۱۳۹۵ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

غزل رفیق


ای سحر شبانه ام، آتش جاودانه ام
ای گل سرخ خانه ام
شور من و شرار من
زخمه ی ماندگار من

چشم تو خنده ی سحر

دست توسنگری مرا
در شب سرد کارگر
ای زسحر نشانه ام

نیل ستاره بارمن
زخمه ی ماندگار من

ای تب تند هستی ام ، نبض بلند وپستی ام
گرچه به خون شکستی ام ، گرچه به شعله پستی ام

با تو وبی تومن توام ، چنگی وچنگ ، هر دوام
تاب وتب کرانه ام
موج کران گذار من
زخمه ی ماندگار من

سیلی زنگدار تو ، جوهر جاودانه شد
خشم هراسبار تو ، جذبه ی بیکرانه شد
ای غم جاودانه ام
شادی بیکرانه ام
شورش من ، قرار من
زخمه ی ماندگار من

با تو براه می زنم ، تا همه باغ خون شوم

لاله ی واژگون شوی ، لاله واژگون شوم
ای گل سرخ سازمان
چشمه وآبشار من

لاله ورود بار من، دره وکوهسار من
غلغل ارغوان توئی

آتش نغمه خوان توئی
بلبل آشیان خون
در شب خونچکان توئی
آ …ی منم
خونگل واژگون توئی


وا…ی منم
پر پر تند خون توئی
خنده ی اشکبار من
هق هق بیقرار من
حادثه ی زمانه ام
برق خزانبهار من
زخمه ی ماندگار من
سعید سلطانپور

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

واکسن؛ خامنه ای چطور پُشت مُجریان فرمانش را خالی کرد

منصور امان /  فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۸ مرداد  منبع: پایگاه اینترنتی ایران نبرد و جنگ خبر http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=5...