سعید سلطانپور (زاده ۱۳۱۹ در سبزوار - درگذشته ۱۳۶۰ در تهران)، کارگردان تئاتر، نمایشنامهنویس و شاعر ایرانی بود. شهرت او، به سبب تیربارانش در سال ۱۳۶۰ و شرکت در شبهای شعر گوته درسال منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ ایران، سرشناس ترین شاعر زندانیان سیاسی در دههٔ ۵۰ است. سلطان پور پیش از انقلاب تعدادی نمایشنامه روی صحنه برد که نمایش تعدادی از آنها توسط ساواک متوقف شد. او در سال ۱۳۵۳ به حبس محکوم شد اما در تیرماه ۱۳۵۶ از زندان آزاد شد و به کانون نویسندگان که مجددا بازگشایی شده بود پیوست. سلطان پور پس از انشعاب در سازمان چریکهای فدایی خلق ایران به طرفداری از طیف اقلیت پرداخت. او در ۲۷ فروردین ۱۳۶۰ در شب عروسی اش بازداشت و در تاریخ سی و یکم خرداد همان سال اعدام شد.
فارغ از هر گونه گرایش سیاسی این ترانه ناب را که برای ایران و ایرانی سروده با صدای دلنشین نازلی و روشن رحمانیان عزیز تقدیم میکنم:
فارغ از هر گونه گرایش سیاسی این ترانه ناب را که برای ایران و ایرانی سروده با صدای دلنشین نازلی و روشن رحمانیان عزیز تقدیم میکنم:
زده شعله در چمن در شب وطن خون ارغوان ها
تو ای بانگ شور افکن تا سحر بزن شعله تا کران ها
که در خون خستگان دل شکستگان آرمیده طوفان
به آیندگان نگر در زمان نگر بردمیده طوفان
قفس را بسوزان رها کن پرندگان را بشارت دهندگان را
که لبخند آزادی خوشه شادی تا سحر بروید
سرود ستاره را موج تشنه با آهوان بگوید
ستاره ستیزد و شب گریزد و صبح روشن آید
زند بال و پر ز نو آن کبوتر و سوی میهن آید
گرفته تمام شب شاخه ای به لب سرخ و گرده افشان
پرد گرده گسترد دانه پرود سر زند بهاران
تو ای بانگ شور افکن تا سحر بزن شعله تا کران ها
که در خون خستگان دل شکستگان آرمیده طوفان
به آیندگان نگر در زمان نگر بردمیده طوفان
قفس را بسوزان رها کن پرندگان را بشارت دهندگان را
که لبخند آزادی خوشه شادی تا سحر بروید
سرود ستاره را موج تشنه با آهوان بگوید
ستاره ستیزد و شب گریزد و صبح روشن آید
زند بال و پر ز نو آن کبوتر و سوی میهن آید
گرفته تمام شب شاخه ای به لب سرخ و گرده افشان
پرد گرده گسترد دانه پرود سر زند بهاران
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر