۱۳۹۵ فروردین ۱۵, یکشنبه

پشه‌ای در استکان آمد فرود از زنده یاد فریدون مشیری

پشه اي در استكان آمد فرود
تا بنوشد آنچه را پس مانده بود

كودكي - از شيطنت- بازي كنان
بست با دستش دهان استكان

پشه ديگر طعمه اش را لب نزد
جست تا از دام كودك وا رهد
خشك لب مي گشت، حيران راه جو
زير و بالا، بسته هر سو راه او
روزني مي جست در ديوار و در
تا به آزادي رسد بار دگر
هر چه بر جهد و تكاپو مي فزود
راه بيرون رفتن ز چاهش نبود
آنقدر كوبيد بر ديوار، سر
تا فرود افتاد خونين بال و پر
جان گرامي بود و آن نعمت لذيذ
ليك آزادي گرامي تر عزيز

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد

منصور امان /  فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد  منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...