این یک شهادت است در رابطه با رفیق هیبت معینی چاغروند در روزهای اعدامهای دسته جمعی ... لطفا مطالعه بفرمائید . یاد و خاطره رفیق هیبت معینی همچون دیگر جان افشانانِ راه آزادی و سوسیالیسم جاودانه باد .
......................................................
به شهادت محمود روغنی عضو حزب توده ایران که به ۱۵ سال زندان محکوم شده بود، در مصاحبه با رادیو دویچه وله جلب می کنم:
س- قبل از دادگاه کجا رفتید؟
من و عمویی را با کلیه وسایل صدا زدند و به اتاق ۳۲۸ بند آسایشگاه اوین بردند. آنجا دیدم هیبتالله معینی هم هست. هیبت گفت که از بند زنها، دخترها داد کشیدهاند و خبر دادهاند که چنین دادگاهی(دادگاههای مرگ) دارد برگزار میشود. بعد من و هیبت را صدا کردند و عمویی در همان اتاق ماند و دادگاه نیامد. من و هیبت را با پیراهن و پیژامه به بند ۲۰۹ بردند که دادگاه آنجا بود و ظاهرا در همان پایین هم اعدام میکردند.
س- با هیبتالله معینی چه صحبتهایی کردید؟
من گفتم تو چکار میکنی؟ گفت: میگویم عضو سازمانم هستم، مارکسیست هستم و جمهوری اسلامی را هم قبول ندارم. از من پرسید تو چه میکنی، گفتم من میگویم مسلمان هستم، مارکسیست نیستم و حزب را هم دیگر قبول ندارم.**
......................................................
به شهادت محمود روغنی عضو حزب توده ایران که به ۱۵ سال زندان محکوم شده بود، در مصاحبه با رادیو دویچه وله جلب می کنم:
س- قبل از دادگاه کجا رفتید؟
من و عمویی را با کلیه وسایل صدا زدند و به اتاق ۳۲۸ بند آسایشگاه اوین بردند. آنجا دیدم هیبتالله معینی هم هست. هیبت گفت که از بند زنها، دخترها داد کشیدهاند و خبر دادهاند که چنین دادگاهی(دادگاههای مرگ) دارد برگزار میشود. بعد من و هیبت را صدا کردند و عمویی در همان اتاق ماند و دادگاه نیامد. من و هیبت را با پیراهن و پیژامه به بند ۲۰۹ بردند که دادگاه آنجا بود و ظاهرا در همان پایین هم اعدام میکردند.
س- با هیبتالله معینی چه صحبتهایی کردید؟
من گفتم تو چکار میکنی؟ گفت: میگویم عضو سازمانم هستم، مارکسیست هستم و جمهوری اسلامی را هم قبول ندارم. از من پرسید تو چه میکنی، گفتم من میگویم مسلمان هستم، مارکسیست نیستم و حزب را هم دیگر قبول ندارم.**

درود بر سرداران آزادی*
پاسخ دادنحذفننگ و نفرت بر رژیم امپریالیستی آخوندی
سپاس و هزاران درود
پاسخ دادنحذف