برای دردهای مردم مظلومم ، بغض گلویم را می فشارد ، ترانه های سربی ، آواز بی کسی ، رنج بی پناهی، و گرسنگی مردم میهن!
۱۳۹۴ شهریور ۴, چهارشنبه
شعر آزادی ـ شیرکو بیکس
از میانهی ابر
بشارتی سبز سر برمیآرد از چشمان تر چشمه آب زندگی ست که به جوش و خروش میآید از قلب کوه پرندهی صبح به پرواز در میآید از زخم مزرعه خوشهی گندم جوانه میزند و از لولهی تفنگ نیز راه آزادی پیدا میشود!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر