سرود آینه رود / برای آزاد زنان ایرانزمین
می گذرد در شب آیینه ی رود
خفته هزاران گل در سینه ی رود
گلبـن لبخنــد فــردایی مــوج
سـر زده از اشک سیمینه ی رود
فراز رود نغمه خوان
شکفته باغ کهکشان
می سوزد شب در این میان
رود و سرودش
اوج و فرودش
می رود تا دریای دور
باغ آیینه
دارد در سینه
می رود تا ژرفای دور
موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوندد
فـردا رود طغیـان شــورافکـن در دریـا مـی خـوابــد
خورشید از شرق سوزان میروید بر دریا میتابد
خفته هزاران گل در سینه ی رود
گلبـن لبخنــد فــردایی مــوج
سـر زده از اشک سیمینه ی رود
فراز رود نغمه خوان
شکفته باغ کهکشان
می سوزد شب در این میان
رود و سرودش
اوج و فرودش
می رود تا دریای دور
باغ آیینه
دارد در سینه
می رود تا ژرفای دور
موجی در موجی می بندد
بر افسون شب می خندد
با آبی ها می پیوندد
فـردا رود طغیـان شــورافکـن در دریـا مـی خـوابــد
خورشید از شرق سوزان میروید بر دریا میتابد
از كتاب سرود كوهستان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر