(گرد و غبار سر راه خبر از دست رفتنت را برای من بازگو میکند ای عزیزم)
چنو برز چنو دير عزيزم وه توو نميرسم
(به جايي آنچنان بلند و دورمیروی که رسیدن به تو برای من ممکن نخواهد بود)
خاوو خوش و خيالم نازارم بون دير دونيام
(ای خواب شیرین من عزیزم ای دور دستترین نقطه دنیام)
گُتم هيسي و هيسم عزيزم وات موئم ده درديام
(گفتم که با من می مانی و با تو از دردهایم میگویم عزیزم ((فکر نمیکردم به این زودی ها بروی))
تا چَش بسم وا كردم عزيزم نه تو بيئي و نه دنيا مه تَنيا
(تا چشم باز و بسته کردم خودم را بدون تو و تنها یافتم)
توز سر ريا گُت نازارم و پاپتي مي مونم و ريا
(از آن زمان که گرد و غبار سر راهها به من این خبر را داد(خبر رفتنت) عزیزم من پای برهنه بر سر راهها مانده ام)
شويا بي اساره چشياته ناره
(به خاطر نداشتن نورچشمانت شبها بی ستاره و تاریک شده است)
تیريكي و ظلمات ره يا نادياره
(تاریکی و ظلمت همه جا را فرا گرفته است ,دراین تاریکی راهها ناپید است)
نه تاو گُتنم هي نه سر هشاره ,نه دلي كه بسوزيه خوري بياره
(نه توان گفتن برایم مانده و نه سر اشاره,نه دلسوزی که خبری بیاورد)
چي زمي هُشكي كه بيه فراموش ,نميايه اوري كه نمي باواره
(مانند زمین خشک فراموش شدهای میمانم ابری نمیآید که نم بارانی را به همراه بیاورد)
داره وه آرم آرم قسم موهوره ايوار , وه خين گرم اَفتاو ,دنيا نَمَنه واكَس
(غروب آرام آرام به خون گرم آفتاب سوگند میخورد که دنیا فانی است و برای هیچ کس نمی ماند)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر