور در شرایط فعلی، نه پرکردن سفره های خالی مردم بلکه برای جلوگیری از شورش گرسنگان و برای حفظ نظام است.
وعده «نسیه» این قرارگاه ارسال بسته غذایی به نیازمندان است و درآمد «نقد» آن دریافت پول از مردم خیرخواه است که باید به «حسابهای مشخص شده از سوی وزارت تعاون و...» واریز شود.
از وعده های بی آینده پایوران رژیم در مبارزه با آسیبهای وارد شده به مردم در اثر کرونا که بگذریم، انکار و پنهانکاری آمار جانباختگان و مبتلایان به ویروس کرونا، آنقدر مشهود است که تبدیل به بگومگوی پایوران رژیم شده است. به زیر سوال بردن آمارهای دروغ حکومت از طرف پزشکان، پرستاران و برخی کارگزاران رژیم در استانهای مختلف، منجر به هشدار و تهدید وزیر فرهنگ و ارشاد رژیم شد. وی از همه خواسته است که فقط به آمار دروغ وزارت بهداشت در مورد کرونا استناد کنند.
آخرین نمونه از ابراز تردید در مورد آمارهای حکومتی، از طرف دکتر مسعود یونسیان عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران است که آمار واقعی کرونا در ایران را ۲۰ برابر گزارشهای آماری حکومت دانسته است. (ستاره صبح ۶ اردیبهشت)
رژیم با در پیش گرفتن راهکار «ایمنی گله ای» علاوه بر تحمیل انتخاب بین گرسنگی و یا کرونا با پنهانکاری، انکار و ارائه آمارهای دروغ، دست به قتل عام سازمان یافته مردم زده است.

۱۳۹۹ اردیبهشت ۶, شنبه

موشک پرانی، دهن کجی به مردُم زخم خورده


منصور امان / فراسوی خبر... شنبه ۶ اردیبهشت / منبع وبسایت های ایران نبرد و جنگ خبر
این پُرسش که کُدام عامل حیاتی و فوری حاکمان کشور را در گرماگرم بُحران کُرونا و کُشتار شهروندان، به موشک پراکنی به بهانه "پرتاب ماهواره" برانگیخت، بی تردید پاسُخی نخواهد یافت؛ زیرا در عصر کُرونا و فاجعه عُفونی که کشور را در بر گرفته، دستور کار مُهم تر و عاجل تری از مُبارزه با آن و بسیج همه امکانات در این راه وجود ندارد.

پیشگیری و پایش ویروس کُرونا وظیفه ای است که در ابعاد ملی نه تنها عقلانیت بدان حُکم می کند، بلکه به دلایل انسانی نیز باید جایگاه بی همتایی در برنامه عمل هر نهاد و دولتی داشته باشد که ذخایر و منابع لازم را در اختیار دارد. رژیم ولایت فقیه نه فقط آخرین بار با ماهواره بازی، ثابت کرده است که از هر دو فضیلت خردورزی و انسان دوستی بی بهره است. تاریخ چهل ساله آن، تاریخ سلسله بُحرانهای زیانبار و بی انتهایی است که زیست شایسته و انسانی را از مردُم این سرزمین دریغ داشته و زندگی و آینده دستکم سه نسل را تباه کرده است.

تدارُک و هزینه کلان برای موشک دُرُست در همان هنگام که سلامتی، مرگ و زندگی جامعه روی لبه پرتگاه قرار گرفته، دیدگاه فرادستی را بازتاب می دهد که "از آسمان به زمین نگاه می کند" و مردُم را چندان خُرد و کوچک می یابد که شایسته ثبت در هیچ دفتری نیستند. کابوس وحشت از طُغیان زیردستان، میهمان هر شب سراپرده حاکمان است و با این حال، حرص منافع و هیستری حفظ تاج و تخت، آنها را به اقدامات بی موقع و بیجایی می کشاند که حساسیت توده را برانگیخته و آن را به گونه خطرناکی تحریک می کند.

آنگاه که اشراف چکمه پوش شادمانه جست و خیز می کردند و به پرتاب میلیون دُلار به هوا فخر می فروختند، فرودستان زیر تیرهای سمی کُرونا، بدون سپر و جان پناه، یکبار دیگر به تلخی درمی یافتند که نه دیده می شوند و نه به حساب می آیند. فرمانروایان بر ثروت و دارایی ملی، مُدتهاست که حساب خود را از ملت جُدا کرده اند و موقعیت مُمتاز خویش را در هر فُرصتی - خواسته یا ناخواسته - به رُخ آن می کشند.

نشئه قُدرت فقط در داخل کشور نیست که دید دستگاه حاکم را تار، وهم آلود و پرت افتاده از واقعیت ساخته؛ در پهنه خارج نیز قُوه نگرش آن وضعیت بهتری ندارد. آنها که مُلتمسانه در تلاش برای تلکه کردن وام و کُمک نقدی به بهانه "مُبارزه با کُرونا" هستند و به گونه سریالی برای رهبران و پایوران اُروپایی و آمریکایی سوگنامه نوشته و با مویه از بی پولی خود، آنها را به "کُمک بشردوستانه" سوگند می دهند، ناگهان دست به ولخرجی موشکی زده و از منابع غیبی بودجه کلان جادو می کنند. آنها به این وسیله مُعتبرترین سند را برای اثبات دُروغگویی پیرامون تنگنای مالی و قصد کُلاهبرداری سازمان یافته در پوشش ویروس ستیزی ارایه کرده اند.

با گام موشکی ج.ا. کارزار پُرهزینه آن برای کاسبی کُرونا به یک مضحکه تمام عیار بدل گردیده و کارگُزاران و دلالهای آن و در پیشاپیش آنها وزیر بی اعتبار خارجه، با رُسوایی مجبور به تخته کردن درب تعزیه هستند. اکنون آقای ظریف و دوستان باید به جای چشم انداز جذاب مداخل کُرونایی، به اُفق ارجاع پرونده "نظام" به شورای امنیت سازمان ملل نظر کنند و به جای درآمد بادآورده از ویروس، مجبور به خرج از جیب برای دفع شر موشک گردند.

آقای خامنه ای و پاسداران نو کیسه اش پاسُخ دهن کجی به مردُم زخم خورده و مُشکلات شان را خواهند گرفت. کارنامه ننگین آنها در عصر کُرونا، همان دریچه ای است که سیل خشم انباشته جامعه را به روی شان خواهد گشود.

۱۳۹۹ اردیبهشت ۵, جمعه

۱۳۹۹ اردیبهشت ۴, پنجشنبه

ریزش در صف یکپارچه فریب

منصور امان / فراسوی خبر... پنجشنبه ۴ اردیبهشت / منبع وبسایت های ایران نبرد و جنگ خبر
بسا زودتر از آنچه که پنداشته می شد، ویروس کُرونا به میدان درگیریهای داخلی دستگاه حاکم راه پیدا کرده است. پس از یک دوره کوتاه نمایش وحدت در پنهانکاری و آمارسازی به دلیل "شرایط حساس کنونی" و "مصلحت نظام"، صف یکپارچه فریب شُروع به ریزش کرده است و "افشاگران" از پس آن قدم به صحنه گذاشته اند.

آقازاده رفسنجانی که بر کُرسی ریاست شورای شهر تهران تکیه زده، شُماری از اعضای همین شورا، چندین نماینده مجلس مُلاها و مرکز پژوهشهای آن، نخُستین موج این تحول را تشکیل می دهند. همگی آنها اتفاق نظر دارند که آمار رسمی از تعداد قُربانیان ویروس کُرونا و افراد مُبتلا به آن غیرواقعی است و رقم واقعی چندین برابر آنچه است که وانمود می شود.

با توجه به آنکه حاکمیت، کُرونا را یک پروژه امنیتی طبقه بندی کرده و سیاست خود در برخورد به شیوع، آثار و پیامدهای آن را از همین زاویه نگاه سازمان داده است، بنابراین شکاف در این پروژه فقط یک اختلاف نظر عادی نیست، بلکه به لرزه درآمدن تکیه گاهی است که "نظام" در بُحران کُرونا بدان تکیه داده تا ثبات و امنیت خود را از هُجوم جامعه دردمند و بی پناه نجات دهد. این واقعیت، واکُنش خشم آلود و برآشُفته آقای روحانی، سُخنگوی ستاد تحریف و دُروغ پراکنی "نظام"، را به پرده دری "خودی"ها توضیح می دهد. او آنها را مُتهم می کند که "از خارج کشور خط می گیرند" تا در "آمار، درمان و کارآمدی نظام تردید ایجاد ‌کنند".

همچون هر کارزار فریب و نیرنگ دیگر حُکومتی، رگ حیات و پایه اصلی این سیاست تولید "فاکتهای جایگزین" و نشاندن روایت رسمی به جای حقایق است. فقط زمانی که روایت آرایش شده بتواند فضای خبری و ذهنیت اجتماعی را پایش کند و موقعیتی انحصاری در بیان و ارایه رویدادها بیابد، سیاست مزبور در هدف خود موفق می شود.

رژیم ولایت فقیه در این راستا دو راهکار را به گونه مُوازی پیش می برد: از یکطرف، مسوولان و سُخنگویان دولتی با پُشتیبانی و پردازش دستگاه تبلیغاتی و به طور عُمده صداوسیما و رسانه های دولتی تصویر مطلوب حاکمیت از وضعیت موجود را ارایه می دهند و در نُقطه ای دیگر، دستگاه نظامی – امنیتی با ابزار سرکوب مانع ایجاد شکاف در آن می شود؛ ماموران امنیتی در بیمارستانها و گورستانها استقرار می یابند، نوع بیماری افراد مُبتلا و علت مرگ آنها جعل می شود، از نشر و انتشار اخبار و اطلاعات مُستند و گُزارشهای شهروندی جلوگیری می شود و کاربران و فعالان پهنه مجازی مورد آزار و پیگرد قرار می گیرند.

