برای دردهای مردم مظلومم ، بغض گلویم را می فشارد ، ترانه های سربی ، آواز بی کسی ، رنج بی پناهی، و گرسنگی مردم میهن!
۱۳۹۴ مهر ۲۸, سهشنبه
نامت پرنده ای ست که یک روز از آشیانه سوخته ی خون ریخته پرواز می کند
نامت پرنده ای ست که یک روز از آشیانه سوخته ی خون ریخته پرواز می کند پر می کشد بسوی افق های تابناک پر می کشد به جنگل پر می کشد به دشت پر می کشد بشانه ی صبحی گسسته بال صبحی شکسته باسم آتشگون در حلق شب هراّی بازگشت
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر