۱۳۹۴ شهریور ۱۴, شنبه

نورمراد 81 ساله اهل خرم‌آباد ايران در حال تلاش براي كاشت بيدهاي كوچك در گلخانه خود در كمپ ليبرتي

نورمراد 81 ساله اهل خرم‌آباد ايران در حال تلاش براي كاشت بيدهاي كوچك در گلخانه خود در كمپ ليبرتي مي‌باشد گلخانه او پر از بيدهاي نونهال است او آنها را براي فصل بهار آماده مي‌كند. اين عادت او و عادت همه آنهاست، و هرجا كه رفته‌اند شكل زندگي و صورت زمين را تغيير داده‌اند. آنها بودند كه از زمين خشك و لم يزرع در كمپ «اشرف» يك شهر سر سبز ساختند و اين همان چيزي است كه نور مراد و ساكنان «ليبرتي» مي‌خواهند در زمينهاي مرده و ميراننده ليبرتي نيز انجام دهند. اين مبارزه ما براي پيشرفت زندگي در دو جنبه مادي و معنوي آن و آن‌چه كه از تغيير و ترقي در قوانين و ديدگاهها ايجاد مي‌كند مي‌باشد. او شرح مي‌دهد كه بذر اين درختان را با زحمت زياد از تنها درخت تنومند و قديمي داخل كمپ به‌دست آوردم و آنها را ابتدا نشا و بعد شروع به كاشتن كردم او كنار هر نهالي كه كاشته بود اسم يك شهيد را روي پلاكارد كوچكي نوشته بود، و بدينسان او زندگان را شاد و مردگان را گرامي مي‌دارد.


او مي‌گويد آن چه بعد از به دار كشيدن ريحانه جباري در صحنه سياسي بين دنيا و رژيم گذشت و جهان را تكان داد، فقط يكي از جنبه هاي واقعيت زندگي شهداست، آنها كه در مقابل بي عدالتي ايستادند و از خود ضعف و سستي نشان ندادند آنها مثل درخت استوار شاخ و برگشان در فضاي اجتماعي و سياسي جامعه بال و پر مي‌گشايد، همان‌طوريكه در قرآن كريم آمده” و لا تحسبون الذين قتلوا امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون (آل عمران 162)

نورمراد با تبسمي آكنده از اطمينان و اميد باغچه كناري را نشان داد و گفت گيرم كه يك بوته گل تاج خروسي را از ريشه در بياوري با هزاران دانه اش كه در زمين ريخته و با رويش جوانه هاي آن چه كار مي‌كني و حقيقتاً نمي‌دانم امروز رژيم در جامعه ايران با خيزش رشديابنده جوانان چه كار خواهد كرد. من نيز دوست داشتم، واقعيت اين رويش و بالندگي مبارزاتي را با كاشت يك نهال در كمپ ليبرتي نشان بدهم تا عصيان همه شهداي اعدام شده را در برابر بي عدالتي زنده نگاه دارم. در كنار اين نهال، درخت سرسبز تنومندتر ديگري ديده مي‌شود كه روي پلاكارد آن اسم غلامرضا خسروي (زنداني اعدام شده بند350زندان مخوف اوين) نوشته شده است كه تاريخ كاشت آن مرداد 93 است.

نورمراد مي‌گويد با كاشتن درخت در كمپ ليبرتي و سرسبز نگاه داشتن آن من به جاي تسليم و ذلت، زندگي و سرشاري و اميد و نبرد را انتخاب مي‌كنم تا به رژيمي كه مي‌خواهد ما را از بين برده و زندگي را در ما بميراند و توسط عواملش يك محاصره ضد انساني را بر اين كمپ كه آن را ” ليبرتي “ نام نهاده اند، اعمال مي‌كند، بگويم شما جز سستي و مرگ و نابودي - و دست برداشتن از پيمودن راه آزادي كه آن را در راه آرمانهاي عادلانه مان آرمان انسانيت و عدالت اجتماعي پي گرفته ايم - براي ما نمي‌خواهيد ولي به شما مي‌گويم كه من سربلند و راست قامت و استوار باقي خواهم ماند و از وحشت شما از مسيرمان كه مسير حق است، مسرور و مفتخرم. و بدانيد كه اعمال جنايتكارانه تان جز بر فخر و سربلندي و پايداري و شجاعت من نخواهد افزود و روز بروز مصمم تر و قدرتمند تر مي‌شوم اين‌طور است كه بر شما پيروز مي‌شوم به‌رغم اين‌كه خروج آزادانه جهت رفتن به بيمارستان و درمان كه حق اوليه هر انساني و به‌طور خاص هر پناهجويي است را از من و ساير ساكنان كمپ دريغ كرده ايد اما بدانيد خستگي و كلافگي و سستي و تن دادن در فرهنگ مبارزاتي ما جايي ندارد “.

نورمراد خاك اطراف نهال را براي آبياري آماده مي‌كند و با لهجه شيرين لري ترانه لري ” دايه دايه.. وقت جنگه ” را زمزمه مي‌كند.

او مي‌گويد آخر براي رژيم ايران كه زندگي مردم اهميتي ندارد آنها مي‌گويند ” مردم مي‌ميرند. به درك ! من به بمب مي‌رسم ! زنان صورتشان با اسيد ميسوزد و از بين مي‌رود به درك ! زن نبايد بپاخيزد و عليه انديشه ارتجاعي زن ستيز قيام كند! مخالفين من بايد در كمپ ليبرتي از بين بروند اگر با موشك ديگر جواب ندارد آنها را با زجر كش كردن و كارشكني در بردن آنها به بيمارستان به‌صورت قطره اي هم شده زجركش مي‌كنم و از پاي درمي‌آورم و عمرشان به درك !



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد

منصور امان /  فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد  منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...