ناگُفته پیداست که ویروس کُرونا از آن رو به "بحران امنیتی کُرونا" بدل گشته، چون حاکمان ج.ا حاضر به حفاظت از مردُم در برابر آن و صرف هزینه مالی، تدارُکاتی و تجهیزاتی لازم برای این کار نیستند. آنها از دور نگه داشتن ویروس از جان و سلامتی جامعه، فرستادن مردُم به خانه و رفع نیازهای آنها خودداری می کنند. اُلیگارشی حاکم پیشگیری از شیوع ویروس و مُراقبت از مردُم را بار گران و خسارت می داند و با افکندن آنها به گرداب ناامنی جان و تن، از امنیت داشته ها و منافع خویش پاسداری می کند.

این سیاست شکست خورده است، نه از آن رو که اعضای باندهای رقیب شروع به نق زدن کرده اند، بلکه بدان سبب که بی اعتمادی جامعه به گفته ها و کرده های حاکمیت در بالاترین نُقطه خود قرار دارد و رُسوایی دُروغگویی آن به نمادی بین المللی بدل گردیده.

۱۳۹۹ اردیبهشت ۲, سه‌شنبه

موریانه های شناخته شده به جان مردم ایران افتاده اند!


زینت میرهاشمی/ فراسوی خبر... سه شنبه ۲ اردیبهشت منتشر شده در وب سایتهای ایران نبرد و جنگ خبر
http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5508جدیدترین بگومگوی باندهای حکومتی برای سهم بری از خوان یغما، اختلاس نزدیک به ۵ میلیارد دلار ارز دولتی با قیمت ۴۲۰۰ تومان است. سرگذشت این جنجال مانند دعواهای قبیله ای پیشین روشن است. عصبانیت دزدان بیت ولایت برسر میزان کم و زیادی در تقسیم اموال متعلق به مردم است. در این جنگ و جدال درون قدرت، مشتها طوری به طرفین می خورد که از دماغ هیچ دانه درشتی خون بیرون نیاید. حتا جان این دزدان برای حکومت ارزش دارد و برای گرفتار نشدن به کرونا به مرخصی بدون بازگشت می روند.
در حالی که حسن روحانی گزارش غیب شدن ارزهای دولتی را «صد در صد» دروغ اعلام کرده است، ربیعی، سخنگوی دولت او روز دوشنبه ۲ اردیبهشت افشای نزدیک به ۵ میلیارد دلار را یک «گزارش همه جانبه» ندانسته است. وی این اختلاس بزرگ را فقط یک «تخلف» دانسته است. محمود واعظی، رئیس دفتر روحانی، هم در روز یکشنبه ۳۱ فروردین عصبانیت خود را از این که چرا حالا به این جناح گیر داده اند چنین بیان کرد: «دیوان محاسبات در باره نحوه هزینه بودجه دیگر نهادها سکوت می کند.»

این روزها موضوع دارائیها و انباشت ثروت در نهادهای زیر مجموع بانکدار اعظم که نه مالیات می پردازند و نه نظارتی بر آنها وجود دارد، به نوشته های وابستگان فعلی و سابق حکومت راه پیدا کرده است. در این هنگامه که انباشت ثروت و غارتگری این نهادها زیر ضرب رفته است، طبیعی است که گزارش رئیس دیوان محاسبات برای زیر ذره بین بردن دزدیهای وابسته به باند روحانی معنا پیدا کرده است.
به میدان آمدن رئیسی جلاد در رینگ مشت بازی سران دزدها، سناریوی دود شدن ۵ میلیارد دلار را وارد مرحله دیگری خواهد کرد. وی با تاختن به باند روحانی، از «ساختارهای فسادزا» حرف زد که دولت روحانی به آن برخورد نکرده است. او که خود یکی از موریانه های فساد در دستگاه حاکمه است روز دوشنبه اول اردیبهشت گفت: «این که بگوییم موریانه فساد به جان بخشهایی از نظام اداری کشور افتاده، سودی برای مردم ندارد بلکه باید موریانه ‌ها را شناسایی و با آن‌ها برخورد کنیم.»
این موریانه های فساد نه تنها برای مردم ایران بلکه برای مردم جهان هم شناخته شده اند. راه پاکسازی ایران از این موریانه ها نه در دستان ناپاک رژیم ولایت فقیه بلکه در دست مردم است که با ویران کردن لانه پوسیده آنها اتفاق خواهد افتاد.

واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد

منصور امان /  فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد  منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...